باز کردی گره ز کار همه،
گره انداختی به کار حسین...
#علیِکوچکحسین
#حسینِمن
به میدان آمده انگار پیغمبر، علی اکبر
رجز میخواند طوفانی چُنان حیدر، علی اکبر
اذان گوی حرم لبتشنه بودو شاه دین فرمود
شوی سیراب تو از چشمهی کوثر، علی اکبر
هجوم آورد لشکر، دید دشمن کار یک تن نیست
که رو در رو شود با این یل محشر، علی اکبر
به زیر نیزه و شمشیر و تیغ و سنگ و خنجرها
شده آن لالهی لیلا دگر پرپر، علی اکبر
همه اهل حرم دیدند با چشمان گریان که
بدل شد چون که به صدها علی اصغر، علی اکبر
پدر آمد عبا را پهن کرد و از زمین برداشت
علی اکبر، علی اکبر، علی اکبر، علی اکبر