مگر مانند پبغمبر تو هم شق القمر کردی
که میخوانند خود را ارمنیها هم مسلمانت
حسین ابن علی(ع) که عالمی هستند قربانش
به تو گفته برادر جانِ من، جانم به قربانت
همه دیدند دست از هر تعلق در جهان شستی
همینکه رفت در آب فرات آن روز دستانت
به دوش خود کشیدی بار سنگین امانت را
دو دستت را فدا کردی و ماندی پای پیمانت
همان وقتی که تیر آمد به سوی مشک میدیدی
گره کور است و حتی وا نخواهد شد به دندانت
عجب حسن ختامی داشتی که در دم آخر
به جای مادرت ام البنین، زهراست مهمانت
هرکجا مصرعی از مشک و علم میآید
مصرع بعدی آن قافیه کم میآید...
#حامد_عسکری
#اباالفضلِمن
روضه یعنی چشمهای عبّاس
وقتی تیر به مشک خورد...
فَوَقفَ العبّـاس مُتَحیِّرا
یوسفِ مصری، میان روضهی عباس گفت
تازه فهمیدم برادر داشتن اینگونه است!
#اباالفضلِمن