نوشتن استعدادش را میخواهد؟
قلم دست میگیرند و با فازی علمی و آکادمیک کلمه ردیف میکنند و مثلا میگویند:
اگر استعداد نویسندگی نداری خودت را هم بکشی نویسنده نمیشوی. و اگر استعداد نویسندگی داری باید خودت را بکشی تا نویسنده شوی.✍🏼⏳
از این دست جملات و حرفها در فضای مجازی و غیر مجازی زیاد است. اینکه شما برای نوشتن باید عصارهای از برگدرختان قناری در قلب و تیزبینی عقاب و ذکاوت کلاغ را داشته باشید و موهبتی به شما برای نوشتن اعطا شده باشد. حرفهایی سراسر ذوقی و سلیقهای که به ظاهر ریشهای علمی و درست و درمان دارند. حرفهایی که کارشان واهمه انداختن در دل افرادی است که عشق و میل به نوشتن دارند. حرفهایی که از قلم بسیاری را دور انداخته است. و من این حرکت ضایع و مسخره بسیاری از نویسندگان اسم درکرده با این حرفهای شاذشان را میگذارم؛ «نوشتن در انحصار بلبل زبانها.»🌱
افرادی که به دلایل مختلفی به یک جا میرسند و میبینند که؛ «عه چه جالب من میتوانم قشنگ بنویسم حالا وقتش است تئوری علمی از خودم در وکنم.»
او کسی بود که میتوانست کاملم کند،
حتی با این که خودش کسی بود که مرا درهم شکست.
_قلب جنگجوی خورشید
هدایت شده از |عـلویـات|
پرسیدند: یاعلی؛
قوی ترین آفریدهی پروردگار چیست؟!
فرمود: کوه!
اما آهن بر آن غالب است،
آهن هم مغلوب آتش است،
آتش نیز مغلوب آب است،
خودِ آب هم که مغلوب باد است،
انسان هم بر باد غلبه دارد
و آن را رام میکند؛
بنابراین از باد قویتر است.
اما؛
انسان خودش مغلوبِ غم است!
پس #غم؛
قویترین آفریدهی خداوند است...
| الغارات ج۱،ص۱۸۲