﷽
🌹🌹۲۵ آبان ماه ۱۳۶۱ سالروز #حماسه_اصفهان
اصفهانی ها ۳۷۰ شهید عملیات محرم را بر دوش خود تا گلستان شهدا بدرقه کردند.
♦️ سخنان تاریخی امام خمینی (ره) به مناسبت تشییع ۳۷۰ شهید دراصفهان:
در کجای دنیا جایی را مثل اصفهان پیدا می کنید که چند روز پیش ۳۷۰ شهیدش را تشییع کردند. همین ملت شهید داده همچنان بر خدمت خود به اسلام ادامه می دهند.
📚 #کتاب صحیفه نور، جلد 17، سخنرانى61/9/3
♦️ بخشی از سخنان #امام_خامنه_ای(مدظله العالی) در سالروز ۲۵ آبان در جمع مردم اصفهان:
من لازم میدانم در همین زمینه (مناقب اصفهان و مردم اصفهان) چند جمله ای عرض کنم، اینها شناسنامه این مردم مومن وغیرتمند و ایستاده پای کار به حساب می آید. مردم اصفهان در یک روز سی صد وهفتاد شهید را تشیع کردند، خم به ابرو نیاوردند، بماند که همان روز اعزام به جبهه داشتند پشتیبانی داشتند و حرکت کردند.
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
🔰خاطرهی ماندگار ادواردو آنیلی از دیدار با امام خمینی
🔸روز 15 نوامبر 2000 خبر شهادت ادواردو آنیلی فرزند یکی از سرمایهداران بزرگ ایتالیایی که طی تحولی معنوی نه تنها به یک مسلمان شیعه و معتقد، بلکه به هواخواه جدی انقلاب اسلامی تبدیل شده بود، خبرساز شد. ادواردو در سال 1360 یکبار با امام خمینی هم ملاقات کرده بود.
🔸در #کتاب «هدیه مسیح» درباره این دیدار آمده است: ادواردو آنیلی در خانه کوچک رهبر انقلاب در جماران به دیدار حضرت امام(ره) رفته بود و امام در حضور آیتالله خامنهای، حاج سیداحمد آقا، آقای هاشمی رفسنجانی و فخرالدین حجازی بر پیشانی او بوسه زدند. خبر دیدار یک مسلمان ایتالیایی با امام خمینی در روزنامههای آن زمان به نقل از دفتر حضرت امام در کنار اخبار سایر دیدارهای معظمله منتشر شد.
🔸ادواردو پس از این دیدار خاطره انگیز نوشت: «به نام خدای بخشنده مهربان؛ یک شهروند از ایتالیا امروز به دیدار #امامخمینی آمد. او برای ادای احترام به جمهوری اسلامی و شیعیان آمده است. او از بابت آنچه که انقلاب در پیشرفت هدف به نام خدا بر روی زمین در این عصر انجام داده از رهبر انقلاب تشکر کرد.» از آن پس ادواردو همیشه با شور و شعفی غیرقابل توصیف از آن دیدار یاد میکرد.
#شهید_ادواردو_انیلی
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
📖 #کتابخوانی | کتاب مضر
🔰حضرت آیتالله خامنهای مدظله العالی : «بعضی کتابها مضر است. مجموعهای که متصدی امر #کتاب است، نمیتواند با اتکاء به این فکر که ما آزاد میگذاریم، خودشان انتخاب کنند، هر کتاب مضری را وارد بازار کتابخوانی کند.»
📆۲۹ تیر ماه ۹۰
#مطالعه
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
🍃العِلمُ أفضَلُ الأَنيسَينِ
دانش، بهترين همدم است🍃
#امام_علی_علیه_السلام
#غررالحكم_حدیث1654
#کتاب
@Antishobheh
﷽
♦️سوال
با چه دلایلی می توان اثبات کرد که انسان اختیار دارد و مختار آفریده شده است؟
❇️پاسخ
@Antishobheh
🍃وجود اختیار در انسان امری بدیهی و وجدانی است و وجدانیات به استدلال نیاز ندارند، بلکه قابل استدلال نیستند و فقط ممکن است علم به ضروری بودن نیاز به استدلال داشته باشد. به هر حال انسان همانگونه که در ادراک وجود خود و احساس غم و شادی و کینه و محبت تردیدی به خود راه نمی دهد و در ادراک این امور محتاج اقامه برهان نیست،
🔰در عین حال در اینجا دلایلی ذکر شده که به بعضی اشاره می شود:
1️⃣ جزا و پاداش
اگر انسان مجبور باشد، تنبیه و مجازات با تشویق و پاداش در مورد او معنا نخواهد داشت؛ چنانکه هیچ انسان عاقلی سنگ را به خاطر شکستن شیشه یا سر یک انسان کیفر نمی دهد، بلکه دستی را که آن را پرتاب کرده است مجازات می نماید.
2️⃣ تعلیم و تربیت
دلیل دیگری که مختار بودن انسان را اثبات می کند وجود دستگاه تعلیم و تربیت است؛ زیرا تعلیم و تربیت موجود مجبور مفهومی نخواهد داشت حتی در انسان نیز در افعال غير اختیاری تعلیم و تربیت راهی ندارد؛
3️⃣ احساس شرم و پشیمانی بعد از انجام عملی نیز دلیل بر اختیار هستند.
