eitaa logo
ارباب
4.7هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
903 ویدیو
6 فایل
آری به راستی که تمام وجودم به تویی آغشته شده که زاده‌ی آرامشی.🖇️♥️. #تبلیغات 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1871446027C496dce5861
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مسجد حضرت قائم(عج)
🎴 خیرات ویژه برای اموات در شب جمعه‌های آخر سال ...! مسجد و زائرسرای اربعینی حضرت قائم(عج) توی شهر کرمانشاه و مسیر زائران اربعین اوایل امسال چیز جز خاک و سنگ نبود! اما بعد از رسانه‌ای شدن هزاران نفر با هر توانی که داشتند به ساخت این مسجد کمک کردند. مسجد نیمه کاره‌است و شما هم می‌تونید به نیت و امام زمان(عج) شریک باشید شماره کارت های و بنام مسجد حضرت قائم(عج)👇 ●
6037991899988582
5041721113328141
IR
040170000000206596699008
هدایت شده از تبلیغات همسران💓
🏮 سلام؛ امشب شب جمعه است! بیاید به نیت فرج امام زمان(عج) و شادی روح شهدای مقاومت سفره‌دار زائران اربعین باشیم. همیشه فرصت کافی نداریم و هیچکدوممون از فردای خودمون خبر نداریم! پس همین الان پاشو و در حد توانت میزبان زوار باش. گزارش موکب رو داخل کانال زیر ببینید 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2846883849Cbf3af7a7e9
در قنوت خود دعا کردم فراموشت کنم حاجتم در سجده اما دیدن روی تو شد :)
هدایت شده از عــــشق ممنـــوعه؛
‌ کالای خونتو مستقیم از بندر بخر✅💯 فروش انواع لوازم خونه به قیمت عمده💣 ارسال از بندر به سراسر کشور✅✅ 📦با تمام نکات بسته بندی📦 تا پاک نشده زود بکوب رو پیوستن✅👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2596668173C289a57b04c 😉 ‌
💗 ⊰᯽⊱┈──╌❊🕊️🤍❊╌──┈⊰᯽⊱ نه قدم... سه قدم... دوقدم‌ باقی مونده رو پر نمی‌کنم اما شریفی جلو می‌ره و دستش رو بالا میاره. کندی حرکاتش مشهوده. می‌فهمم اونم درد می‌کشه. اما چرا اینقدر عمیق؟ من که می‌دونم اون دختر داخل هستی نیست. با قلبم حس‌اش می‌کنم. بعد ضربه‌ای که به در وارد می‌کنه، در نظرم فریاد سکوت برفضا حکم فرما می‌شه. انگار کل سردخونه سکوت کردن و با چشمان کنجکاو به تماشای آخر ماجرا نشستن. حتی نفس‌ها حبس شده. انتظار رو طاقت‌فرسا تر از هرزمان دیگه‌ای حس می‌کنم و بالاخره در کذایی باز می‌شه. مردی که ژولیدگی‌اش توی ذوق می‌زنه از بین در و چهارچوب مقابل دید قرار می‌گیره و بی‌حوصله جواب می‌ده: _امرتون؟ نگاه من اما روی لکه کرم‌ رنگ روی لباس سفید‌اش می‌نشینه. _شریفی هستم. هماهنگ شده. برای تشخیص هویت اومدیم. مرد نگاه معناداری به من می‌کنه که از هر ترحمی آزاردهنده تر و دردناک تره. کاش می‌شد چشمانش‌رو از کاسه در بیارم و... ⊰᯽⊱┈──╌❊🕊️🤍❊╌──┈⊰᯽⊱
هدایت شده از عــــشق ممنـــوعه؛
