همه چیزهای از دسترفته یک روز برمیگردند اما درست وقتی که یاد میگیریم بدون آنها زندگی کنیم ...
_همه نامها
فکت جدید از ویکتور هوگو 🛫
میدونی وقتی هوگو از فرانسه تبعید شده بود (به جزیرهی گِرنزی)،
یهبار روی صخرههای کنار دریا با گچ روی سنگها شعر مینوشت .
ولی فقط وقتی دریا عقب میرفت 🌊
تا وقتی موجها برمیگشتن، همهی شعرهاش شسته بشن و محو بشن.
میگفت:
> «بعضی شعرها را باید برای دریا گفت، نه برای مردم.» 🌫️
هر وقت احساس کردید به دستِ گرمی نیاز دارید، دست دیگرتان را بگیرید.
کسی که خودش را باور دارد شکست نمیخورد.
_جبران خلیل جبران
تو برای من سرودی هستی، برای روحی که هرگز نوای موسیقی را نشنیده است. پرتو نوری برای چشمانی که تنها تاریکی را دیده ام .
_بلادونا