4️⃣ احساس رضایت و خشنودی و احساس کینه و دشمنی نیز شاهدی بر اختيار هستند. که به بعضی از آنها در #قرآن کریم اشاره می کنیم:
🔸دسته اول، آیاتی که بر نسبت دادن افعال به بنده دلالت دارد؛
مانند:
«فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِم(بقره/79) پس وای بر کسانی که کتاب را به دست خود می نویسند و آن را به خدا نسبت می دهند، که فعل را منسوب به بنده می داند نه خدا»
یا «حتى يغيروا ما بانفسهم(انفال: ۵۳)؛ خدا سرنوشت گروهی را تغییر نمی دهد تا اینکه آنها خود و آنچه در خودشان است را تغییر دهند)؛ یعنی سرنوشت هر قومی در دست خودش است.
🔹دسته دوم: آیاتی که در آنها مؤمن، بر #ایمان ، ستایش و کافر بر کیفرش، نکوهش شده است و بر وعده و وعید دلالت دارند:
مانند: «اليوم تجزى كل نفس بما كسبت (مؤمن: ۱۷)؛ امروز هر نفسی به وسیله آنچه به دست آورده است جزا داده می شود»،
«اليوم تجزون ما كنتم تعملون (جاثیه: ۲۸)؛ امروز به خاطر آنچه انجام می داده اید، جزا داده می شوید»،
«ولا تزر وازرة وزر أخرى (انعام: ۱۶۴)؛ بار کسی را دیگری بر دوش نخواهد گرفت»
🔸دسته سوم: افعال خداوند همانند افعال ما نیستند:
این آیات دلالت دارند بر اینکه افعال خداوند منزه اند از اینکه همانند افعال ما باشند. افعال خداوند با افعال ما قابل مقایسه نیست؛ بنابراین کاری که از ضعف، ظلم، اختلاف و نارسایی و... حکایت دارد فعل ما است نه خداوند متعال.
به آیات زیر توجه کنید:
«ما ترى في خلق الرحمن من تفاوت (ملک: 3)؛ در آفرینش خدای متعال تفاوت نمی بینی»،
«وما خلقنا السماوات والأرض وما بيننا إلا بالحق (حجر: ۸۵)؛ آسمان و زمین و آنچه بین این دو است را نیافریدیم مگر بر اساس حق»،
«إن الله لا يظلم مثقال ذرة (نساء:۴۰)؛ به درستی که خداوند به اندازه مثقال ذرهای ظلم نمی کند»
🔹دسته چهارم: توبیخ انسانها به خاطر کفر و گناه:
مانند: «كيف تكفرون بالله (بقره: ۲۸)؛ چگونه به خدا کفر می ورزید؟»،
«وما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى (اسراء: ۹۴)؛ هنگامی که هدایت برای مؤمنان آمد از ایمان آوردن منع نشدند»،
🔸دسته پنجم: آیاتی که بر تهدید یا اختیار داشتن انسان دلالت دارند
مانند: «من شاء فليؤمن ومن شاء فليکفر ( کهف: ۲۹)؛ پس هر کس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس می خواهد، کفر بورزد»
📚 #کتاب درس هایی از عقاید اسلامی ج5 ص55
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
🔴 شیوع ازدواج با محارم در سراسر سلسلهی هخامنشیان به حدّی است که نمیتوان آنرا انکار کرد!
📛همچنانکه ازدواج با اقارب در میان زرتشـتیان قدیم کاری عادی بوده، در دوره #هخامنشیان نیز پیوند زناشویی با محارم برای حفظ خـون و نژاد مرسوم بود و ازدواجهایی میان خواهر و برادر و پدر و دختر معمول بوده است.
👈و زنان زیبایی از محارم بارها مانند تخـت سلطنت یا سایر امور موروثی از این پادشـاه به آن پادشـاه میرسیده مانند آتوسا دختر کوروش که توسط دو برادرش یعنی کمبوجیه و بردیا دست به دست شد!
🔻 ازدواج کمبوجیه با خواهرش رکسانا:
هرودوت مینویسد با اینکه در پارس، ازدواج خواهر و برادر سابقه نداشت، کمبوجیه گروهی از قضات شهر را مأمور مشروع نشاندادن این ازدواج کرد و آن قضات با ترس از اینکه مورد قهر کمبوجیه قرار نگیرند، قانونی، دلخواهِ وی را فراهم کردند و جان خود را نجات دادند؛
تنها فرزند حاصل از این ازدواج، با لگد کمبوجیه به شکم رکسانا در زمان حاملگی سقط شد!
🔻 ازدواج کمبوجیه با خواهر دیگرش آتوسا (دختر کوروش):
که این ازدواجِ خواهر و برادری نیز پس از مرگ رکسانا به وقوع پیوست.
🔻 ازدواج بردیا با خواهرش آتوسا:
این ازدواج با محارم نیز پس از مرگ کمبوجیه انجام شد.
🔻 ازدواج داریوشِ بزرگ با آتوسا:
بعد از بردیا، داریوش، با ورود به حرمسرای کمبوجیه، آتوسا را به همسری با خودش گرفت.
🔻 ازدواج داریوش اول با خواهر ناتنی دیگرش به نام آرتیستون؛ وی زنان غیر رسمیای نیز داشت که در حرمسرای او اقامت داشتند!
🔻 از طرفی ازدواج داریوش دوم با خواهر خود به نام پروشات اول ( پریساتیس دختر اردشیر اول )، حاصلش اردشیر دوم و آمستریس بود.
🔻 سپس در ادامهی نسل هخامنشیان، اردشیر دوم نیز با دو دختر خود آتوسا (این آتوسا با آتوسایی که دختر کوروش بود، متفاوت است.) و آمستریس (این آمستریس با دختر داریوش دوم متفاوت است.) وصلت کرد.
