eitaa logo
ذاکرین آل الله
296 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.5هزار ویدیو
322 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
20230827_062834-AudioConverter.mp3
1.23M
▪️نوحه اربعین حسینی بعد از چهل روز آمدم روی مزارت برخیز و بنگر حالت خواهر زارت مویم سفید و قدم کمان است از ظلم دشمن بر من نشان است مظلوم حسینم... شام غریبان آتش وهنگام غارت شد برحرمها از سوی دشمن جسارت طفلان نالان، اندر بیابان دنبال آنها، من زار وحیران مظلوم حسینم... در بند دشمن دیده ام شام بلا را بی حرمتی شامیان، جور و جفا را رقیه مانده، در کنج ویران شرمنده هستم، از تو حسين جان مظلوم حسینم... با دیدن گودال داغم تازه تر شد تصویر ذهنم خنجر و ببریده سر شد ای جان زینب، آورده ام سر تا وصل گردد، سرت به پیکر مظلوم حسینم... وقتش شده تا زینبت عمرش سر آید وقتش شده نزد برادر خواهر آید دیگر فراقت، طاقت ندارم روی مزارت، جان می سپارم مظلوم حسینم ... .
61383_1398111102221_542487.mp3
611K
▪️زمزمه و نوحه اربعین حسینی پاشو برادر اومده زینب ببین که جونم اومده برلب زینب تو از راه دور رسیده غربت و غم رو به جونش خریده سالار زینب... شکسته بالم ز تازیونه دلم برای دیدنت دلم داره بهونه یک اربعین چله نشین دردم من اومدم که دور تو بگردم سالار زینب... یادم نمیره لحظه ی آخر کنار گودال ناله ی مادر سر از تنت جدا شد ای عزیزم بارون اشکه که برات میریزم ۲ سالار زینب... ببین ز داغت قدم خمیده نمیشناسیم داداش ببین موهام سفیده ز داغ اکبر و علی اصغر منو ببین داداش به دیده تر سالار زینب... بودی تمام دار و ندارم رفتی و تازه گشته داغ قلب زارم دشمن تو به زخم ما نمک زد هرکی میگفت حسین اونو کتک زد سالار زینب... با دلی پر خون ، میرم مدینه ولی می‌میره ، بی تو سکینه شرمندم از تو ای امید ایتام رقیه جاموند تو خرابه شــام سالار زینب...
20230829_161157-AudioConverter.mp3
1.89M
▪️زمزمه جاماندگان اربعین حسینی و مناجات با امام زمان عجل الله فرجه 🎙سبک: همه جا بروم به بهانهٔ تو من که جامانده از اربعینم آقا ریزم از دیده اشک دل غمینم آقا اربعین شد در شور و شینم من با دلم بین الحرمینم من یا اباصالح مددی مولا ۳ گرچه من نشدم زائر اربعین یاد داغ حسین شده‌ام دل غمین جان رقیه تو دعایم کن زائر شهر کربلایم کن یا اباصالح مددی مولا۳ اربعین آمده دل پر از غم شده مهدی فاطمه فصل ماتم شده دیده گریان در انتظارم من یوسف زهرا بی قرارم من یا اباصالح مددی مولا۳ ای عزیز همه نور هردل بیا بزم ماتم به پاست شمع محفل بیا یابن زهرا صاحب عزایی تو بی قرارم من کی می آیی تو یا اباصالح مددی مولا۳ ای طبیبم بیا ای حبیبم بیا از غم دوریَت بی شکیبم بیا جانم از هجر تو بود بر لب کن نظر جان عمه ات زینب یا اباصالح مددی مولا ۳ بین ما اربعین تو بیا بی خبر از کرامت نما جمع ما را نظر پر زند این دل در هوای تو دل من تنگ است از برای تو یا اباصالح مددی مولا ۳ بیا یابن الحسن شیعه تنها شده بی تو یابن الحسن کوه غم ها شده تو بیا غمخوار همه امت جان زهرا از سفر غربت یا اباصالح مددی مولا۳ اربعین آمده یوسف فاطمه سوز و اشکم بده ای امید همه در کجایی یار غریب من از سفر برگرد ای حبیب من یا اباصالح مددی مولا۳ ✍
