eitaa logo
صدای مردم
791 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
65 فایل
🔙مدیریت 👈 @Kmylll
مشاهده در ایتا
دانلود
؟ نقل است روزی ملا از قبرستان عبور می‌کرد، پایش به سنگ قبری خورد و به رو افتاده ، تمام سر و صورتـش پر از گرد و غبار شد. به ذهنش رسید که خوب است خود را مـرده قلمداد کند، بلکه نکیر و بیایند و او آنها را ببیند که‌چه شکل هستند. در این فکر بود که صدایی به گوشش رسید فکر کـرد صدای نکیر و منکر است که می‌ آیند ، از ترس میان قـبری مخفی شد. نگاه کرد چند قاطر نزدیک شدند که بار آنها هم چینی و شکستنی بود، ناگاه ملا ازمیان قبر بلند شد، قاطرها رم کردند وبارها را به زمین انداختند و فرار کردند قاطرچی‌ ها هم عصبانی شدند و ملا را به شدت زدند و بدن او را مجروح کردند، ملانصرالدین با صورت خونی به خانه برگشت، زنش پیش آمد و از او پرسید کجا بودی که‌به این روزگار افتاده‌ای؟ گفت رفته بودم به آن دنیا ببینم چه خبر است، زنش پرسید چه بود؟ گفت اگر قاطر های کسی را رم ندهند خبـری نیست و کـسی به کسی کاری ندارد
درخواست کرد که امام دستور دهند شیر، ساحر را برگرداند. متوکل از هر راهی تلاش میکرد امام هادی علیه السلام را کند و شخصیت وعظمت او را درهم شکند. روزی فردی را به سراغ شعبده باز و جادوگری فرستاد که اهل هندوستان و از دشمنان اهلبیت علیهم السلام به شمار می آمد متوکل به جادوگر هزار دینار طلا داد که علیه السلام راتحقیر و شرمنده کند. او نیز قبول کرد و در مجلس مهمانی متوکل ، کنار حضرت هادی علیه السلام نشست. ودر قرص نانی عمل سحر انجام داد؛ به گونه‌ای که وقتی امام دست مبارک خودرا به طرف نان دراز کرد ؛ نان به هوا پرید، و حاضران خندیدند و به خیال خام خودشان حضرت را تحقیر کردند. در کنار جادوگر بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر بود. امامِ کائنات و صاحب ولایت دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد و فرمود: این فاسق را بگیر . با عنایت الهی و امام آن تصویر به شیر درنده تبدیل شد و درجا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید کسانی که در آن جمع بودند ، مبهوت ومتحیر ماندند. متوکل از امام هادی علیه السلام کردکه امام دستور دهند شیر ، ساحر را برگرداند. حضرت فرمودند: او را دیگر نخواهی دید. آیا تو دشمنان خدارا بر دوستان او مسلط میکنی؟ این جمله را فرمود و مجلس متوکل را ترک گفت منابع : بحار الانوار، جلد ۵۰ ، ص۱۴۴، ح ۲۸؛ کشف الغمّة، جلد۲، صفحه۳۹۲؛ تجلیات ولایت، ص۴۸۰
در پی آنم که به اندازه یک عمر از تو طلب کنم... خدایا مرا ببین ، تنها به خاطر آرزوها و هایم به درگاه رحمتت آمدم سپاس، از آنِ پروردگار آرزوها و امید هاست. خداوند مهربانی که هرقدر از او بخواهیم، خسته نمیشود و هرقدر عطا کند ، از اقیانوس بیکران نعمت هایش کاسته نخواهد شد خداوندا درهای رحمت تو همواره به‌ روی بندگان باز است‌و دست عطایت گشاده. بندگان توهر زمان که صدایت کنند پاسخ می دهی و اگر آرزو کنند می‌ بخشی. امشب اما شب دیگری است شب آرزوهاست. امشب، من تمام دعاها و آرزوهای عمرم رایک جا به درگاهت آورده‌ام امشب، در پی آنم که به اندازه یک عمر از تو طلب کنم... تنها کسی هستی که وقتی آرزوهایم رابا او در میان مینهم، احساس خفت و نمی کنم . تنها تویی آنکه دوست دارم تمام غم هایم را برایش مو به مو شرح دهم. می‌دانم هرگز به آرزوهایم نمیخندی. هرگز حاجت‌های مرا به سخره نمیگیری و هرگز من را بخاطر آرزوهایم تحقیر نمیکنی . من در حضور مولایم حتی از کوچکترین آرزوهایم چشم نمی پوشم و به من آموخته ای خواستن و طلب کردن را؛ که همیشه نیکی ها را طلب کنم که تنها از تو بخواهم واز غیر تو هیچ نخواهم. پروردگارا گنج های تو نامتناهی است و هر قدر کنی، کاستی نمییابد پس، از تو روز افزون طلب میکنم و تمام خیرها و خوبی‌ها را یک جا از تو می خواهم محتاج هستم و فقیر، تنهایم نگذار و سینه‌ام رابا صبر گشایش بده. عنایت کن و مشکلاتم را آسان کن