🔻 آتوسای دوم، پس از اردشیر دوم با برادر دیگرش اردشیر سوم نیز ازدواج کرد که حاصل ازدواج برادر (اردشیر سوم) با خواهرش (آتوسا)، اَرشک و دختری به نام پروشات دوم بود.
🔻 پروشات دوم نیز با برادرش ارشک که یازدهمین پادشاه هخامنشی بود، مزدوج شد و پس از او توسط اسکندر مقدونی تصاحب و با وی ازدواج کرد.
📛 پلوتارک، دیودور، کنت کورث و دی سئارک، همگی حضور ۳۶۰ زن در حرم اردشیر دوم و داریوش سوم را روایت کردهاند.
⁉️ عیاشی و بوالهوسیِ خشایارشاه:
📛هر شب زنان بر در اتاق خواب شاه به انتظار میماندند تا او هر که را که مایل باشد، از میان آنان برگزیند، در مورد خشایارشاه در کتاب استر با صراحت در مییابیم که وقتی استر به دربار اسوتروی رسید، خواجهای به نام اژه، برای او عطرهای گوناگون و غذاهای فراوان مهیا ساخت و هنگامیکه شب توسط شاه احضار شد، به اتاق او رفت و صبح باز آمد و از آن پس در خانهی دوم بانوان که شش گس، خواجهی شاه و سرپرست زنانِ شاه، مدیریت آن را بر عهده داشت، اقامت گزید.
✅ در آخر باید به این نکته توجه داشت که این عیّاشی و رفتارهای سوءاستفادهگرانه، در نزد شاهان هخامنشی به وفور یافت میشد و گرنه بنابر اسناد موجود، مردم عادی، سرگرم زندگی معمولی و تک همسری خود بودند و بنابر تصریح کتاب تاریخ هرودوت، ازدواج با محارم را امری ناپسند و زشت میدانستند.
📚منابع:
تاریخ هرودوت، ص ۲۰۵.
#ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن، ص۴۳۴، پاورقی.
کتاب از زبان داریوش، ص ۲۷۶-۲۷۷، هاید ماری کخ، مترجم پرویز رجبی
پیر برایان، از کوروش تا اسکندر، ص۲۳۶ الی ۲۳۹
هینتس، والتر، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، تهران، نشر ماهی، ۱۳۸۷، ص۱۳۹ و ۱۴۰؛
ادی، سموئیل کندی، آئین شهریاری در شرق، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، ص۱۳۶.
#کتاب استر، کتابی در بخش سوم تنخ (عهد عتیق - تورات)
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
♦️سوال
درمورد #حضرت_خدیجه هنگام ازدواج باپیامبر دوقول شنیده شده یکی اینکه ایشون قبل از پیامبر با کسی ازدواج نکرده بود و پیامبر اولین همسر اوبود،دوم اینکه گفته میشه قبل ازپیامبر دوبار ازدواج کرده بود .قول صحیح کدام قول است
❇️پاسخ
@Antishobheh
1⃣نخست باید توجه کرد که در این شکی نیست که حضرت خدیجه برترین زنان پیامبر بوده است .چه ثابت شود ایشان قبل از #پیامبر ازدواج کرده بودند و چه ثابت شود که ایشان باکره بوده اند.
🗯طبری روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود:
« برترین زنان عالم چهار زن هستند ؛ مریم بنت عمران،اسیه بنت مزاحم،خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد»
📚جامع البیان ،ج3 ص359
❗️در روایت دیگر می اورند که فرمود:
« برترین زنان بهشت مریم و خدیجه ( وفاطمه) است»
📚تاریخ مدینه دمشق ج70 ص106
👌بخاری در صحیح روایت می کند که عایشه می گفت:
« من انقدر که نسبت به خدیجه حسادت می ورزیدم نسبت به هیچ یک از زنان پیامبر چنین حسادتی نمیکردم»
📚صحیح بخاری ج8 ص195
♦️در #کتاب فتح الباری امده است:
« اکثر حسد عایشه نسبت به خدیجه بود و سبب ان بشارتی بود که جبرییل اورد که برای خدیجه خانه ای در بهشت است»
📚فتح الباری ج7 ص102
♻️مسلم روایت می کند که عایشه به پیامبر چنین گفت:
« چقدر از خدیجه یاد می کنی او پیرزنی بود از پیر زن های قریش که از پیری دندان در دهان نداشت .هلاک شد و خدا بهتر از او را به تو داد»
📚صحیح مسلم،ج7 ص134
♦️دنباله روایت را احمد در مسند می اورد که پیامبر در جواب عایشه فرمود:
« خداوند بهتر از او را نصیبم نساخته است .انگاه که مردم مرا قبول نداشتند او به من ایمان اورد و انگاه که مرا تکذیب می نمودند او تصدیقم کرد و انگاه که دیگران مرا محروم کرده بودند او به مالش مرا یاری کرد »
📚مسند احمد ج9 ص429
📚المعجم الکبیر،ج23 ص13
📚الاستیعاب ،ج4 ص1824
📚کنزالعمال ،ج12 ص132
2⃣مشهور بین علمای اهل سنت آن است که ایشان قبل از ازدواج با پیامبر دوبار ازدواج کرده بودند.دو شوهر ایشان به نام های « عتیق بن عائذ » و « ابو هاله مالک بن نباش التمیمی» بوده اند که با مرگ رشته زندگی هر کدام پاشیده شده بود
📚اسد الغابه ج6 ص79
📚الاستیعاب ج4 ص1817
📚الاصابه ج8 ص99
🗯اما برخی از علمای شیعه این قول را بر نمی تابند و معتقدند که ایشان باکره بوده اند و اهل سنت جهت فضیلت سازی برای عایشه که بگویند تنها همسر باکره پیامبر او بوده است می گویند خدیجه قبلا ازدواج کرده و بیوه بوده است.