191.2K
▪️نوحه اربعین حسینی در کربلا 🎙سبک حاج اکبر ناظم ای گل فاطمه ز لطف شما در اربعین آمده‌ام کربلا زائر خود را ز کرم کن صدا ای گل فاطمه، ای عزیز همه شامل من شد کرم تو آمده‌ام در حرم تو لبیک یا مولا حسین جان از تو بود مولای من عزتم ز لطف خود تو کرده‌ای دعوتم کرب و بلای تو شده قسمتم آمدم سوی تو، بگیرم بوی تو در اربعین مهمانت هستم شرمنده ی احسانت هستم لبیک یا مولا حسین جان... حریم تو حسین بود بهشتم مهر و ولایت تو در سرشتم نگه نما مولا به روی زشتم مرا کن مستجاب، بده بر من جواب مولای من دردم دوا کن زائر خود حاجت روا کن لبیک یا مولا حسین جان ای که تویی به فاطمه نور عین از کرمت پادشه عالمین آمده‌ام در حرمت یا حسین بر توام من پناه، مستمند نگاه آمده‌ام شاه یگانه اشکم شده اینجا روانه لبیک یا مولا حسین جان... ای که تویی به شیعه حبل المتین مهمان تو گردیده در اربعین دست تهی زائر خود را ببین با تو من زنده‌ام، از تو شرمنده‌ام اگرچه مولا رو سیاهم از کرمت نما نگاهم لبیک یا مولا حسین جان... در حرمت به تابم و در تبم حب الحسین یجمعنا بر لبم به یاد غم‌های تو و زینبم ببین چشم ترم، به یاد اکبرم در حرمت پایین پایم گریان تو در کربلایم لبیک یا مولا حسین جان اینجا به سوی مقتلت دویدند خنجر ز ظلم و کینه‌ها کشیدند از پشت سر، راس تو را بریدند زینب خون جگر، ریزد اشک بصر جانم فدای اشک و آهت پیکر چاک و قتلگاهت لبیک یا مولا حسین جان
▪️نوحه اربعین حسینی 🎙سبک: ای ساقی لب تشنگان در روز اربعین تو،بر تو منم مهمان مظلوم برادرجان گویم ز غم های سفر،با این دل سوزان مظلوم برادرجان بعد از چهل روز آمدم،غم شد نصیب من رفته شکیب من بنشسته ام کنار تو،با دیده ی گریان مظلوم برادرجان بی تو در این یک اربعین،شد قسمت من غم شد قامت من خم بی تو حسین فاطمه،در رنجم و حرمان مظلوم برادرجان بعد از تو من غم دیده ام،ای نور عین من مظلوم حسین من ای نور چشم مرتضی،مردم از این هجران مظلوم برادرجان دیدم به چشمم یا حسین،گشتی چو گل پرپر از کین شدی بی سر در راه دین مصطفی،جانت شده قربان مظلوم برادرجان دیدم میان قتلگه،افتاده بر خاکی با تن صد چاکی جسم تو را حسین من،دیدم به خون غلتان مظلوم برادرجان سوزانده قلب زینبت،آتش در خیمه سرت روی نیزه دیدم تو را نقش زمین،با پیکر عریان مظلوم برادرجان بعد از شهادت دیدمت،ای مظهر یزدان در موج خون غلتان دیدم تن پاک تو را،زیر سم اسبان مظلوم برادرجان سراغ دخترت مگیر،او از نفس افتاد پیش سرت جان داد رقیه ات جا مانده است،در گوشه ی ویران مظلوم برادرجان .
▪️نوحه اربعین حسینی 🎙سبک: همه جا کربلا گشته عالم همه، غرق در شور و شین سر زده از افق، اربعین حسین پا به پای همه، میروم علقمه از سفر آمده، دختر فاطمه آه و واویلتا آه و واویلتا... تا که این نغمه را، گوش عالم شنید خیمه برپا کنید، زینب از ره رسید آمد از شام غم، در صف کربلا ناله دارد ز دل، از غم نینوا آه و واویلتا آه و واویلتا... گوید ای تشنه لب، خواهرت را ببین بین گودال باز، گشته نقش زمین شرح غم میدهم، مو به مو زین سفر ای حسین جان بیا، خواهرت را ببر آه و واویلتا آه و واویلتا...
اربعین آمد دلم را غم گرفت بهر زینب(س) عالمی ماتم گرفت سوز اهل آسمان آید به گوش ناله ی صاحب زمان آید به گوش جان اهل بیت عصمت بر لب است کاروان سالار آنها زینب است جمله مستان سوی ساقی آمدند مست مست از جام باقی آمدند سینه ها آماج رگبار بلا جای زخم ریسمان بر دستها هوش از سر رفته و دل باخته جسم خود را بر زمین انداخته هر یکی در جستجوی تربتی بر لب هر یک کلامی، صحبتی قلبها پر شکوه از بیداد بود آشنای قبر ها سجاد(ع) بود رهبر زینب(س) امام راستین حجت حق بود زین العابدین(ع) با کلامش عمه را مغموم کرد تا که قبر یار را معلوم کرد آمده همراه دخت بوتراب بر سر آن قبر کلثوم و رباب زخمهای این سفر سر باز کرد هر کسی درد دلی آغاز کرد زینب ازم‍‍ژگان خود یاقوت ساخت داستان این سفر را باز گفت گفت ای سالار زینب السلام ماه شام تارزینب السلام بر تو پیغام سفر آورد ام از فتوحاتم خبر آورده ام کرد با من این مسیر عشق طی راس تو منزل به منزل روی نی معجرم نیلی شد و مویم سپید از غم دوری تو قدم خمید گر که دست رحمت و صبرت نبود زینبت در راه کوفه مرده بود ظلم دشمن تا که بی اندازه شد ماجراهای سقیفه تازه شد ریسمان بر گردن سجاد بود غربت بابا مرا در یاد بود دیدی از نی دست خواهر بسته بود؟ گوییا دستان حیدر بسته بود یاسها را جوهر نیلی زدند کودکان را یک به یک سیلی زدند ازشماتت کردن دشمن مپرس از سه ساله دخترت از من مپرس شد سرت یک نیمه شب مهمان او با وصالت بر لب آمد جان او مرد در ویرانه و من زنده ام بی رقیه(س) آمدم شرمنده ام بارها از دوریت جان باختم بین مقتل من تو را در یافتم گر تو ای لب تشنه برداری سرت حال نشناسی دگر این خواهرت.... .
باز آوای جرس بر جگرم آتش زد اشک آتش شد و بر چشم ترم آتش زد ناله آتش شد و بر برگ و برم آتش زد سوز دل بیش تر از پیش ترم آتش زد پاره های دلم از چشم تر آید بیرون وز نیستان وجودم شرر آید بیرون دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید مرغ دل زد به سوی شهر شهیدان پر و بال پیش تا از حرم الله کنیم استقبال جابر این جا حرم محترم خون خداست هر طرف سیر کنی جلوة مصباح هداست غسل از خون جگر کن که مزار شهداست سر و دست است که از پیکر صد پاره جداست پیرهن پاره کن و جامة احرام بپوش اشک ریزان به طواف حرم الله بکوش جابرا هم چو ملک پر بگشا بال بزن ناله با سوز درون علی و آل بزن بر سر و سینة خود در همه احوال بزن خم شو و سجده کن و بوسه به گودال بزن چهره بگذار به خاکی که دهد بوی حسین ریخته بر روی آن خون ز سر و روی حسین جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن روی از گوشة گودال سوی علقمه کن اشک جاری به رخ از دیدة دریایی کن دست سقا ز تن افتاده، تو سقایی کن گوش کن بانگ جرس از دل صحرا آید ناله ای سخت جگر سوز و غم افزا آید پیشباز اسرا دختر زهرا آید به گمانم ز سفر زینب کبرا آید حرمی روی به بین الحرمین آوردند از سفر نالة ای وای حسین آوردند بلبلان آمده گل ها همه پرپر گشتند حرم الله دوباره به حرم برگشتند زائر پیکر صد پارة بی سر گشتند همگی دور مزار علی اکبر گشتند گودی قتلگه و علقمه را می دیدند هر طرف اشک فشان فاطمه را می دیدند آب بر سینة خود دید چو تصویر رباب عرق شرم شد و سوخت از شرم شد آب جگر بحر ز