باران،کمیآهستهتر،اینجاکسیدرخانهنیست؛
منهستموتنهاییودردیکهنامشزندگیست:)
رفتی و نداری خبر از دردِ گرانم
از حال خرابِ دل و از بغضِ نهانم
آرام و قرار دلِ سرگشتهای اما
بر هم زده هر خاطرهات، روح و روانم:)
غَمِ ویرانی خود را بہ چہ تَشبیہ ڪُنم ؟
فَرضڪُنڪوهِشِنیطَعنہِطوفانخوردِه...