آنانساف..!
کیمیا درحالی که پسرش را در آغوش گرفته بود، پرواز کرد.
عمری بود که تنها هم آغـ--ـوشِ نگار، خودش بود.
آنانساف..!
- چی شد - از شنبه
من افتاده ام، تیکه ها مال تو
هرجور میخوای منو بساز از نو...