کاش یک گل روبه انقراض بودم ،
در دلِ دشت ها . . ⊰ ֢
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
فکر میکردم میتوانمفراموشت کنم؛
ولی انقدر دلم برات تنگ شده که دارم خودمو فراموش میکنم. . ."
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
دلش
از چیزهایی غمگین میشد
که به چشم هیچ آدم دیگری
نمیآمد . . '
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
درگیر تو بودم منِ دیوانه و افسوس
پیراهنت آلوده به آغوش دگر بود . .'
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』
دردناکترین سکوت، سکوتِ کسی است که
دیگر حرفی برای گفتن با تو ندارد؛
و این یعنی پایانِ تمامِ فصلها . . .
『𝑨𝒏𝒅𝒓𝒐𝒎𝒆𝒅𝒂』