هر کس را می‌ خواهی بشناسی ، در وقت عصبانیت و خشم بشناس بعضی آدم‌ها مثل خشکند! تا عصبانی می‌ شوند، آتش می‌ گیرند و همه جا را دودآلود می‌ کنند . همه جا را تیره و تار کرده، اشک آدم را جاری می‌کنند ولی بعضی‌ ها این طور نیستند؛ مثل هستند وقتی حرفی را می‌زنی که ناراحت میشوند و آتش می‌گیرند، بوی جوانمردی و انصاف می‌ دهند و "گذشت"، انگیزه‌ی انتقام را در آن‌ ها خاموش می‌کند. برای همین می‌ گویند: هر کس را می‌ خواهی بشناسی ، در وقت عصبانیت و خشم بشناس علیه السلام: مَن غَضِبَ عَلَيكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَلَم يَقُل‌فيكَ سوءا فَاتَّخِذهُ لِنَفسكَ خَليلاً؛ هر كس سه بار بر تو خشم گرفت ولى به‌تو بد نگفت، او رابراى خود به دوستى انتخاب كن منبع: معدن الجواهر ، صفحه ۳۴
هر مرد و زن مسلمانی که یک روز از رجب را روزه بدارد از ثوبان غلام پیامبر صل الله علیه و آله نقل شده که : با جمعی در خدمت جایی می‌رفتیم. عبورمان به گورستانی افتاد. پیامبر کمی در میان قبرها ایستاد وسپس راه افتادند. من عرض کردم توقف شمادر قبرستان به چه خاطر بود؟ حضرت گریه کرد وما نیز محزون و گریان شدیم سپس فرمودند: ثوبان اینان در قبرها معذّبند، چنانکه من‌ ناله آنها را شنیدم و دلم بحال آنها به رحم آمد و از خدا خواستم آنها را تخفیف دهد وخداوند اجابت فرمود. ای‌ ثوبان اگر اینها در ماه رجب روزه گرفته بودند، در قبرهایشان عذاب نمی شدند. عرض کردم آیا روزه و عبادت در ماه از عذاب قبر ایمنی می دهد؟ فرمود آری سوگند به آنکه مرا به حق فرستاد هر مرد و زن مسلمانی که‌یک روز از رجب را روزه بدارد و یک شب آن را به عبادت برخیزد ، و جز رضای خدا نظری نداشته باشد عبادت هزار سال در نامه ی اعمالش ثبت گردد که روزهایش را روزه و شب‌هایش را به عبادت گذرانده باشد و... منبع: بحارالانوار ، جلد۴۹
📖 یک میخ اگر راست باشد هر چه هم ضربه بخورد پیشتر رفته و محکم تر و مقاوم تر خواهد شد ، به همین خاطر هم قرآن به ما میگوید بیایید راستی و صداقت پیشه کنید. اینجاست که هیچ کس نمی تواند به شما آسیب بزند. و ان تصبروا و تتقوا لایضرکم کیدهن شیئا اگر اهل شکیبایی باشید ، اگر تقوا پیشه کنید و در یک سخن ، راستی و درستی پیشه کنید هیچ کس نمی تواند به شما آسیب بزند اما اگر صداقت را پیشه نکنید و کج بشوید و کج رفتار باشید مثل همان میخ کج می مانید ؛ و هر چه ضربه بخورید بیشتر کج می شوید. مثل شاخه هاى گيلاس. استاد رنجبر ┈┈┈┈┈┈┈┈┈
اگه شما غذا در یخچال خونتون دارید لباس هم به تن دارین و یک سقف هم بالا سرتون هست و جایی برای خوابیدن دارین پس شما از ۷۵ درصد از کل مردم جهان ثروتمند ترین. اگه شما الان پول در کیفتان هست و کمی هم پول خرد دارید تا هرکجا بخواهید بروید پس شما جزو ۱۸ درصد مردم پولدار دنیا هستین. اگه شما زنده هستین با سلامتی بیشتر از مریضی پس شما نسبت به میلیونها آدمی که طی این هفته خواهند مرد لطف بیشتری از خداوند نصیبتان شده. اگه شما می توانید این پیام را براحتی بخوانید و بفهمید شما از ۳ میلیارد انسانی که در جهان هستند و نمی توانند ببینند و بخوانند یا از مشکل عقب ماندگی ذهنی رنج می برند خوشبخت تر هستید. زندگی همش شکایت و حسرت خوردن نیست، زندگی یعنی هزاران دلیل برای شکرگذاری به درگاه خداوند مهربان و لطیف ...این متن زیبا را ارسال کن برای نا امید ها و عزیزانتون
گفتم آقا الان وقت نماز است. گفت من وقت ندارم بزرگی میگفت یک آقای فرش فروش که اهل نماز اول وقت بود برای بنده تعریف کرد که یک کسی برای خریدن فرش وارد مغازه بنده شد گفتم آقا الان وقت است. گفت من وقت ندارم ، مسافرم و میخواهم بروم. هر چه اصرار کردم ، دیدم نمی‌ شود و مشتری از دستم میرود. قدری از نماز اول وقت گذشت بود همین مشتری که‌خیلی شیفته‌ معامله بود ، گفت من باید قدری فکر کنم. او از خرید منصرف شده بود ؛ هم دنیا را ازمن گرفت وهم نماز اول وقت را امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمود اگر مومن ، دنیا را مانع از آخرت خود قرار بدهد؛ او را از هر دو باز می دارد