👌 علامه مجلسی می نویسد:
«پیامبر با خدیجه ازدواج کرد در حالی که او باکره بود و قبل از پیامبر ازدواج نکرده بود»
📚بحار الانوار ج22 ص191
❗️ابوالقاسم اسماعیل بن محمد اصفهانی از دانشمندان اهل سنت می نویسد:
«خدیجه زنی باکره و دارای اعتبار و مال بسیاری بود که با پیامبر ازدواج کرد»
📚دلائل النبوه ج1 ص178
👌علامه محقق سید جعفر مرتضی عاملی دلائل چندی را در اثبات این که حضرت خدیجه باکره بوده است و قبل از پیامبر ازدواج نکرده بود اقامه می کند از جمله؛
1⃣ابن شهر آشوب در کتابش می آورد که بلاذری و ابوالقاسم کوفی در دو کتابشان و سید مرتضی در شافی و شیخ طوسی در تلخیص شافی روایت کرده اند که :
«پیامبر با خدیجه ازدواج کرد در حالی که او باکره بود و قبل از پیامبر با کسی ازدواج نکرده بود»
📚مناقب ال ابی طالب ج1 ص159
2⃣اجماع شیعه و سنی بر این است که تمام سادات و بزرگان قریش از خدیجه خواستگاری کردند اما ایشان به همه آنها جواب منفی دادند و وقتی با پیامبر اسلام ازدواج کردند زنان قریش بر او غضب کرده و با او قطع رابطه کردند.و به او گفتند که بزرگان و رئیسان عرب از تو خواستگاری کردند اما با انان ازدواج نکردی با محمد یتیم ابی طالب که فقیر و بدون مال است ازدواج کردی .
❔اهل نظر و فهم چگونه می توانند قبول کنند که خدیجه از ازدواج با بزرگان قریش خود داری کند آنگاه با دو نفر اعرابی از قبیله بنی تمیم ازدواج کند ❓
❓ایا صاحبان اندیشه حکم به بطلان چنین قولی نمی کنند.
3⃣چگونه می توان پذیرفت که بزرگان و اشراف قریش خدیجه را به دلیل ازدواج با دو نفر اعرابی و پایین مقام که اهل نظافت و شخصیت نیز نبودند ملامت و سرزنش نکنند❓
📚الصحیح من سیره النبی الاعظم ج2 ص122
🗯به هر حال چنان که گذشت به مقتضای هر دو قول شکی در عظمت مقام حضرت خدیجه و برتری ایشان نسبت به سایر زنان پیامبر نمی ماند.
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
⭕️ نقد و بررسی ادعای کتابسوزی اعراب مسلمان در #ایران
🔺 یکی از موضوعاتی که اسلام ستیزان همواره از آن به عنوان بهانه ای برای تخریب اسلام و ضربه زدن به اعتقادات اسلامی بهره می برند، ادعای نابودی کتابخانه های ایران توسط اعراب مسلمان است.‼️
با توجه به که این موضوع، مستند به گزارش چند منبع متاخر بوده و برخی از نویسندگان معاصر نیز تحت تاثیر رویکردهای عرب ستیزانه و با اعتماد به آنها، به نقل آن پرداخته اند، در مقابل بعضی از محققان نیز با بررسی گزارشات مربوطه، دلایل و مستنداتی در رد آن اقامه کرده اند.
اما متنی که مورد استناد اسلام ستیزان قرار می گیرد از این قرار است:
🔰 ابن خلدون، جامعه شناس نامدار عرب می نویسد : «هنگامی که سعد ابن ابی وقاص بر تیسفون دست یافت، در آن جا #کتاب های بسیار دید.
وی در نامه ای که به عمر ابن خطاب نوشت، درباره این کتاب ها دستوری خواست.
عمر در پاسخ نوشت که : آن همه را به آب افکن که اگر آنچه در آن کتاب ها راهنمایی است الله برای ما قرآن را فرستاده است که از آنها راه، نماینده تر است و اگر در آن کتاب ها جز مایه گمراهی نیست، الله ما را از شر آن ها در امان داشته است. از این سبب آن همه کتاب ها را در آب یا آتش افکندند.»
"📚مقدمه ابن خلدون، برگردان از محمد پروین گنابادی، برگ ۲۸۵"
🔴 ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه درباره کتاب سوزی اعراب چنین می نویسد :
وقتی قتیبه ابن مسلم، سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی می نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بی دریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتاب هاشان همه بسوزانید و تباه کرد.
(صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)
🔵 مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران می نویسد :
یکی از آثار شوم و زیان بخش حمله اعراب به ایران، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود. 👈آن ها کلیه کتب علمی و ادبی را به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه از میان بردند.
وی در دنباله می افزاید : سعد وقاص و دیگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقیق ملل شرق نزدیک را به دست آب و آتش سپردند.
✅ دولتشاه سمرقندی در کتاب تذکره الشعرا (صفحه ۲۶) به یکی دیگر از ماجراهای کتاب سوزی توسط اعراب در دوره خلافت عباسیان، می پردازد :
عبدالله بن طاهر به روزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور (به مسند) نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او بنهاد. (امیر) پرسید : این چه کتاب است؟ (مرد) گفت : این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکمای بنام شاه انوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود : ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر چیزی نمی خوانیم و ما را از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف موبدان (زرتشتی ها) است و پیش ما مردود است. (پس فرمود) تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او به هر جا از تصانیف موبدان و زرتشتیان را یافتند جملگی همه را بسوزانند.
