یک نفر ای کاش میشد مینشست و میشنید
تا بگویم چشم آهویش چه با این شیر کرد
مطمئنم آسمان هم وام دار چشم اوست
موج را باید که با گیسوی او تفسیر کرد
چوبهی دار سکوتم را به پا کردم، بس است
بیش از این دیگر نباید دست دست و دیر کرد
من فقط مشکوک اینم او هم آیا مثل من
چشم چرخاندُ نگاهش در نگاهم گیر كرد؟
اَنارستــــــون
«كل أشكال الفرح تجتمع في" دقيقة" أعيشها مَعاك..» تمام شکلهای شادی در دقیقهای جمع میشود که با تو ز
تو همونی هستی که بخاطر وویسات حتی آهنگ مورد علاقهمم قطع میکنم...
آره خلاصه : )
محمّد، با خودش آورد، محبوبش، حبیبش را
حسن، آن باغ حُسنش را، حسین و عطر سیبش را
#قاسم_صرافان
#روز_مباهله