HayedehHayedeh - Arousak [320].mp3
زمان:
حجم:
8.7M
عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته
که صد تا شبنم اشک توی چشمات نشسته
منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن
یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن
خاطره یعنی یک لحظه که تمام نمیشود.
یعنی ردپای نوری که یکبار به دلت تابید و حالا هر وقت چشمت را میبندی، باز هم گرمت میکند.
خاطره یعنی بودنِ کسی که رفته، اما با تو مانده.
یعنی سکوت یک عکس، که بلندترین حرفهای دنیا را میزند.
خاطره یعنی «یادت هست؟» و تپشی که هنوز برای همان «یادت هست» میتپد.
خانهی ما، هیچوقت قصر نبود.
اما وقتی پدرم از سر کار برمیگشت و مادرم چای میریخت، انگار تمام دنیا، در همان چهار دیوارِ کوچک، جمع میشد.
سرشار از خوشحالی و ارامش..
🐚
خانهی ما، هیچوقت قصر نبود. اما وقتی پدرم از سر کار برمیگشت و مادرم چای میریخت، انگار تمام دنیا،
اما حیف...
حیف که خوشحالی را نمیشود قفل کرد. ارامش را نمیشود توی کمد گذاشت. یک روز من فهمیدم که چهار دیوار خانه، برای نگهداری خوشبختی، دیوارهایش خیلی نازک است.
چرا همهچیز اینقدر زود بهم میریزد؟ چرا ارامش، مثل برف روی دست است؟