💥اینچنین بود که میراث گرانبهای دانش و سرمایه بزرگ علمی ایرانیان در #باستان دستخوش تخریب و نابودی قرار گرفت...
🔺نقد و بررسی موضوعات مطرح شده و دلایل مردود بودن آنها، در پست های بعدی...
✍ اکبر عزیزیان
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
⭕️ نگاهی به آمار و ارقام اغراق آمیز تلفات و اسیران فتوحات اعراب
🔺عادت اسلام ستیزان در شبهه پراکنی با موضوعات تاریخی این است که اولاً جنگ ها و کشتارهای فاتحان عرب در ایران و نواحی مختلف را به پای اسلام و آموزه های آن نوشته و نشر آن را همراه با خشونت قلمداد می کنند و ثانیاً با برجسته کردن بعضی ارقام مربوط به این جنگ ها، تعمداً روی تعداد کشته شدگان و اسیران مبالغه می کنند تا احساس مخاطبان را در جهت معرفی اسلام به عنوان دینی خشن و عاری از انسان دوستی، با خود همراه کنند.
این در حالی است که تاریخ دانان و محققان معاصر به آمار و ارقام گزارشات جنگ ها، با دیده ی شک و تردید نگاه می کنند چراکه گزارش راويان این نبردها به دلایل مختلف از جمله فخرفروشی و انگیزه های قبیله ای، خالی از اغراق و دروغ پردازی نبوده و معمولاً پذیرفتنی به نظر نمی رسند.
در اینجا به چند نمونه از این آمار مبالغه آمیز از #کتاب تاریخ طبری اشاره می کنیم:
1⃣ در جنگ #مذار سی هزار نفر از ایرانیان کشته شدند، و اگر آب نهر مانع نبود همه نابود شده بودند.(۱)
2⃣ خالد بن ولید در جنگ الیس گردن ۷۰ هزار اسیر ایرانی را در کنار رودخانه زد و سیل خون به راه انداخت تا جایی که از همان سیل، سه روز پیاپی آسیاب ها به حرکت افتاده نان و آذوقه ی ۱۸ هزار نیروی او تامین شد!(۲)
3⃣ در جنگ #ذات_العیون در انبار، تیراندازان سپاه خالد توانستند چشم هزار تن از طرف مقابل را کور کنند.(۳)
4⃣ در دو روز ابتدای نبرد قادسیه ، دو هزار نفر از مسلمانان و ده هزار تن از ایرانیان کشته و زخمی شده بودند.(۴)
5⃣ در جنگ جلولا صدهزار نفر از ایرانیان کشته شدند و کثرت اجساد به قدری بود که سراسر دشت از آنان پوشانده شده بود.(۵)
🔺اما نظر محققان چیست؟
دکتر عبدالحسین زرینکوب در همین زمینه نوشته است:
"درباره ی اخبار فتوح تازیان در ایران مبالغه ها و خطاهای بسیار رفته است. روایات عرب از گزاف و خودستایی آکنده است چنانکه اخبار خدای نامه های ایرانی نیز از نفرت و بهانه تراشی خالی نیست.(۶)
اشپولر، شرق شناس آلمانی نیز درباره ی صحت گزارشات مربوط به تعداد سپاهیان دو طرف می نویسد:
"شکی نیست که اینها همه جعلی و در اساس فقط حاصل نوعی سبک نگارش است...
غیرقابل اطمینان بودن این ارقام همچنین از آنجا مشخص می شود که هریک از گروه های سپاه تقریباً همواره با اعداد سرراست و فقط به ندرت مثلا ۱۸ هزار جنگنده یا ۲۵۵ هزار کشته ارائه شده است... ‼️
همچنین اظهاراتی مبنی بر اینکه در آن دوران شمارش افراد سپاه صورت می گرفته است، نمی تواند به عنوان دلیل قطعی صحت ارقام ارائه گردد."(۷)
❗️اما نام آشناترین راوی فتوحات که در اغراق، افسانه پردازی ، ساختن اخبار عجیب و غیر قابل باور و حتی خلق رویدادها و جنگ های غیرواقعی، گوی سبقت را از دیگران ربوده و گزارشات مبالغه آمیز و غیرواقعی اش زمینه را برای سوءاستفاده ی معاندان فراهم آورده، "سیف بن عمر تمیمی" است که روایت بخش بزرگی از اخبار فتوحات تاریخ طبری بر دوش او بوده و از قضا نامش در بین راویان ۴ گزارش بالا نیز هست!
دکتر زرینکوب درباره ی روایات وی نوشته است: "درین روایات که طبری از سیف آورده است اغتشاش بسیار هست. از جمله در ارقام و اعدادی که سیف راجع به تعداد سپاه طرفین و عده کشتگان یا اسیران می دهد، مبالغه ی بسیار شده است.(۸)
علامه سیدمرتضی عسکری نیز آورده است: "سیف برای نشان دادن قدرت ابتکار نبرد، شجاعت و دلیری، کاردانی و رزمندگی قهرمانان افسانه ای تمیمی اش، ارقام و اعدادی را از کشته های دشمن به دست می دهد که دهشت آور است به خصوص وقتی که دم از هزاران هزار کشته می زند و یا آسیاب ها را برای سه شبانه روز از خون دشمن و تنها در یک نبرد به گردش در می آورد! در حالی که تمام صفحات آن ناحیه که جنگ در آن واقع شده، در آن روزگار به روی هم آن مقدار جاندار وجود نداشته تا چه رسد به انسان تا کشته شوند و یا به اسارت گرفته شده باشند."(۹)
👈 از آنچه در بالا آمد روشن می شود آنچه درباره ی تعداد تلفات و اسرای فتوحات در منابع تاریخی ادعا شده و امروزه مورد سوء استفاده قرار می گیرند، لزوماً درست نیست و چه بسا راویان فتوحات با انگیزه های قومی از کاهی کوهی ساخته اند تا افتخار پیروزی دلیرانه بر دشمن را در کارنامه ی قبیله ی خود ثبت کرده باشند.
