چه حماقتی!ما از این که نکند تمام زندگیمان به هدر برود وحشت داریم،
اما هر روز از تکه تکه دور ریختن آن ابائی نداریم.
-تامس هریس؟¿
And she cried over nothing
و اون سر هیچی گریه کرد
So there was nothing l could do to stop
پس کاری نبود که بتونم برای جلوش رو گرفتن انجام بدم
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش