eitaa logo
ذاکرین آل الله
296 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
322 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
من که از نسل دلیر عربم اُمّ العبّاسم و اُمّ الادبم مادر چهار یَلِ رعنایم من کنیز حرم زهرایم آسمان، خاک‌نشین حرمم عرش در تحت لوای کَرَمم معرفت مسئله آموز من است عاشقی سائل هر روز من است دل من محو تولّای ولیست سِمتم خادمی بیتِ علیست من سفارش شده‌ی زهرایم آبرو یافته از مولایم وَه ازآن روز که قابل گشتم با در بیت مقابل گشتم آمد آن لحظه چه خوش اقبالم دختر شاه به استقبالم قبله‌ی نور به کاشانه‌ی من حَرَمَ الله کجا خانه‌ی من دست بانوی حرم بوسیدم خاک پایش به بَصَر مالیدم گفتم این بیت حریمِ لاهوت من کنیزم به دیارِ ملکوت آمدم خادمِ این در باشم خادمِ دختر حیدر باشم لیک آن روز زغم رنجیدم وای دل، صحنه‌ی سختی دیدم هر دو ریحانه‌ی حق تب دارند بین خانه حَسَنین بیمارند گفت زینب به دو چشمانی‌تر نذر روزه بنما ای مادر عرق از صورتشان تا شد جمع سوختم در غمشان هم‌چون شمع آن‌قدر خرج ولایت گشتم مورد لطف و عنایت گشتم تا خدا مزد ولایم را داد که به من گل‌پسری زیبا داد صاحب جَنَّتُ الِاحساس شدم مادر حضرت عباس شدم در وفا یار بِلا فصل شدم مادر فضل و اباالفضل شدم شوری افتاد ز عشقش به دلم دید از فاطمه بودن خجلم حق نمود این شرفم نقش جَبین حضرت فاطمه شد اُمُّ بنین گفتم عباس گل ریحانی به امیرت تو بلا گردانی نه برادر و نه من مادرشان من کنیز و تو غلامِ دَرِشان روزی آید که به همراه حسین از مدینه بروی نورِ دو عِین چون حسینم تو خدایی گردی عاقبت کرب و بلایی گردی یک وصیت کنم این لحظه تو را جانِ تو جانِ عزیز زهرا رفتی و هَمره تو شادی رفت از مدینه دگر آزادی رفت وای زان روز که غم‌ها برگشت کاروان گل زهرا برگشت جانِ هر دل‌شده بر لب آمد بی‌حسین حضرت زینب آمد گفت با من همه اَسرارِ مگو ماجرا های تو و آنبغض گلو گفت لب‌تشنه سوی آب شدی از خجالت به خدا آب شدی گفت با قدّ کمان جان دادی من شنیدم نگران جان دادی تا که مَشک و عَلمت را دیدم دست پاک تو ز دور بوسیدم باورم نیست سر زینِ وسجود فرق عباس من و ضرب عمود یاد تو روضه به پا می‌سازم تا ابد بر پسرم می‌نازم نزد زهرا تو وَجیهُ اللّهی فانیِ حضرت ثار اللّهی ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
مدح امام عصر(عج)....mp3
2.36M
بسم الله الرحمن اارحیم امام زمان(ع) ..حاج آرمین غلامی ➣➣➣➣➣➣➣➣➣➣➣ نمــیدانم چرا مولا نیامد چراآن یوسف زهرانیامد چراغیبت شده طولانی و دور چرارویش شده ازدیده مهجور تو میدانی چرا پایان ندارد ازاین روکه کسی ایمان ندارد ز مردم رفته ایمان حقیقی کجایند جمله یاران حقیقی کجائید منتظران ظهورش کجائیدمنتظران حضورش کجایند ندبه خوانان خدایی کجایند می فروشان ولایی نمی آید مگر ما پاک گردیم زدوری رخش غمناک گردیم نمی آید مگر صادق شویم ما برایش شیعه ای لایق شویم ما نمی آید(غلاما)چون نخواهیم همه دل بستهء دنیا و جاهیم
«ام البنیـن» یعنی؛ «عبـاس» داشته بـاشی و بگـویی: از «حسـین» چه خبر؟!
▶️ بعد زهرا بوده ای یار امیرالمومنین مرحبا ام البنین نیست در دنیا زنی مثل تو عباس آفرین مرحبا ام البنین .
هر کس به بهانه ای تورا می جوید در باغ و در و دشت تورا می بوید آن عاشق واقعی‌ست کز روی عمل ... «عجل لولیک الفرج» می گوید
سینه_زنی وتوسل ویژۀ وفات حضرت أُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج‌مهدی رسولی باور ندارم بی دست و بی مشک نقش زمین شی باور ندارم سرو رشیدم با خاک عجین شی سخته برا من باور کنم که بی بال و پر شی دستت رو دادی تا افتخارِ ام البنین شی با عطشِ خیمه ها بی تاب شدی، عباسم! ساقی بچه های ارباب شدی، عباسم! اما خبر رسیده که مشکت رو تیر زدن تو علقمه از خجالت آب شدی، عباسم! آه! مِن بعد با غصه هم نشینم من امُّ البنینِ بی بنینم «وَیلی وَیلی... وَیلی عَلی شِبْلی» بعد از تو عباس، یک شب نشد که راحت بخوابم فکرِ عمود و فرقِ تو مادر میده عذابم شمعم که ذرّه ذرّه غم تو میکنه آبم تا روز محشر من شرمسار از روی ربابم به دنیا اومدی علمدار بشی، ای رودُم! برا حسین یارِ وفادار بشی، ای رودُم! ای شیر مرتضی ندارم باور یک روزی زخمی جنگ گرگ و کفتار بشی، ای رودُم! آه! میسوزم با آهِ حزینم من امُّ البنین بی بنینم «وَیلی وَیلی... وَیلی عَلی شِبْلی»
003 Bavar Nadaram.mp3
6.22M
. از آیت الله سید علی قاضی نقل شده است که فرموده اند: سریان فیوضات(سرچشمه فیض ها) و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهد است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم، اباالفضل العباس علیه السلام است.
