<عمید:عاشق و بی قرار>
' اقلیم ِ وجودم' شده از آن ِتو ای ڪاش ،
در مُلک ِ دلـــم تــا " ابدُالدّهــــر " بمانـی!
٫
شاید برای روزگار نبودن ،
مینویسم برای بازماندگان . .
کپی ؟ راحت باش گاهی هم فور کن!
بامن انگار این جهان، بد روی لج افتاده است!
کامِ من جای عسل در جامِ زهر افتاده است؛
هر کجا رفتم کسی یک گوشه از قلبم درید؛
تکه های قلبِ من در کلِ شهر افتاده است:)