📚 پی نوشت ها:
۱. ترجمه ی تاریخ طبری (نشر الکترونیک، ۱۳۸۹)، ج۴، ص ۱۷۷
۲.همان، ص ۱۸۰ و ۱۸۱
۳.همان، ص ۱۹۲
۴.همان، ج ۵، ص ۱۴ و ۴۲
۵. همان، ص ۱۱۰
۶.تاریخ ایران بعد از اسلام، چ ۱۳۸۳، ص ۲۸۳
۷.تاریخ ایران در قرون نخست اسلامی، ترجمه ی مریم میراحمدی، ج ۲، ص ۳۶۵
۸.تاریخ ایران بعد از اسلام، ص ۲۸۵
۹.یکصد و پنجاه صحابی ساختگی، ترجمه ی عطامحمد سردارنیا، ص ۹۱
✍ اکبر عزیزیان
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
⭕️ نقد و بررسی ادعای کتابسوزی اعراب مسلمان در ایران
1⃣بخش نخست: نقد گفته ی "ابن خلدون" درباره ی کتابسوزی اعراب مسلمان در ایران
🔺 ابن خلدون (متوفای ۸۰۸ هجری) تاریخ نگار و جامعه شناس مشهور قرن هشتم هجری در کتاب مشهور خود "مقدمه" و در فصل "العلوم العقلیه و اصنافها" پس از اشاره به ترقی ایرانیان در علوم عقلی چنین آورده است:
ولقد يقال إن هذه العلوم إنما وصلت إلى يونان منهم حين قتل الإسكندر دارا وغلب على مملكة الكينية فاستولى على كتبهم وعلومهم ممالا يأخذه الحصر ولما فتحت أرض فارس ووجدوا فيها كتبا كثيرة كتب سعد ابن أبي وقاص إلى عمر بن الخطاب ليستأذنه في شأنها وتنقيلها للمسلمين فكتب إليه عمر أن اطرحوها في الماء...(۱)
ترجمه: و گفته می شود اسکندر بعد از کشتن دارا و تسلط بر ملک کیانی، علوم عقلی را از ایران به یونان برد و از علوم عقلی ایرانیان استفاده ها کردند و چون کشور ایران به دست #اعراب فتح شد و کتب بسیاری در آن سرزمین یافتند، سعد بن ابی وقاص درباره ی این کتاب ها از عمر کسب تکلیف نمود و عمر به وی نامه نوشت که همه ی کتاب ها را در آب فرو افکنید زیرا اگر در آنها راهنمایی و راستی باشد خداوند ما را به چیزی رهبری کننده تر از آن هدایت کرده است و اگر کتب ضاله و گمراهی است پس کتاب خدا ما را از آنها بی نیاز کرده است. از این رو آنها را در آب یا آتش افکندند. این است که علوم عقلی ایرانیان از میان رفت و چیزی از آنها به ما نرسید.
❗️مهم ترین دلایل در رد روایت ابن خلدون از این قرار است:
1⃣ ابن خلدون نخستین کسی است که چنین ادعایی را مطرح کرده است و پیش از وی، هیچ فرد مسلمان یا غیرمسلمانی از #کتابسوزی فاتحان عرب در ایران سخنی به میان نیاورده است.
👈یعنی تا اواخر قرن هشتم هیچ یک از مورخان که به شرح جزء به جزء فتوحات مسلمانان در ایران ِ آن روز پرداخته اند، هرگز سخنی از کتابسوزی به میان نیاورده اند.
از مهم ترین منابع مربوط به تاریخ اسلام و فتوحات اعراب، "الفتوح" ابن اعثم کوفی مربوط به قرن دوم، "تاریخ طبری"، "تاریخ یعقوبی"، "فتوح البلدان" بلاذری و "اخبار الطوال" دینوری مربوط به قرن سوم، "البدء و التاریخ" مقدسی و "مروج الذهب" مسعودی، مربوط به قرن چهارم، "تجارب الامم" ابوعلی مسکویه مربوط به قرن پنجم و "الکامل" ابن اثیر مربوط به قرن ششم هستند که گزارشی از کتابسوزی فاتحان عرب به خصوص "سعد ابن ابی وقاص" نیاورده اند.
از سوی دیگر با وجود آنکه نامه های رد و بدل شده بین فاتحان و خلفا در تاریخ ثبت شده، اما از نامه ی یاد شده اثری نیست.
2⃣ ابن خلدون برای گفته ی خود سندی نیاورده است و گویا خود نیز به آن یقین کافی نداشته است، چرا که جمله ی خود را با عبارت "و لقد یقال" یعنی "و همانا گفته می شود" آغاز کرده است. چنین نقلی ارزش تاریخی ندارد و نمی توان به صحت آن اطمینان کرد.
