#یکی_ما_را_می_بیند
فقیری پسری کم سن و سال داشت. روزی به او گفت: با هم برویم از میوه های درخت فلان باغ دزدی کنیم. پسر #اطاعت کرد و با پدر به طرف باغ رفتند. با این که پسر می دانست که این کار زشت و ناپسند است ولی نمی خواست با پدرش مخالفت کند.
سرانجام با هم به کنار درخت رسیدند، پدر گفت: پسرم! من برای میوه چیدن بالای درخت میروم و تو پایین درخت مواظب باش و به اطراف نگاه کن، اگر کسی ما را دید مرا خبر بده . فرزند در پای #درخت ایستاد
پدر بالای درخت رفت و مشغول چیدن میوه شد. بعد از چند لحظه، پسر گفت: پدر جان، یکی ما را میبیند. پدر از این سخن ترسید و از درخت پایین آمد و پرسید : آن کسی که ما را می بیند کیست؟ فرزند در جواب گفت:
هُوَ اللهُ الّذی یری کلّ اَحد و یَعلمُ کلّ شئٍ: او خداوند است که همه کس را می بیند و همه چیز را می داند . پدر از سخن پسر #شرمنده شد و پس از آن دیگر دزدی نکرد. معارف اسلامی،
#خدایا_این_چیست؟
گاهی انسان یک دعاهایی میکند که به صلاحش نیست . آن حاجت را در دنیا به او نمیدهند، ولی در قیامت میدهند. میگوییم : خدایا این چیست؟
می گوید : در #دنیا دعا کردی ، صلاح نبود به تو بدهیم ، اینجا دادیم . ذوق میکند و می گوید: عجب! کاش هیچ یک از دعاهای من مستحاب نمیشد و همه را اینجا به من می دانند ، اینجا بهتر است
بعضی وقت ها بچه به پدر و مادرش می گوید: به من شیرینی بدهید ، ولی پدر و مادر صلاح نمی دانند. مثلا شام خورده ، صلاح نیست شیرینی بخورد
مادر بچه اش را دوست دارد ، طوری که لقمه را از دهان خودش بر میدارد و به #بچه می دهد، ولی گاهی برخی چیزها که بچه به آن علاقه دارد ، مادر میداند که به صلاحش نیست و آن را به بچه نمی دهد
خدا از مادر به ما مهربان تر است. ما بعضی چیزها را از خدا میخواهیم که صلاح نیست به ما بدهد اما #عقل ما نمیرسد که صلاح نیست! باید بدانیم که هر چه را خدا به ما داده ، صلاح ما بوده است. آیت الله مجتهدی
#باورها_و_ﺗﻠﻘﯿﻦ_ﻫﺎ
ﺭﻭﺯﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺑﺎ ﻫﻢ بحث شاﻥ ﺷﺪ. ﻣﺎﺭ می گفت : ﺍﻧﺴﺎن ها ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﻓﻨﺎﮎِ ﻣﻦ می میرﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﯿﺶ ﺯﺩﻧﻢ! ﺍﻣﺎ #ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﻤﯽ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ
ﻣﺎﺭ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺣﺮﻓﺶ، ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ؛ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺰﻡ ﻭ ﻣﺨﻔﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ؛ ﺗﻮ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﺵ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﻭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﻦ!
ﻣﺎﺭ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ. ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻓﻮﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻟﻌﻨﺘﯽ! ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ #ﻣﮑﯿﺪﻥ ﺟﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﻭ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﺯﻫﺮ ﮐﺮﺩ. ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﺧﻤﺶ مرهم کرد ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯼ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﯾﺎﻓﺖ.
چندی گذشت و ﺳﭙﺲ ﻣﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ: ﺍین بار ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ! ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﯾﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺖ! ﺍﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ #ﻭﺣﺸﺖ ﺍﺯ ﻣﺎﺭ ، ﺩﯾﮕﺮ ﺯﻫﺮ ﺭﺍ ﺗﺨﻠﯿﻪ نکرد
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ، ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﺎﺭ ﻭ ﻧﯿﺶ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻣﺮﺩ . ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ از ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻧﯿﺰ همین گوﻧﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺎﺑﻮﺩ می شوﻧﺪ . بیشتر ﻣﻮﺍﻇﺐ #باورها و ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ مان ﺑﺎشیم
#سقراط_و_ژن_خوب
نقل است روزی #سقراط حکیم با یکی از بزرگ زادگان روبرو شد ، بزرگ زاده نام پدران خود را برای سقراط شمرد و به آنان افتخار کرد و سقراط را تحقیر کرد و به او گفت تو از خاندان بی قدر و پستی هستی!
