eitaa logo
ارباب
4.7هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
908 ویدیو
6 فایل
آری به راستی که تمام وجودم به تویی آغشته شده که زاده‌ی آرامشی.🖇️♥️. #تبلیغات 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1871446027C496dce5861
مشاهده در ایتا
دانلود
من از جمعه‌های بی شما گله دارم از غفلت خود ، غفلت شهر گله دارم چندمین جمعه گذشت و چندمین فاطمیه بود ؟ از مجلسی که بی صاحبش برپا شد گله دارم اللهم عجل لولیک الفرج
هدایت شده از عــــشق ممنـــوعه؛
یه فروشگاه بزرگ لباس زیر پیدا کردم اجناسشو تا می‌چینه زود تموم میکنن 🥰 https://eitaa.com/joinchat/422642683Ca95d776579 بدون خجالت کلی لباس خواب فانتزی بخر نصف قیمت پاساژ 🛍 ❌️ ❌️ با ارسال محرمانه 📦 ❌️ با حراجی های باور نکردنی 😳 https://eitaa.com/joinchat/422642683Ca95d776579 🎁 عمده و تک با تنوع جنس بالا ❣️بورس انواع سوتین، شورت، بادی، لباس خواب، مایو، جوراب شلواری، جوراب و گن و ... ♨️خرید مستقیم از تولیدی 🛒 @khorshid_9
💗 ⊰᯽⊱┈──╌❊🕊️🤍❊╌──┈⊰᯽⊱ و اون همکار جدید، اتاق رو ترک می‌کنه. اتاق نسبتا سادست و تم سبزِ مغز پسته‌ای و قهوه‌ای داره. شریفی به صندلی‌های چیده شده ارباب‌رجوع اشاره می‌کنه که نگاهم به میز‌کاری می‌افته که احتمالا برای همون آقاییه که خارج شد. امیدوارم خبر جدیدی برام نداشته باشن چون دیگه توان‌اش رو ندارم! روی کنج‌ترین صندلی می‌نشینم و بعد ساکن شدن‌مون، شریفی با ملایمت و ماهرانه شروع به تعریف امشب می‌کنه! کلمه به کلمه‌ای که تعریف می‌کنه برام ملموسه اما انگار، خاطره‌ای از روز‌های دور تعریف می‌کنه. من امشب قدر چند سال زندگی کردم و درد دوری کشیدم! بیشتر از تحمل‌ام! تعاریفی که درقالب جمله‌های کنترل‌شده به گوش آقای تهرانی می‌رسیه، مثل فیلم سینمایی مقابل چشمانم به نمایش درمیاد. پلک بر هم می‌فشارم و نفسم رو حبس می‌کنم. کاش کلمات اینقدر وزن نداشتند! سرم رو خم می‌کنم و دستم رو بین موهام می‌کشم. کف سرم دردناکم با کشیدن موهام، اگر زبان داشت بی‌شک فریاد می‌زد و درخواست نجات پیدا کردن از من رو می‌کرد. تاب و توان شنیدن حرف‌های شریفی رو ندارم، گرچه اون‌هارو زندگی کردم! ولی هر جمله خنجر زهرآگینی‌است که بر قلبم و روح‌ام فرو می‌ره. جمله‌ها توی سرم می‌چرخند و دونه به دونه حروف‌اش روی سرم... ⊰᯽⊱┈──╌❊🕊️🤍❊╌──┈⊰᯽⊱
هدایت شده از عــــشق ممنـــوعه؛
🌱 راز ۱۲۰ سال سلامت زندگی کردنت اینجاست😎 در کانال حکیم گیلانی، شما به‌طور طبیعی، سریع و بدون عوارض جانبی به سلامت واقعی 🥰دست پیدا خواهید کرد. درمان بیماری‌ها با روش‌های سنتی و اثبات‌شده😎 زیبایی و جوانی که هر روز با شما می‌ماند😍 انرژی و طول عمر که زندگی شما را به تجربه‌ای شاداب و پرنشاط تبدیل می‌کند😁💪 تصور کنید…🤔 هر روز بدون خستگی، با پوستی درخشان و بدنی پر از انرژی، در حالی که از داروهای شیمیایی بی‌نیاز هستید. این زندگی رویایی، می‌تواند به واقعیت شما تبدیل شود. همین حالا عضو شوید و زندگی‌ای سالم‌تر، زیباتر و طولانی‌تر را شروع کنید. چون شما شایسته بهترین‌ها هستید!❤️🤴👸 با این کانال دیگه لازم نیست دکتر بری😍👇🏾 https://eitaa.com/joinchat/1870463234C5e8c9fd415