❗️از سویی دیگر، او این گزارش را در کتاب تاریخ خود یعنی "العبر و دیوان المبتدا و الخبر" نیاورده است؛ با وجود آنکه رویدادهای مربوط به فتوحات در ایران را مو به مو ذکر کرده است.
3⃣ تاریخ، وجود کتابخانه ای در #ایران که حاوی کتب بسیاری بوده باشد، ضبط نکرده است. ما به هنگام فتوحات، تنها در "جندی شاپور" یک مرکز پزشکی و دارای کتاب داشتیم که آن هم طبق منابع، به صلح فتح شده و مردم امان یافته و اموالشان مصون مانده بود.(۲) این مرکز علمی نیز بدون هیچ آسیبی تا حدود سه قرن پس از اسلام، به فعالیت خود ادامه داد و در نهضت علمی مسلمانان تأثیرگذار بود.(۳)
4⃣ ادعای ابن خلدون این است که کتابسوزی اعراب، سبب نابودی علومی بوده که قرن ها پیش مورد استفاده ی یونانیان بوده. اما باید دانست با وجود شواهدی مبنی بر تأثیرپذیری حکمت و فلسفه ی یونان از مصر و ایران، در عصر اسکندر، یونان باستان شکوفاترین دوران فلسفی خود را می گذرانده و فلسفه ی یونانی به سبب ظهور دانشمندان بزرگی مانند سقراط، افلاطون و ارسطو در اوج شکوفایی بوده است.(۴) بنابرین بعید به نظر می رسد که در آن دوره، ایرانیان صادرکننده ی این علوم به یونان بوده باشند. از طرفی ادعای حمل علوم و کتاب های یاد شده توسط اسکندر نیز در آثار تاریخی منعکس نشده است.
❗️با توجه به آنچه گفته شد، روایت ابن خلدون بی اعتبار و غیرقابل اعتماد است.
📚پی نوشت ها:
۱.مقدمه ی ابن خلدون، چاپ بیروت، ج ۱، ص ۴۸۰
۲. ترجمه ی تاریخ طبری، چاپ ۱۳۵۲، ج ۵، ص ۱۶۲ _ ترجمه ی فتوح البلدان بلاذری، چاپ ۱۳۶۷، ص ۵۳۳
۳. مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، چاپ هشتم، ص ۳۱۰ _ مرتضی محمدنیا، کتابخانه ی دانشگاه جندی شاپور، نشریه ی آینه ی پژوهش، ش ۱۱۰ و ۱۱۱، ص ۳۲
۴. دبلیو.کی.سی.گاتری، تاریخ فلسفه ی یونان، ترجمه ی مهدی قوام صفری، چاپ ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۳۷ _ پل استراتن، آشنایی با سقراط، ترجمه ی علی جوادزاده، چاپ ۱۳۸۱، ص ۱۴
#کتاب
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
کانال آنتیشبهه
﷽ ⭕️ نقد و بررسی ادعای کتابسوزی اعراب مسلمان در ایران 1⃣بخش نخست: نقد گفته ی "ابن خلدون" درباره ی
﷽
⭕️ نقد و بررسی ادعای کتابسوزی اعراب مسلمان در ایران
2⃣بخش دوم: نقد گزارش "ابوریحان بیرونی" درباره ی کتابسوزی
🔺 ابوریحان بیرونی، دانشمند و تاریخ نگار ایرانی سده ی چهارم و پنجم هجری در کتاب مشهور خود آثارالباقیه نوشته است:
«قتیبة بن مسلم هر کس را که خط خوارزمی می دانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس می کردند، ایشان را نیز به دسته ی پیشین ملحق ساخت. بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست...
قتیبة بن مسلم باهلی نویسندگان و هربدان خوارزم را از دم شمشیر گذرانید و آنچه مکتوبات از کتاب و دفتر داشتند همه را طعمه ی آتش کرد و از آن وقت خوارزمیان امّی و بی سواد ماندند...»(۱)
🔺این مطلب یکی از مستنداتی است که اسلام ستیزان برای اثبات #کتابسوزی مسلمانان در ایران از آن بهره می برند که برای آن و نیز خود استناد صورت گرفته نقدهایی وارد شده است.
1⃣ گزارش ابوریحان بدون سند بوده و چنین واقعه ای در منابع تاریخی که ذکری از فتوحات قتیبة در ماوراءالنهر داشته اند، ذکر نشده است.
بین ابوریحان و قتیبه نیز حدود سه قرن فاصله بوده است.
2⃣ قتیبة، در زمان خلافت ولید بن عبدالملک ششمین حاکم اموی، موفق به فتح مناطق وسیعی از ماوراء النهر از جمله خوارزم (در سال ۹۳ هجری) شده است.(۲)
با فرض وقوع این جنایت از سوی وی باید گفت: این رفتار ضدانسانی و ضداسلامی مربوط به عصر خلفای اربعه که فتح نواحی وسیعی از #ایران در دوره ی ایشان اتفاق افتاد، نبوده و در دوره ای وقوع یافته که بدترین حاکمان و سرداران بر سرزمین های اسلامی تسلط داشته اند.
3⃣ گزارش ابوریحان مربوط به آثاری است که به خط و زبان خوارزمی بوده اند و این دو مستقل و مجزا از خط پهلوی و زبان پارسی میانه می باشند.
این خط و زبان اولاً محدود و مختص همان منطقه بوده و عمومیت نداشته و ثانیاً همانگونه که ابوریحان در کتاب دیگرش متذکر شده آنچنان توانایی برای بیان مفاهیم علمی نداشته است.(۳) بنابرین آثار اشاره شده نمی توانستند حجم زیادی را شامل شوند.
