«گمان میکردم ردِ پای تو را میشود با قدمهای تازهای که در کوچههای پرترددِ زندگیام میگذارم، پاک کرد. پنداشتم دستهای دیگری میتوانند آوارِ تنهاییام را پس بزنند و آن حفرهی عمیقِ نبودنت را پر کنند. اما دریغ… هر که آمد، نه طبیبِ زخمهای کهنهام، که نمکپاشِ جراحتهایم شد.
من در پیِ اثباتِ وفاداری به جهانی بودم که گمان میکردم هنوز رنگِ محبت را به یاد دارد؛ خواستم ثابت کنم که قلبهای شکستهخورده هم میتوانند دوباره خانه کنند. اما افسوس که در این بازارِ مکارهی آدمهای سمی، من تنها قربانیِ بازیهای بیرحمانهای شدم که روحم را به انزوا کشاند. حالا دیگر کنجِ دنجِ تنهاییام، امنترین پناهگاهِ من است؛ جایی که دیوارها به جای قضاوت، تنها شاهدِ سکوتِ مناند.
فهمیدم که در این هیاهوی پر از رنگ و ریا، هیچکس نه آنقدر نزدیک است که درد را بفهمد و نه آنقدر زلال که مرهمی باشد. حالا دیگر عهد بستهام؛ عهد بستهام که این فصلِ حساسِ “نوجوانی” را، با تمامِ غبارها و شکوفههایش، در خلوتِ خویش به سر ببرم. من، خودم، برای خودم خواهم ماند؛ برای ساختنِ آیندهای که دیگر در آن، نه جایِ خالیِ کسی حفره ایجاد کند و نه زخمِ حضورِ آدمهایِ نابلد، روحم را خراش دهد. من خود، معمارِ تنهاییِ خویشتنم؛ و این آغازِ قدرتمندِ ایستادنِ من است.»
𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه امتحان چند روز دیگمو بیست شدم همش به لطف ایشونه💆🏻♀️
𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠
استرس امتحان نهایی هامو به چالش رفتن با آدم های سمی ترجیح میدم💆🏻♀️. چقدر لذت بخشه که امتحان ادبیاتمو گند زدمم بوهاهاها
البته گند که نزدم ولی خب میتونست بهتر بشه اگه اون کلمه رو یادم نمیرفتتت (کشیدن موهام)
❀ 𝐀𝗺𝐢𝐭𝐲 ❀
𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠
اصالتِ آدمی، نه در همرنگی با جماعت، که در همان تفاوتهایِ خاموشِ اوست؛ در همان مرزِ باریکی که میانِ خویش و هیاهویِ جهان میکشد.
در روزگاری که نگاهها همه به ویترینِ «مد» دوخته شده و نبضِ جهان با ریتمِ تکراریِ «رنگِ سال» و نقشهایِ زودگذر میتپد، تو در حاشیهیِ امنِ خویش ایستادهای. میانِ آنهمه هیاهو، وقتی دیگران خود را در آینههایِ فریبندهیِ عادت میجویند، تو به تماشایِ خلوتِ رویاهایت نشستهای؛ همانجا که نه رنگی رنگ میبازد و نه مدّی از سکه میافتد.
آرامش، نه در تقلید، که در اصالتِ همین نگاههایِ متفاوت است؛ در اینکه بدانی کیستی، وقتی دنیا سخت میکوشد تو را شبیه به دیگری کند. تو، خودِِ منیِ خویشی؛ همین است که تو را از تکرارِ محض، به شکوهِ ماندن میرساند.
𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