🚫ورود افراد زیر هجده سال ممنوع🚫 ✅برترین و با اعتبارترین کانال ایتا در حوزه‌ی مشکلات خصوصی آقایان، دیابت 🚧مشکلات زناشویی آقایان زمینه ساز 80% طلاق ها در ایران🚧 ⛔هشدار جدی برای تمام آقایان ایران⛔ برای شروع روند درمان سریعا فرم زیر را پر کنید تا مشاورین کلینیک باهاتون تماس بگیرند👇👇 https://formafzar.com/form/ztzhn https://formafzar.com/form/ztzhn آقایون برای درمان بیماری‌های زناشویی حتما لینک پایین را مشاهده نمایید 👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2927100012Ceadaa8b11b
۴ نفر که برید پارت بعدیو میدم😍🔥☝️
۲ نفر دیگ فقط😍😍☝️
💗 ⊰᯽⊱┈──╌❊🕊️🤍❊╌──┈⊰᯽⊱ و مقابلش بزارم و ساعت‌ها مجبور به تحمل سنگینیش بشه. راه رو بازمی‌کنه و کنار دربی که تا انتها گشوده می‌ایسته. با فشار دست شریفی پشت کمرم مجبور می‌شم وارد شم. خدایا، توان ادامه دادن بده. یکه می‌خورم وقتی مرد کنار گوشم صدا بلند می‌کنه: _خانم نظری این‌مرد پکیج کامل از یک انسان مضخرف و بی‌شعوره. بی‌شک اگر قصد نداشتم خویشتنداری کنم، الان حد اقل یک مشت زیر چشمش نشانده بودم. توانایی قابل توجه‌اش اینه که در عرض چند ثانیه تمام احساس ناراحتی و ترس من رو به خشم تبدیل کرد. دمش گرم! قدرت خوبی داشت بابت تبدیل بدن یخ زده‌ام به آتیش خشم. مگاهم می‌خوره به خانم قد بلند و نسبتا لاقر اندامی از قسمتی وارد می‌شه و محترمانه رو می‌کنه به ما: _سلام. بفرمایید. کاملا نقطه مقابل اون مرد رو اعصابِ پَلَشته! شریفی خوشرویی و ادب خانم نظری رو بی جواب نمی‌ذاره: _سلام خانم. شریفی هستم. هماهنگ شده با شما. حس می‌کنم... ⊰᯽⊱┈──╌❊🕊️🤍❊╌──┈⊰᯽⊱
هدایت شده از عــــشق ممنـــوعه؛
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طلا را نقد نخرید !!! ✨ 😎 وقتی می تونی با طلافروشی مجازی طلای قسطی تهیه کنید 🤠 پس طلای نقد نخرید🤓 💎 طلای قسطی و بدون مالیات با قیمت های منصفانه 💎 تنوع فوق العاده بالا https://eitaa.com/joinchat/51511496C436285406f اینجا با پس اندازت می تونی صاحب طلا بشی😍😍😍
ارباب
#رمان_چرا_او #پارت_454 گوشه سالن رفتم و روی صندلی نشستم.. همونطور که نشسته بودم دوباره سرم شروع کر
بخش دوم تو مطب؟ نگران میخواستم از‌جام بلند شم که در اتاق باز شد و شاهان وارد اتاق شد.. - حالت خوبه؟ بدون اینکه منتظر جواب من باشه.. رو کرد به دکتر و پرسید: - ببخشید میتونم بپرسم چه اتفاقی افتاده؟ دکتر دستش سمت عینکش برد و گفت: - آزمایش ها گرفته شده.. فقط باید یه عکسبرداری هم از سرشون داشته باشیم تا نتیجه نهایی رو بگیم.. نمیدونم چه احساسی بود.. ولی نگرانی درونم موج میزد.. با صدای آرومی گفتم: - ببخشید آقای دکتر از همیم آزمایش ها چیزی متوجه شدین؟ دکتر اول نگاهی به من انداخت و بعد به شاهان خیره شد و گفت: - شما همسرشونین؟ میتونم باهاتون خصوصی صحبت کنم.؟
هدایت شده از عــــشق ممنـــوعه؛