- "‏وفاداری" لطف نیست، بخشی از "اصالت" است:))🌿☕️
🔴 هزاران نوزاد لبنانی هنوز نیاز فوری به شیرخشک دارند؛با آغاز فصل سرما شرایط خیلی سخت شده است 💢 کمک‌های شما بطور مستقیم به این نوزادان مظلوم خواهد رسید. تمام برنامه‌های مجموعه شباب‌المقاومة با هماهنگی دفاتر رسمی حزب‌الله لبنان در بیروت و قم صورت می‌گیرد. 🔸 کمک‌های خود به مردم لبنان و امور اجتماعی مربوطه را به شماره زیر واریز کنید👇👇 🔻
6037997750004344
بنام: «جبهه جهانی شباب المقاومة» 🔸 الجبهة العالمية لشباب المقاومة https://eitaa.com/joinchat/3545694224Ccf85b685fb
ارباب
🔴 هزاران نوزاد لبنانی هنوز نیاز فوری به شیرخشک دارند؛با آغاز فصل سرما شرایط خیلی سخت شده است 💢 کمک‌
🟥دعای خیر مادران لبنانی پشت سر همه کمک کنندگان خواهد بود؛مجموعه " شباب‌المقاومة" که مورد تایید ما میباشد؛ مطمئن ترین راه ارتباطی برای رساندن کمک های نقدی شما به لبنان است؛در این شبهای عزیز مسلمانان لبنان را فراموش نکنیم
نذر کردم گراز این غم به‌درآیم روزی تا درِمیکده شادان و غزل‌خوان بروم به هواداری او ذَرِّه صفت، رقص کنان تا لبِ چشمه‌ی‌خورشیدِدرخشان بروم
و چقدر آرامش می‌ده این گفته‌ی : چه لذّتی دارد از فردای نیامده نترسیدن، گوش به باران دادن، چای درست کردن، پادشاهِ وقتِ خود بودن ...
هدایت شده از عــــشق ممنـــوعه؛
این تمام سرعت و قدرت کیان نبود و مینو در برابر همین قدر هم کم آورده بود. درسته خوب جا خالی میداد اما هنوز نتونسته بود حتی یه ضربه هم به کیان بزنه. هر ضربه ای که کیان میزد مینو به موقع جا به جا میشد اما کیان به مینو فرصت کاری نمیداد و ضربه بعدیو میزد. تو یه لحظه مینو جا خالی نداد و به جای اینکه از خودش دفاع کنه مشتشو تو پهلو کیان فرو کرد. دست کیان محکم با کتف مینو برخورد کرد . مینو از ضربه دست کیان پرت شد رو زمین و کیان از ضربه دست مینو یه قدم عقب رفت. مینو سریع بلند شد و اینبار خودش حمله کرد. گویا تصمیم گرفته بود درد ضربه ها رو تحمل کنه و در عوضش بتونه به کیان ضربه بزنه. دامون گفت " روحیه مینو عالیه" ... سیامند گفت " دوست نداره کم بیاره ... عاشق این اخلاقشم " دوباره مینو با ضربه کیان که اینبار به پهلوش خورده بود پرت شد رو زمین. از طرز بلند شدنش مشخص بود خسته شده. اما ادامه داد. کیان::::::: دختر زرنگ ... دیگه کم آورده بود... رنگش پریده بودو حسابی نفس نفس میزد... اما نمیخواست قبول کنه . از سرعت واقعیم استفاده کردمو یه ضربه به پهلوش زدم که نفسش رفت. حس کردم زیاده روی کردم. چون اینبار زانوهاش شل شد و چشماشو بست. https://eitaa.com/joinchat/1718551518C1751a467fb اولین و ممنوعه ترین کانالیه که رمانی با موضوعه عاشقانه و خون آشامی میزاره😍 پس زود جوین شو تا پاکش نکردم👆 https://eitaa.com/joinchat/1718551518C1751a467fb نرفتی..؟!🙈
رمانِ جذاب خواسته بودید👌☠🙊☝️