وتوسل ویژۀ وفات حضرت أُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج عباس حیدر زاده •✾• قسمت این بود که تو مَحرم حیدر باشی به علی مونس و هم خانه و همسر باشی قسمت این بودکه در زندگی مشترکت به عزیزانِ دلِ فاطمه مادر باشی آفرین بر تو که هنگام ورودت گفتی آمدی خادمه یِ خانۀ کوثر باشی قسمت این بود که در بین تمامیِ زنان تو فقط صاحب یک ماه و سه اختر باشی .. قمرت یک نفره لشگرِ انصارِ خداست پس عجب نیست که تو مادر لشگر باشی خاک این خانه تو را قبله ی حاجات کند متعجب نشوگر شافع محشر باشی .. غم این خانه زیاد است زیاد است زیاد .. سعی کن، مَرهمِ زخمِ دلِ دختر باشی این یتیمان همه به واژه ی در حساسند نکند در بزنند و تو پسِ در باشی چار تا بچه ی این خانه همه مادری‌اند نکند تب بکنی گوشۀ بستر باشی : مهدی نظری
1. قسمت این بود.mp3
8.56M
«ام البنیـن» یعنی؛ «عبـاس» داشته بـاشی و بگـویی: از «حسـین» چه خبر؟! .
(ع) را از مادرش حضرت آموخت...
روضه و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها _ سید مجید بنی فاطمه •ೋ آسمان بودی و در دامان مهرت ماه بود قله ایثار هر کوهی کنارت کاه بود همسر مولا شدی اما درون خانه اش زادۀ زهرا به چشم تو ولی الله بود نیستی زهرا ولی آن قدر می دانیم که مثل او تنها علی از رتبه ات آگاه بود زود از داغ پسرهای رشیدت سوختی آه عمر نامت ای اُم البَنین کوتاه بود در کنار چار نقش قبر کارَت روز و شب نوحه بود و ناله بود و اشک بود و آه بود با خجالت از رباب آخر وجودت آب شد تا که حرف مشک میشد اشک تو در راه بود خواستم وصفی کنم از عشقِ عباس و حسین مصرعی کوتاه شد خورشید محو ماه بود نشد از چهره‌ام غم را بگیری زِ من اندوهِ عالم را بگیری برای رفتنم اینسو و آنسو نشد مادر که دستم را بگیری تو خوردی تیغ پژمردم من اینجا دو دستت را که زد مُردم من اینجا همینکه از رویِ مَرکب عزیزم زمین خوردی زمین خوردم من اینجا *خدا رحمت کنه اون کسی رو که برا ام البنین بلند بلند گریه میکنه و زمزمه داره .. همه مادرا دوست دارن روزای آخرِ عمرشون پسرها و بچه هاشون دورش باشن .. آخ بمیرم برات بی بی جان ..* نه که امروز مادر درد دارم که روز و شب سراسر درد دارم از آن ساعت که با ضربه شکستند سرت را بی هوا سردرد دارم اگر بشکسته‌ام مانندِ زهرا ببین دلخسته‌ام مانندِ زهرا سرت را تا که رویِ نیزه بستند سرم را بسته‌ام مانند زهرا به یادت آه ، یکسر می‌کشیدم که گویی از تنت پَر می‌کشیدم به هر تیری که بر جسمِ تو می‌رفت من اینجا آی مادر می‌کشیدم مرا گفتند که بازو ندارد دگر عباسِ تو اَبرو ندارد بمیرد حرمله بد زد به چشمت از آن لحظه دو چشمم سو ندارد نشد بال و پَرِ خود را بگیرم به دامن اصغرِ خود را بگیرم من از شرمندگی پیشِ رُبابم نشد بالا سرِ خود را بگیرم *آخ رباب .. عباسمُ حلال کن .. نتونست برا علی اصغرت آب بیاره رباب .. کاری کردن عباس از خجالت آب شد ..* پس از تو کاش زنجیری نمی‌ماند تو می‌خوردی و شمشیری نمی‌ماند تمامش کاشکی خرجِ تو میشُد برایِ حرمله تیری نمی‌ماند "ببین مادر زِ گریه آب رفته و از سردردها از تاب رفته به نیزه دار گفتم بچه داری؟ کمی آرام تازه خواب رفته" عزیزم جان جانا نور عینا به فرقم باد خاک عالمینا نگاهم مانده بر در تا بیایید حسینم وا حسینم وا حسینا شاعر : حسن لطفی