روز شصت و سوم(30آبان)
-خستگی
-چشمای دیانا🛐
-اینکه زنگ ورزش توی کلاس🥲 موندیم<<<
-ریاضی
-2ساعت مونده تا رفتن
-دیدن دیانا🛐
-خریدن کتاب🛐🛐🛐
-ناراحتی یکم
-کتاب کتاب کتاب🌟
-خوشحالی برای کتاب
-تعریفایی که از استایلم کرد🛐
-کتاب🛐
-آلاستار
-انبه و خرگوش
-مهربونی و حرفای مامانم🫂
-کای.مبینا.رستا.آماریس.مریم🛐
زندگی به عنوان یه خرگوش کوچولو
you did not do anything wrong it just didn't work out that's all note to self شما هیچ کار اشتباه
Silent, silent, the brief candln of
Iife is nothing but the trembing
Shadow of a poor actor who wastes an hour of his on the and is lively. And after that, no more song is heard from nim. lt is a story told by crazy people fll off passion and anger
That does not mean anything!
خاموش،خاموش،ای شمع مختصر!
زندگی چیزی نیست جز سایه لرزان،
بازیگر بیچاره ای که ساعتی از عمر خویش را بر روی صحنه میخرامد و جنب و جوش میکند و پس از آن دیگر آوازی از او به گوش نمیرسد.
قصه ای که دیوانگان گفته باشدش،پر از هوی و های و خشم که بیانگر هیچ نیست!