من "شما" ماندم برایت تو کماکان "ماه جان"
دوستت دارم اگر چه با حماقت بیشتر...
شهر را گشتم سراسر مثل تو پیدا نشد
هیچ جایی واژهی «ما» بعدِ تو معنا نشد
هر کجا "من" بود آنجا ردِّپایی از "تو" بود
حاصل این من وَ ردّی از تو دیگر ما نشد
کاش برگردد هوایت، خانه دلگیر است، آه
رفتی و بعد از تو دیگر زندگی زیبا نشد
قول دادی صبح فردا خانه باشی سالهاست
روزهایم میرود یک یک ولی فردا نشد
قاب عکست رو به رویم، چشمهایم خیس اشک
مات و مبهوتم چرا چشمان من دریا نشد؟!