سقراط در جواب گفت : فلانی! پدران تو اشخاص بزرگ ، عالی قدر و صاحب مقامات و درجات بسیار بوده اند ، ولی تو خود نتوانستی پایه #مقامی برای خود احراز کنی
نسب من از خودم شروع میشود و من در راس خانواده ای هستم که از من آغاز شده است ، ولی خانواده تو ، به تو ختم می شود! پس تو ننگ خاندان خویش هستی و من #شرف و افتخار خاندان خود می باشم.
📚
#آبگوشت_شربت_خوردید؟
نذر کرده بود درس دکتری اش که تمام شد یکی دوسال در یک منطقه محروم #طبابت کند . درسش تمام شده بود و برای خودش دکتر
روستای دور افتاده ای انتخاب کرد بار و بندیل را بست و رفت. مریض هایش همه اهالی ده بودند . پیر و جوان ، زن و مرد ، کوچک و بزرگ . که تقریبآ همه یک روز در میان می آمدند دکتر
بعد ازچند روز طبابت، نکتهای توجهش رو جلب کرد! همه اهالی و به اصطلاح بیمارانش از درد گلو و سینه #شکایت داشتند و عجیبتر اینکه با صراحت از دکتر می خواستند که برای آنها فقط و فقط شربت اکسپکتورانت تجویز کند
روزی یکی از بیماران، که کودک بود به کناری کـشید و پرسید این همه شربت را چکار می کنید؟ کودک که رخسارش به زردی میزد با صدای خفه ای گفت :
آقای دکتر غذانداریم ننم #شربت را با آب قاطی میکنه بعد کمی نون داخلش تیلیت می کنیم میخوریم! ننم می گه این اسمش آبگوشت شربته ! آقا تو رو به خدا به ننم نگی ها...
#آیت_الله_مجتهدی
هیچ وقت کسی را شماتت نکنید . هر کس #گرفتاری پیدا کـرد ، حق ندارید قضاوت کنید
نگویید فلانی که این پیش آمد برایش اتفاق افتاد به خاطر این است که فلان کار را انجام داده ما چه میدانیم؟ حق نداریم چیزی بگوییم
قیامت از ما سوال میکنند و میگویند چنین چیزی نبوده و شما اشتباه کردی. ما او را به خاطر اینکه بنده خوبی بود #گرفتار کردیم . شما چه حقی داشتی چنین حرفی زدی؟
#زنده_شدن_سخاوت
چیزی را که دوست داری را انفاق کن، نه چیزی که میخواهی دور بی اندازی
خداوند می فرماید : هرگز به حقیقت #نیکوکاری نمی رسید مگر از آنچه که دوست داریـد ، در راه خدا انفـاق کنید و آنچه انفاق می کنید ، خداوند از آن آگاه است . سوره آل عمران ؛ آیه ۹۲
اگر می خواهیم به درجات بالا برسیم چیزی را #هدیه بدهیم که مورد علاقه ما باشد ، چیزی را بدهیم که از آن دل بکنیم ، چون هدف از انفاق فقط سیر شدن طرف مقابل نیست ، خوب شدن ما هم هست
یعنی خداوند که می فرماید: یک لباس به برهنه بده ، هم می خواهد #برهنه پوشیده شود، هم می خواهد سخاوت در ما زنده شود.
اگر چیزهای دور انداختنی خودمان را دادیم، ممکن است بنده خدایی از روی ناچاری قبول کند ، اما ما رشد نکردیم.