👈این مکتوبات احتمالاً تعدادی اثر تاریخی یا مذهبی بوده اند که از بین رفتن آنها صدمه ای به میراث علمی و فرهنگی ایرانیان نمی زده است.
❗️ناگفته نماند ابوریحان هرجا از خوارزمیان سخنی به میان آورده آنها را مردمی مجزا و جدا از پارسیان و ایرانیان عنوان کرده است.(۴)
4⃣ برخی با استناد به گزارش ابوریحان ادعا می کنند، زبان خوارزمی نیز از همان زمان دستخوش نابودی گشته است، اما باید دانست با وجود کاستی های زبان خوارزمی، این زبان در قرن پنجم هجری (زمان حیات ابوریحان) هنوز معمول بوده و از قرن هشتم هجری به تدریج به فراموشی سپرده شده است.(۵)
❗️بنابرین بر فرض صحت گزارش ابوریحان، نابودی #کتاب ها در خوارزم، منحصر به آثاری محدود به خط و زبان خوارزمی بوده و تاثیری در نابودی میراث علمی یا ادبی ایرانیان نداشته است.
📚پی نوشت ها:
۱. آثارالباقیه، ترجمه ی اکبر داناسرشت، چاپ ۱۳۸۶، ص ۵۷ و ۷۵
۲. ترجمه ی تاریخ طبری، ج۹، ص ۶۸
۳. الصیدنة فی الطب، ترجمه ی باقر مظفرزاده، چاپ ۱۳۸۳، ص ۱۶۸
۴.«هیچ ملتی از ایرانیان و هندیان و خوارزمیان جز مصریان قدیم...»، ترجمه ی آثارالباقیه، ص ۷۵
۵. احسان یارشاطر، چند نکته درباره ی زبان خوارزمی، مجله ی دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی، سال ۱۳۳۲، ش ۲، ص ۴۲
✍ اکبر عزیزیان
✅با آنتی شبهه آگاهانه بپذیریم👇
@Antishobheh
﷽
♦️ سوال
چرا کوروش، ذوالقرنین نیست؟!
❇️پاسخ
@Antishobheh
1⃣ در قرآن، آیات 83-98 سوره کهف، خصوصیات و برخی ویژگیهای ذوالقرنین را بیان کرده. از جمله مهمترین این ویژگیها: یکتاپرستی و انصاف و مروت ذوالقرنین.
✔️ حال آنکه، هیچ کتاب و سند تاریخی، بر «یکتاپرستی» کوروش گواهی نمی دهد و برعکس کتیبه ها خصوصا کتیبه فتح بابل (بعنوان مهمترین سند تاریخی) نشان میدهد کوروش بت پرست بوده و طبق گفته های خودش، بتهای مردوک و بعل و نبو را می پرستیده‼️
همین یک مورد برای اثبات واهی بودن ادعای ذوالقرنین بودن کوروش، کفایت می کند.
✔️ تمام اشارات قرآن از ذوالقرنین در هاله ای از ابهام قرار دارد و حتی مشخص نیست، که وقایع گفته شده درباره او زمینی است یا فرازمینی! ، چنانکه در آیات دیگری، سخن از بازگشت یاجوج و ماجوج در آستانه قیامت می شود. (همان اقوامی که ذوالقرنین راه آنها را سد کرده). بازگشتی که احتمال زیاد از زمین نیست.
✔️ قرآن برای ذوالقرنین اشاره به لشکر ندارد، بلکه همه جا از ضمیر مفرد برای او استفاده کرده است.
✔️ قرآن ذوالقرنین را منصف و بارحم معرفی می کند، حال آنکه منابع متعدد تاریخی از تجاوز و قتل عام های کوروش ⚔ علیه مردم سرزمین های مختلف، سخن گفته اند و ادعای رحم و مروت و دادگری کوروش، توهم و گزافه ای بیشتر نیست.
2⃣ در مورد شخصیت ذوالقرنین و هویت آن، تاکنون احتمالات متعددی مطرح شده.👈 ولی هیچ یک از مفسران قرآن (غیرمعاصر)،👉 کوچکترین اشاره ای به تطابق کوروش و ذوالقرنین نکرده اند.
✔️ از بین مفسران معاصر، ابتدا سرسید احمد خان هندی (مفسر مادی گرا که از انگلیسیها، لقب سر گرفت) و سپس ابوالکلام آزاد هندی، (وزیر فرهنگ هند و دارای رابطه نزدیک با انگلیسی ها) شباهت کوروش با ذوالقرنین را مطرح کردند.
از بین مفسران، علامه طباطبایی تنها مطالب و استدلالات وی را ذیل آیه نقل کرده و نظری "ظنی و نه یقینی" در این خصوص داشته است. ایشان همچنین احتمال میدهد، ذوالقرنین شخصی از بین اعراب بوده. (المیزان، 1417 ج 13، ص 386)
🚫توجه کنید که این موضوع، پیش از اکتشافات باستانی بیان شده و بعدا با مخالفت و روشنگری متفکرانی چون "شهید مطهری" ابطال شده است. علامه مطهری کوروش را فاتحی می داند که با آزاد کردن بتخانه ها، مردم را در بیخبری نگاه داشته! ( #کتاب آینده انقلاب اسلامی)
✔️ سایر مفسران و مراجع معاصر از جمله آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله شاهرودی، آیت الله روحانی و.. نیز تطابق کوروش را ذوالقرنین را صراحتا رد کرده اند.
ادامه پاسخ 👇👇