ارزش هر انسانی به اندازه ی چیزی است که دوست می‌ دارد علامه محمد تقی جعفری فرمودند: عده‌ای از جامعه‌شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند . موضوع این بود که ارزش واقعی انسان به چیزی است؟ برای سنجش خیلی از موجودات، معیارخاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است . معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است . معیار ارزش پول پشتوانه آن است . اما معیار ارزش انسان‌ ها در چیست؟ هر کدام از شناسان صحبت‌ هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند. بعد وقتی نوبت به بنده رسید ، گفتم اگر می‌ خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می‌ ورزد. کسی که عشقش یک خانه دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان خانه است . و کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان است . اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه خداست علامه فرمود: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه‌ شناس‌ها صحبت‌ های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی علیه‌ السلام است. آن حضرت در نهج‌ البلاغه می‌ فرمایند: قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ یعنی ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌ دارد و دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی علیه‌ السلام از جای خود بلند شدند و چند بار نام حضرت را بر زبان جاری کردند
چرا بر كلام خدا چیزى آویخته اید كه باعث زندانى شدن و ... آقا محمد خان قاجار ، قرآنى بادست خط میرزاى تبریزى كه از خطاطان معروف بود با جلدى كه به و الماس و زبرجد و سایر سنگ هاى گرانبها تزئین شده بود به رسم هدیه براى علامه بحرالعلوم ارسال كرد وقتى را آوردند كه به ایشان برسانند درب منزل را زدند با كوبیدن حلقه در علامه بحرالعلوم خود پشت درب منزل آمد و در را باز نمود ، در حالى كه دستشان بالا بود و قلم به دستشان ، خطاب به آنان فرمود چه كار دارید؟ عرض کردند سلطان قرآنى براى شما فرستاده اند. علامه نگاهى به جانب قرآن نمود و فرمود این ها و دانه ها چیست كه بر جلد آن نصب شده است؟ گفتند این ها سنگ هایى گران بهاست كه جلد قرآن را با آن ها تزئین نموده اند فرمود چرا بركلام خدا چیزى آویخته اید كه باعث زندانى شدن و تعطیلی آن مى گردد؟ آن ها را از جلد قرآن جدا كنید و بفروشید و قیمت آن را، میان قسمت كنید. عرض كردند : قرآن را كه با خط خطاطى معروف است و ارزش زیادى دارد قبول فرمایید. گفت قرآن را هركس آورده نزد او باشد و آن را تلاوت کند. این را فرمود و درب منزل را بست
صدقه دادن از دهان هفتاد شیطان بیرون می آید امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: یک روز دیناری دادم رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: یا علی آیا میدانی که صدقه از دست مومن خارج نشود مگر اینکه از دهان هفتاد شیطان بیرون آید که هر یک او را با وسوسه خود از دادن منع می کنند ، یکی گوید نده که ریا می شود و دیگری می گوید نده که او مستحق نیست و آن دیگر گوید نده که خودت بدان خواهی شد و... و قبل از آن که به دست سائل برسد بدست خدا خواهد رسید. ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ترجمه غفاری ، صفحه ۳۱۴
اخلاق اقتضا می کرد تا او را جریمه نکنم ولی ندای اولین باری که بین دو راهی قانون و اخلاق قرار گرفتم مربوط به زمانی بود که قاضی بودم و به پرونده های تخلفات رانندگی رسیدگی می کردم پرونده فرزند یکی از دوستان نزدیک پدرم را نزد من آوردند که چند وقت پیش تاپیدا کردن خانه برای سکونت خودمان آنها بودیم اخلاق اقتضا می کرد تا او را جریمه نکنم ولی ندای درونی‌ام قانون را می پسندید . بالاخره او را جریمه کردم اما برگ جریمه را خودم پرداختم. تا هم و هم را رعایت کرده باشم. دکتر امیرناصر کاتوزیان، پدر علم حقوق