eitaa logo
اَنارستــــــون
37.2هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
272 ویدیو
2 فایل
[خدا مرا برای تو انــــــار آفریده است🌱] ✅ فوروارد :) تبلیغات 👈 @TarefeAnarestun
مشاهده در ایتا
دانلود
نقل است که فخر علما، شیخ بهایی شد شامل لطف و کرم خاص خدایی گفتند بیا فاطمه داده است رضایت معمار حرم باش، علی کرده جدایت جا داشت بنازد به همه عالم امکان روزیِ کمی نیست حرم سازی سلطان نزدیک به اتمام حرم بود که ناگاه دیدند همه روی لب شیخ نشست آه با پوزش از آقای جهان گفت به یاران باید که کنم چند شبی ترک خراسان تا اینکه دوباره برسم خدمت آقا جز سر در این کعبه بسازید همه جا را در غیبت او گشت مهیا چه بنایی چه گنبد و گلدسته‌ی انگشت نمایی به به چه ضریح و حرم و صحن و سرایی از شوقِ طوافش دل کعبه است هوایی ناگاه چنین توصیه گردید ز خدام وقتش شده معماری سردر شود اتمام گفتند که ما اذن به این کار نداریم تا آمدن شیخ همه لحظه شماریم گفتند که از جای دگر آمده دستور فرمان امام است و پر از حکمت و منظور
پس ساخته شد سر درِ آن روضه‌ی رضوان کم داشت فقط روح الامین عرش خراسان پس شیخ بهایی ز سفر آمد و ناگاه با دیدن سردر ز دل خویش کشید آه شد غوطه ور حسرت و غم حال و هوایش تا داشت توان کرد گله از رفقایش گفتند مکدر نشو این امر امام است سرپیچی رعیت ز شهنشاه حرام است یک خادم خوش روزی این روضه‌ی اعلا دیدار نصیبش شده در عالم رویا کرده است چنین امر، به او قبله ی عالم بر شیخ پس از اینکه رساندی تو سلامم گو مرد خدا، پیرِ هنر، دست مریزاد معمار کرمخانه.ی ما، خانه‌ات آباد در خانه‌ی امید؛ تو در فکر طلسمی ما کار نداریم که آمد به چه اسمی بسپار حرم‌ را به طلسمِ کرم ما بگذار بیایند همه در حرم ما ای شیخ بِدان ما پدر هر بد و خوبیم ما طایفه ذاتا همه ستار العیوبیم ما چشم به راهیم‌ گنهکار بیاید با هر چه که آورده، خریدار بیاید باید به حرم پاک شود زائر ما تا گیرد صله‌ی تذکره‌ی کرببلا را 🖤 ♥️
لحظات آخر است، گدا را حلال کن... ♥️
سفره‌ای را که حسین علیه‌السلام، «چاره‌ی بیچارگان»، پهن میکند را رضا علیه‌السلام، «پناه تمامی عالَم»، جمع میکند که او رئوف این خاندن است... ♥️ ♥️
از چند و چون قصه‌ی دلبستگی مپرس آیین مهر فارغ از این چون و چندهاست... ♥️
من‌ از آن موقع که طفلی بی زبان بودم حسین... خادم ناقابل این آستان بودم حسین
خرج روضه کردم و زهرا برایم خرج کرد سود کردم پیش تو، گرچه زیان بودم حسین
از جوانی خوب‌تر پیرِغلامی شماست شوق پیری داشتم وقتی جوان بودم حسین
راه افتادم برایت، پیشوازم آمدی هرقدم مدیون لطفی بی کران بودم حسین
من‌ که بودم دیرتر راهی مقتل می‌شدی کاش یارت می‌شدم، کاش آن زمان بودم حسین