منتَظَر ؛ هماوست که قرنها در انتظار بلوغ منتَظِر است!
و شرححال این بلوغ، وفاست!
منتَظَر، چشمبراه تکثیر وفای همان هفتاد و دو جانِ لشکر حسین علیهالسلام، در سیصد و سیزده جانِ دیگر است! وفایی از همان جنس مرغوب وفایِ عباس...
آزمون وفا را که قبول شویم؛
کشتی نجات ما نیز، به دادمان خواهد رسید!
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#السلام_علیک_یا_مولانا_یا_صاحبالزمان
#میلاد_امام_حسین 🎊
روز مهندس به تمام اون مهندسایی که مدرکشو دارن😎، و اون مهندسایی که مامانشون مهندسشون کردن😉، و اونایی که وقتی خرابکاری میکنن همسرشون بهشون میگه مهندس😅😁 مبارک✌️🌹
اَنارستــــــون
که مونسِ دل و
آرامِ جان و
دفعِ غمی...
تولدت مبارک رکیذکم😍🎊
@Rakiz_1
اسفند عینِ پنجشنبه هاست.
که همیشه صدبار قشنگ تر از جمعههاست
اصلا از همون شروعش قشنگه
حس بوی بهار از پشت پنجره
و آفتاب گرم و بی جون از لای پردهها روی پوست سرد خونه
اسفند یعنی یک سال دیگه
یعنی یه شانس دیگه...
شما شنیدهام از بس کلافهام در شهر
مرا به اسم خودم یکنفر صدا بزند...
#حسین_مرادی
شربتبریزهای ایستگاههای صلواتیِ ماه شعبان، شبِ چهارم گریه میکنند. من این گریهها را چند سال است زیر نظر دارم. دست خودشان نیست. توی دودِ اسفند و دودِ ماشین و موتورهایی که ایستادهاند، من اشکهایشان را زیاد دیدهام. همهشان شبیهِ هم یک جوری که هیچکس نفهمد اشک پاک میکنند، جوری که انگار دارند عرق پیشانی را با ساعد برمیدارند. شب چهارم، موقع شکستن یخها، وقتی شربتها تگری میشوند، همین که رهگذرها میگویند اجرتان با صاحبِ امشب، گریه میکنند، ولی آرام.
وقتی روز سوم غروب میشود، وقتی تازه شب چهارم رسیده، دیدهام که شربتبریزها پارچ برمیدارند میآیند این طرف خیابان که هیچ کس از قلم نیفتد. وقتی بچهها میگویند: «عمو، میشه یکی دیگه بریزی؟!» ، بعضی وقتها بلند هقهق میکنند. بعد میروند یک لیوان بزرگتر پیدا میکنند تا بچه خوشحالتر بشود.
ما رهگذرها، همیشه عجله داریم؛ شربت میخوریم و زود میرویم و نمیبینیم خودشان حواسشان جمع بوده به یاد آن شرمندگی، آن تشنگی بزرگ هیچ شربت نخوردند...
#امیرحسین_معتمد
#میلاد_حضرت_عباس 🎊