#در_آرزوی_نگاهی_نو
وقتی اتوبوس در ایستگاه ایستاد پدر با فرزندانش سوار اتوبوس شد. بچهها سر و صـدای زیادی راه انداختـه بودند و مسافرها هم کلافه و عصبانی بودند و حرص می خوردند.
یکی از همسفران به پدر گفت چرا بچه ها اینقدر #شلوغ می کنند . پدر گفت این بچه ها یک ساعته که مادرشان را از دست داده اند و خبر ندارند ، من به بچه ها گفتم اونها رو به پارک می برم.
بعد از شنیدن حرف های پدر همه آرام شدند وسعی کردند به نوعی #کودکان را شاد کنند
در مکان دیگری: فردی وارد شهری شد و برای نماز به مسجد رفت ناگهان دید که #مکبر در حالت دراز کش است در بین نماز بسیار عصبانی شد وقتی نماز تمام شـد دید که مکبر خـودش را روی زمین می کـشد. آری آن مکبر فلـج بود. عزیزان من سریع قضاوت نکنیم
#همنشینان_خوب
صالح باشید همانگونه كه خداوند شما را صالح نامگذارى كرده
كسى كه خدا و پیغمبر را اطاعت كند ، در #رستاخیز، همنشین كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده؛ پیامبران و صدّیقان و #شهدا و صالحان، و آنها رفیقهای خوبى هستند! سوره نساء آیه ۶۹
این آیه در قرآن می درخشد ، چه کنیم که در بهشت ، وصال رسول الله و ائمه علیهم السلام و شهدا را داشته باشیم؟
فقط اطاعت از خداوند و مطیع رسول الله وائمه اطهار بودن راه درست است
#سوال_از_ملک_الموت
یکی از علمای نجف حدود یکصد سال پیش ، در عالم خواب حضرت عزراییل را می بیند. پس از سلام می پرسد: از کجا می آیی؟ ملک الموت می فرماید: از #شیراز ، روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم
سوال کرد روح او در چه حالی است؟ عرزاییل می فرماید: در بهترین حالات و بهترین باغ های عالم برزخ . خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات وی قرار داده است.
پرسید آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت #شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟ فرمود : نه! گفتم: آیا برای نماز جماعت و بیان احکام! فرمود : نه! گفتم پس برای چه؟
فرمود: برای خواندن #زیارت_عاشورا. نقل است که مرحوم میرزا ، سی سال آخر عمرش زیارت عاشورا را ترک نکرد و آن روز که به سبب داشتن بیماری یا امر دیگر نمی توانست عاشورا بخواند، نایب می گرفت
#انا_ذالک_الامام_المبین
عمار یاسر می گوید: با #امیرالمؤمنین علیه سلام همراه بودم که به یک وادی رسیدیم ، دیدیم مملو از مورچه است
عرض کردم آقا جان : آیا کسی از خلق #خدا هست که عدد این مورچه ها را بداند؟ حضرت فرمود: بله ای عمار. من میشناسم کسی را که میداند عدد آنها را و می شناسد عدد ذکر و انثای نره و ماده آنها را
عرض کردم آن شخص کیست؟ فرمود: این آیه را از سوره یس قرائت نکردی؟ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ. در لوح محفوظ و روشن خدا یا در #قلب امام "خلیفة اللّه" همه چیز را به شماره آوردهایم.. سوره یس ، آیه ۱۲
گفتم: بله یا امیرالمؤمنین قرائت کردم. فرمودند: انا ذالک الامام المبین من آن #امام_مبین هستم. بحارالانوار، جلد۲، صفحه ۴۶۷
سایه پیغمبر ندارد هیچ می دانی چرا ، آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است
📚
#توجه_به_حلال_و_حرام
در #مغازه سبزی فروشی مشغول کار شد، یک روز آمد و گفت دیگه نمیروم. پرسیدم چرا؟ گفت آدم درستی نیست سبزی ها را میریزه توی آب که سنگین تر بشه
بعد رفت داخل #لبنیاتی ،آنجا هم زیاد نماند. گفتم چی شد؟ گفت کم فروشی میکنه، جنس بد و خوب رو قاطی می کنه
از فرداش رفت سَرِ گُذَر برای بنایی، کم کم توی کارش جا افتاد و بعد از مدتی شاگرد هم میگرفت. دستمزدش هم از قبل بهتر شده بود. شهید عبد الحسین #برونسی به روایت مادر شهید
#شیخنا_فکر_خود_باش
ملّا محمد تقی مجلسی میگوید: شش ماه قبل از مرگ شیخ بهائی، به همراه او برای #زیارت قبر بابا ركن الدین به قبرستان تخت فولاد رفتیم
در كنار قبر بودیم، شیخ بهائی صدایی از قبر شنید كه : شیخنا در فكر خود باش. ایشان نگاهی به ما كرد و فرمود این صدا را شنیدید؟ گفتیم: نه. شروع به #گریه كرد و متوجّه مرگ و آخرت گردید
بعد از اصرار زیادی كه به او كردیم تا ما را از آنچه شنیده است خبر بدهد، فرمود: خبردار شدم كه خود را برای مرگ آماده كنم. شش ماه پس از این خبر، ایشان فوت كرد و من به همراه جمعیت زیادی بر او #نماز گذاردیم.