#علت_گرانی
آقا #امیرالمومنین علی علیه السلام به مالک فرمودند : ای مالک ! مردم زمانی تنگدست میگردند که همت والیان مال اندوزی بُوَد
همانا ویرانی زمین به جهت تنگدستی کشاورزان است و تنگدستی کشاورزان به جهت #غارت اموال آن ها از طرف زمامداران است
چرا که به آینده حکومت شان ، اعتقاد ندارند و از تاریخ گذشتگان عبرت نمی گیرند. نهج البلاغه نامه ٥٣
📖 #قانون_و_عدالت
فردریک از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد از طرفداران سرسخت آزادی اندیشه بود. او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت ، که ناگاه چشمش به اعلامیه تند و تیزی که گروهی از مخالفان علیه او بر دیوار چسبانده بودند افتاد. فردریک آن را خواند و گفت: بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند ما که سوار اسب هستیم آن را خواندیم ولی افرادی که پیاده اند برای خواندنش به زحمت می افتند ، آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود! یکی از همراهان با حیرت گفت : اما این اعلامیه بر ضد شما و حکومت شماست؟ فردریک گفت اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه ساقط شود همان بهتر که زودتر برود. اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و عدالت اجتماعی و آزادی بیان است مسلم آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد
#آیت_الله_بهجت (ره)
شیطان هیچ وقت نمی آید انسان را با بـدی به سمت خود #جذب کند ، یعنی هیچ وقت به یک مؤمن نمی گـوید بیا شراب بخور
بلکه در #روایات داریم ممکن است به یک فرد اهل عبادت اینطور تلقین کند که بیشتر عبادت کن
یا وقـتی تصمیم به استمـرار در انجـام عمل صحیحی را داشته باشید شیطان یک #عمل بزرگتر و بهتر را پیش روی شما قرار میدهد تا از این عمل کوچک و دائمی دست بردارید
چـون شیطان می داند که عمـل بزرگ ، دوامـش در مـدت توان انجامـش است اما یک عمل کوچک ملکه شده ومداوم خیلی برای شیطان سنگین است
#چرا_دو_سجده_در_نماز؟
موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: در شب معراج خداوند به رسول خود امر كرد كه وضو بگيرد و نماز بخواند. پيامبر #وضو گرفت و تكبيرة الاحرام گفت ، حمد و سوره را خواند و ركوع رفت و به دستور خدا سر به #سجده گذاشت و تسبيح خدا كرد
پس از برداشتن سر بدون اين كه خدا #مجدداً دستور سجده بدهد پیامبر به خاطر عظمت و جلالت خداوند سر به سجده گذاشت و خدا را تسبيح نمود. به همين خاطر خداوند امر فرمود همه در نماز در هر ركعتی دو سجده نمايند. صدوق، علل الشرايع، ج ۲، ص۳۱، ح۳
امام صادق علیه السلام فرمود : معنای سجده اول اين است كه #نمازگذار می گويد : منها خلقنی ؛ يعنی از زمين مرا آفريدی و وقتی سر بلند می كند ، می گويد : منها اخرجتنا ؛ از خاك خارجم كردی
سجده دوم که میرود میگويد: و اليها تعيدنا ؛ به سوی زمين ما را برگرداندی و وقتی سر بلند می كند ، در واقع می گويد: و از زمين بيرون مان ميسازی و منها تخرجنا . صدوق ، #علل_الشرايع
#در_آرزوی_نگاهی_نو
وقتی اتوبوس در ایستگاه ایستاد پدر با فرزندانش سوار اتوبوس شد. بچهها سر و صـدای زیادی راه انداختـه بودند و مسافرها هم کلافه و عصبانی بودند و حرص می خوردند.
یکی از همسفران به پدر گفت چرا بچه ها اینقدر #شلوغ می کنند . پدر گفت این بچه ها یک ساعته که مادرشان را از دست داده اند و خبر ندارند ، من به بچه ها گفتم اونها رو به پارک می برم.
بعد از شنیدن حرف های پدر همه آرام شدند وسعی کردند به نوعی #کودکان را شاد کنند
در مکان دیگری: فردی وارد شهری شد و برای نماز به مسجد رفت ناگهان دید که #مکبر در حالت دراز کش است در بین نماز بسیار عصبانی شد وقتی نماز تمام شـد دید که مکبر خـودش را روی زمین می کـشد. آری آن مکبر فلـج بود. عزیزان من سریع قضاوت نکنیم