اما آدم از کتاب خواندن در بستر، سوای سرگرمی، سود دیگری هم میبرد: نوع خاصی از خلوت. خواندن در بستر اقدامی خودمحور، فاقد تحرک، رها از قراردادهای عادی اجتماعی، دور از چشم جهان و اقدامی است که چون بین ملحفهها رخ میدهد، که عرصهی عشق و رخوت گناهآلودهاند، حسی از لذت دست زدن به کارهای ممنوعه را هم با خود دارد. عبارت عادی «کتابی را با خود به بستر میبرم»، همواره در نظرم سرشار از بارقههای جسمانی بهنظر رسیده است.
📚 | تاریخ کتابخوانی
@Apostrophe
میگویند کودک تا مدتها بین هویت خودش و مادر تفکیکی قائل نیست و نمیداند خودش و مادر دو نفرند، مثل من که آن وقتها فکر نمیکردم
من و خدا دو نفریم.
📚 | مثل نهنگ نفس تازه میکنم
@Apostrophe
آدم وقتی از گفتن خسته شود، سکوت میکند.
اما نمیفهمم اگر از سکوت هم خسته شد،
چه باید بکند.
📚 | مثل نهنگ نفس تازه میکنم
@Apostrophe
وظیفه فلسفه عبارت است از آماده کردن نرمترین فرود ممکنِ آرزوهای ما بر روی دیوار انعطافناپذیر واقعیت.
📚 | تسلیبخشیهای فلسفه
@Apostrophe
میتونی آدم خوبی باشی
یا اونی باشی که دنیا رو نجات میده
ولی نمیتونی جُفتـش باشی!
🎬 | Invincible
@Apostrophe