سوز جگرش گشت کباب شیر در سینه مادر، علی اصغر در خواب یاد شش ماهه و گهوارة او می افتاد به دو دستش حرکت های خیالی می داد نفس دخت علی شعلة ماتم می شد قامت خم شده اش بار دگر خم می شد تاب می داد ز کف طاقت او کم می شد پیش چشمش تن صد پاره مجسم می شد حنجر غرقه به خون در نظرش می آمد یادش از بوسة جد و پدرش می آمد باز هم داغ روی داغ مکرر می دید باغ آتش زده و لالة پرپر می دید لحظه لحظه تن صد چاک برادر می دید فرق بشکستة عباس دلاور می دید رژه می رفت مصائب همه پیش نظرش داغ ها بود که شد تازه درون جگرش گریه آزاد شده بغض گلو را بسته کرده فریاد درون حنجره ها را خسته داغداران همه فریاد زنند آهسته ذکرشان یا ابتا یا ابتا پیوسته اشک اطفال دل فاطمه را آتش زد گریة زینب کبری همه را آتش زد گفت ای همدمم از لحظة میلاد حسین ای سلامم به جراحات تنت باد حسین از همان روز که چشمم به تو افتاد حسین آتش عشق تو زد بر جگرم باد حسین من و تو در بغل فاطمه با هم بودیم همدم و یار به هر شادی و هر غم بودیم حال بر گو چه شد از خویش جدایم کردی در بیابان بلا برده رهایم کردی گاه در گوشة گودال دعایم کردی گاه بر نوک سنان گریه برایم کردی چشمم افتاد سر نیزه به اشک بصرت جگرم پاره شد از خواندن قرآن سرت کثرت داغ سراپا تب و تابم کرده خون دل سرزده از دیده خضابم کرده سخنی گوی که هجران تو آبم کرده چهره بنمای که داغ تو کبابم کرده بر سر خاک تو از اشک گلاب آوردم گرچه خود آب شدم بهر تو آب آوردم روزها هر چه زمان می گذرد روز تواند ظالمان تا ابد الدهر سیه روز تواند اهل بیت تو همه لشکر پیروز تواند که پیام آور فریاد ستم سوز تواند سرکشان یکسره گشتند حقیر تو حسین شام شد پایگه طفل صغیر تو حسین دشمنان از سر کویت به شتابم بردند بعد کوفه به سوی شام خرابم بردند به اسارت نه که با رنج و عذابم بردند با سر پاک تو در بزم شرابم بردند شام را سخت تر از کرببلا می دیدم سر خونین تو در طشت طلا می دیدم شامیان روز ورودم همگی خندیدند سر هر کوچه به دور سر تو رقصیدند عید بگرفته همه جامة نو پوشیدند لیک با زلزلة خطبة من لرزیدند گرچه باران بلا ریخت به جانم در شام کار شمشیر علی کرد زبانم در شام گرچه این بار به دوش همگان سنگین بود آنچه گفتیم و شنیدیم برای دین بود و آنچه پنداشت عدو تلخ به ما شیرین بود ارث ما بود شهادت، شرف ما این بود "میثم" ابیات تو چون شعلة ظالم سوزند تا خدایی خدا حزب خدا پیروزند .
اربعین تو رسیده است و ز راه آمده است خواهرت با قد خم گشته و آه آمده است زینب از وادی شام آمده چشمت روشن از کجا تا به کجا آمده ؟ چشمت روشن آه ای یوسف صد تکه ی بی پیراهن پیرهن بافته ات را بگرفت از دشمن به لبش ناله ی محزون اخ العطشان است روضه خوان حرم و آن بدن عریان است مو پریشان شده و سینه زن و نالان است به دلش سوز نهان ، دیده ی او گریان است زینبی که سر بازار معطل شده است بهر او چشم حرامی است که معضل شده است ازدحام هلهله ها خنده ی مردم دیده ناسزا در همه ی راه چقدر بشنیده سایه ی بر سر خود را به روی نی دیده در کنار سر نورانی او می دیده کوفه با خطبه ی خود ، شام چه غوغا می کرد خواهرت در همه جا محشری برپا می کرد خطبه اش تیغ شد و یک تنه یک لشگر شد گاه چون فاطمه و گاه خود حیدر شد .