سفینة البحار، شیخ عباس قمی، جلد۱، صفحه ۱۱۴
#شش_چیز_شگفت_انگیز
سلمان فارسی می فرماید از شش چیز در شگفتم: سه چیزِ آن مرا می خنداند و سه چیز دیگر به #گریه ام میاندازد
آن سه چیز که مرا به گریه می اندازد: جدایی از دوستان محمد و آل محمد صل الله علیه و آله ، هراس و وحشت #قیامت و ایستادن در پیشگاه خدای عزّوجلّ است
و اما آن سه چیزی که مرا به خنده وا می دارد: یکی کسی است که در پی دنیاست، حال آنکه مرگ در پی اوست. دیگری کسی که در #غفلت به سر می برد ، حال آنکه از او غافل نیستند
یعنی خداوند ناظر بر اعمال اوست و سومی کسیست که دهانش به خنده باز می شود ، در صورتی که نمیداند آیا خداوند از او #خشنود است یا ناخشنود
میزان الحکمه ، جلد ۹ ، حدیث ۱۵۱۶۹
#نگاه_به_نامحرم
دلم میسوزه واسه این چشما. چشمایی کهاون دنیا خیلی حرف برا گفتن دارند
رفیق خوبم تو این دوره زمونه خیلی حواست به چشمات باشه. نکنه با یک #نگاه که فقط یک لحظه لذت داره، پشیمونی و بدبختی ابدی برا خودت درست کنی...
ما آدما به قلبمون چند تا رود میریزه که یکی از اونا رودیه که از چشممون #سرچشمه می گیره؛ حواسمون باشه که زلالی آب این رود رو به سیاه شدن قلبمون تبدیل نکنیم
#قدردانی_خدا_از_بنده
خداوند به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وحى كرد كه من از جعفر بن ابى طالب به خاطر چهار #صفت قدر دانى مى كنم.
پيغمبر صلى الله عليه و آله جعفر را خواست و موضوع را به او خبر داد. جعفر خدمت نبی خدا عرض كرد: اگر خداوند به شما وحى نمی فرمود ، من هم اظهار نمیکردم ...
یا رسول الله: من هرگز شراب نخوردم، زيرا می دانستم كه اگر بنوشم عقلم نابود می شود. و هرگز #دروغ نگفتم ، زيرا دروغ خلاف مروت و ضد كمال انسان است.
و سوم هرگز زنا نكردهام، زيرا ترسيدم با ناموسم همان عمل انجام بشود. و هرگز بت نپرستيدم، زيرا میدانستم كه بت پرستى منفعتى ندارد.
رسول خدا دست مباركش را بر شانه وى زد و فرموند: #سزاوار است كه خداوند به تو دو بال مرحمت كند، تا در بهشت پرواز کنی. بحارالانوار، ج۳
#درک_امام_زمان
یکی از شاگردان آیت الله #بهجت نقل میکند از آقا پرسیدم : چطور می شود امام زمان عجل الله را درک کرد؟ فرمودند زیاد قرآن بخوانید و به قرآن زیاد نگاه کنید . از وقتی که این حرف را زدند ، قرآن خواندن روزانهام ترک نشد، یک روز خیلی دلم گرفت. با خودم گفتم در این مدت ، چرا نباید یک حس نزدیکی به امام زمان عجل الله داشته باشم؟ بعد از جلسه بدون این که من حرفی بزنم ، آقا برگشتند به من گفتند چشم آدم باید مواظب باشه. اگر کسی میخواد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو ببینه ، باید مواظب چشمش باشه که گناه نکنه. سرم را انداختم پایین حساب و کتاب چشم هایم خیلی وقت بود از دستم در رفته بود
#نماز_برای_خدا
بزرگی میگفت من هر وقت که نماز می خواندم، از خداوند حاجت میخواستم. یک روز گفتم : بگذار یک بار برای خود خدا #نماز بخوانم و حاجتی نخواهم
همان شب در عالم خواب دید که به او گفتند: چرا دیر آمدی؟ گفتم منظورتان چیست؟
گفتند یعنی باید سی سال پیش به فکر این کار میافتادی ، حالا سر پیری باید بفهمی و نماز بخوانی و #حاجت طلب نکنی !
ما هر وقت باخدا کار داریم او را صدا می زنیم. چقدر خوب است که وقتی هم که کاری نداریم ، بگوییم: خُدا. در #عبادات خود تفکر کنیم
#احترام_به_قوانین
خانم مرضیه حدیدچی دباغ میگوید یکی از خصوصیات بارز امام این بود که حتی در #مملکت کفر هم ، حقوق و قوانین اجتماعی آن را رعایت می کردند
از جمله وقتی در پاریس برادران پولی جمع کرده و گوسفندی خریدند و آن را در پشت حیاطی که امام برای نماز به آنجا میآمدند ذبح کردند و به مناسبت شب #عاشورا مقداری از آن خوراک را تهیه کردند و مقداری از آن را هم به منزل امام فرستادند
چون در فرانسه قانونی وجود دارد که طبق آن ذبح هر حیوانی در خارج از کشتارگاه به خاطر رعایت مسائل بهداشتی ممنوع است تا امام از چنین قانونی اطلاع یافتند، فرمودند: چون تخلف از #قانون حکومتِ اینجا شده است، من از این خوراک نمی خورم.
برداشت هایی از سیره #امام_خمینی رحمه الله علیه ، جلد ۴ صفحه ۲۹۱