جلد چهارم مجموعه پرسیجکسون تمومشد.
یه تجربه فوق العاده است، با غم بزرگی وارد جلد آخر میشم. ❤️🩹
اما فضاسازی و شخصیت ها حرف ندارن. شوخی هاشون و رفتارهاشون به شدت دوست داشتنی و قیلی ویلی کننده است..
بحث مفصل بمونه برای جلد آخر
با دیالوگ های طلایی این جلد ، یادداشت رو به پایان میرسونم:
«نبرد در کنارت خوبه مغز جلبکی»
«تو پسر مورد علاقه ام هستی»(فکر بد نکنید، این جمله رو باباش بهش میگه)
⚔🌊
انسان ها در مواجهه با اندوه واقعی، حتی توان اشک ریختن را نیز از دست می دهند.
_نقاشی های عجیب
ـآنِمون
#یهقاچداستان یارو امان نمیداد و یک ریز تملق میکرد. لبهایش مثل دندانهای آسیاب میجنبید و آرد
این داستانی بود که خیلی وقت پیش گذاشتم، برای مسابقه ای بود که شرکت کردم ، ولی شما منت بذارید بخونید🤎☁️
پ.ن: هشتگش رو تازه اضافه کردم