مژدگانی بده عباس که خواهر آمد خاطر آسوده که با چادر و معجر آمد ! قافله همره خود مشک پرآب آورده جرعه جرعه غم و اندوه رباب آورده بسپارید که در علقمه هرگز نرود وای اگر شکوه ی او پیش ابالفضل رود آه بانو زچه رو قافله ات کم دارد بعد از آن شام سیاه اشک دمادم دارد نکند دختری که بود شبیه زهرا جای مانده است در آن شام بلا .
باور نمی کنم که رسیدم کنار تو باور نمی کنم من و خاک دیار تو یک اربعین گذشته و من پیر تر شدم یک اربعین گذشت و شدم همجوار تو یک اربعین اسیر بلایم اسیر عشق یک اربعین دچار فراقم دچار تو یک اربعین دویده ام و زخم دیده ام دنبال ناله های یتیمان زار تو یک اربعین بجای همه سنگ خورده ام یک اربعین شده بدنم سنگ سار تو یک اربعین به گریه ی من خنده کرده اند لبهای قاتلان تو و نیزه دار تو مثل رباب مثل همه تار تر شده چشمان خسته ی من چشم انتظار تو روز تولدم که زدم خنده بر لبت باور نداشتم که شوم سوگوار تو با تیغ و تیر و دشنه تو را بوریا کنند با سنگ و تازیانه مرا داغدار تو یادم نمی رود به لبت آب آب بود یادم نمی رود بدن غرقه خار تو مانده صدای حرمله در گوش من هنوز پستی که نیزه زد به سر شیرخوار تو حالا سرت کجاست که بالای سر روم گریم برای زخم تن بی شمار تو من نذر کرده ام که بخوانم در علقمه صد فاتحه برای یل تکسوار تو .
AUD-20220805-WA0024.mp3
5.38M
👆دعای روز 👆 بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ الأَوَّلِ قَبْلَ الْإِنْشاءِ وَالْإِحْياءِ، وَالْآخِرِ بَعْدَ فَنَاءِ الأَشْياءِ، الْعَلِيمِ الَّذِى لَايَنْسىٰ مَنْ ذَكَرَهُ، وَلَا يَنْقُصُ مَنْ شَكَرَهُ، وَلَا يَخِيبُ مَنْ دَعَاهُ، وَلَا يَقْطَعُ رَجَاءَ مَنْ رَجَاهُ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أُشْهِدُكَ وَكَفىٰ بِكَ شَهِيداً، وَأُشْهِدُ جَمِيعَ مَلائِكَتِكَ وَسُكَّانَ سَمٰواتِكَ وَحَمَلَةِ عَرْشِكَ، وَمَنْ بَعَثْتَ مِنْ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ، وَأَنْشَأْتَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِكَ، أَنِّى أَشْهَدُ أَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ لَا عَدِيلَ، وَلَا خُلْفَ لِقَوْلِكَ وَلَا تَبْدِيلَ، وَأَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ، أَدَّىٰ مَا حَمَّلْتَهُ إِلَى الْعِبَادِ، وَجَاهَدَ فِى اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ حَقَّ الْجِهَادِ، وَأَنَّهُ بَشَّرَ بِمَا هُوَ حَقٌّ مِنَ الثَّوَابِ، وَأَنْذَرَ بِمَا هُوَ صِدْقٌ مِنَ الْعِقَابِ، اللّٰهُمَّ ثَبِّتْنِى عَلىٰ دِينِكَ مَا أَحْيَيْتَنِى؛ وَلَا تُزِغْ قَلْبِى بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِى، وَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ . صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنِى مِنْ أَتْباعِهِ وَشِيعَتِهِ، وَاحْشُرْ نِى فِى زُمْرَتِهِ، وَوَفِّقْنِى لِأَدَاءِ فَرْضِ الْجُمُعَاتِ، وَمَا أَوْجَبْتَ عَلَىَّ فِيها مِنَ الطَّاعَاتِ، وَقَسَمْتَ لِأَهْلِهَا مِنَ الْعَطَاءِ فِى يَوْمِ الْجَزَاءِ، إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم