نمیدونم چنل هلنا و صبا رو تلگرام داشتید یا نه. من با عقایدشون بسیار مخالف بودم. ولی امشب عمیقا دلتنگ چنلاشون و اون حس صمیمتی که وجود داشت و مدام ناشناس محور بود و همیشه یه موضوعی برای خنده وجود داشت تنگ شد.
امشب داشتم فکر میکردم برم یه کانفیگ ۱ گیگی بخرم تلگرام آهنگ دانلود کنم تا مجبور نباشم همش این تکراری هارو گوش بدم.
سلام عزیزم. اول از همه باید بهت بگم که واقعا حق داری. اینطوری نیست که بگیم مقصر تویی و این تویی که نمیخوای درس بخونی. چون در واقعیت عامل های دیگهای وجود دارن که اجازه
ی درس خوندن بهت نمیدن.
ببین پدر مادرها واقعا گاهی بی تقصیرن تفکرشون، مدل بزرگ شدنشون، مدل درس خوندن خودشون و همهی اینا خیلی با ما متفاوت بوده. بخاطر همینم ممکنه گاهی نتونن درک کنن. نه اینکه دلشون نخواد. واقعا نمیتونن.
بخاطر همینم از خانوادت دلخور نشو.
برای اینکه چطوری درس بخونی، ببین گاهی ما واقعا نیاز به یه فشار بیرونی داریم برای درس خوندن. یک کسی که شرایط مارو بررسی کنه و طبق اون به ما بگه چیکار کنیم چیکار نکنیم. شاید چون خودت تنهایی میخواستی این مسیر به این سختی رو پیش بری نتونستی.
(این رو نمیگم که تهش بگم وای بیا از مشاور های ما مشاوره بگیر) این رو دارم میگم که بری سراغ یه مشاوری که خودت فکر میکنی خوبه و میتونه کمکت کنه.
و به مسئلهی دیگهای هم که اینجا هست اینه که مشاورهی تحصیلی خالی شاید اونقدرا نتونه کمکت کنه. اینجا و در شرایط کنونی تو نیاز به یه مشاور فردی داری که در کنار اون تحصیلی هم باهات کار بشه. اگر خواستی بگو من معرفی میکنم بهت و اگر میتونی حضوری هم بری که چه بهتر ولی کمکی که من میتونم بهت بکنم اینه که بهت بگم به یه مشاور نیاز داری. همین. امیدوارم که زود زود زود بیای و از نتیجهی خوبش برام بگی.
بچه ها من میدونم چقدر نا امیدید، چقدر خستهاید، و چقدر دلتون نمیخواد ادامه بدید. ولی شرایط هرچی باشه ما مجبوریم به ادامه دادن. وگرنه ادامه ندیم چیکار کنیم؟
این چندسال گذشته واقعا برای همه و خصوصا کنکوری ها سخت بود. خیلی سخت. آموزش مجازی واقعا بلایی بود که کاش هیچ وقت سرمون نمیاومد.
من همهی اینارو درک میکنم. همش رو با پوست و گوشت و خونم چشیدم.
من چشیدم که وقتی میخواستم کنکور بدم از منطق هیچی حالیم نبود چون مجازی بود. من چشیدم که چقدر بلاتکلیفی اینکه مدام تاریخ رو جا به جا کنن بده. حالا ممکنه شدت ما با شما تفاوت داشته باشه چون توی شرایط جنگیم.
اما نخ اتصال خودتون رو به زندگی پیدا کنید. طرف صحبتم فقط بچه های کنکوری و دبیرستانی نیستنا. همه رو میگم. تا وقتی متصل باشید به امید و زندگی همه چیزهایی که براتون پیش میاد رو میتونین پشت سر بذارید.
یه چیز دیگهام که میخوام در گوشی بهتون بگم اینه که به حرف اینایی که میگن درس نخونید و مسیر همه از درس خوندن نمیگذره گوش ندید.
بچه ها، من ارتباط خیلی گستردهای با آدم ها دارم. با کسایی که درس خوندن و نخوندن. با کسایی که درس رو ول کردن و دوباره رفتن سراغش، با کسایی که ول کردن و دیگه نرفتن سراغش.
یه دوستی داریم. این خانواده پدر و مادر به شدت درسخون. پسرای خانواده وقتی وارد دبیرستان شدن این فاز افتاده بود که پسر که نباید درس بخونه. پسر فقط باید کار کنه. دوتاشون درس رو ول کردن و رفتن مکانیکی.
آره الان هردوشون درامد دارن. اما چه درامدی؟ انقدر هوششون بالا بود که همینا اگر میخواستن میتونستن با درس قشنگ ۵ برابر این رو در بیارن. اما الان مدام باید از این شهر برن اون شهر. یکیشون اهوازه اون یکی تهران، و تمام چیزی که در میارن رو میدن خرج رفت و امد و کرایه خونه. و همیشه هم خودشون میگن کاش نشسته بودیم خونده بودیم. هم پدر مادرشون میگن.
حالا این نمونه پسرا بود.
کلی دختر میشناسم که میگفتن مسیر ما از درس خوندن نمیگذره و ول کردن. الان؟ همشون میگن کاش اونموقع خونده بودیم. کم کم کمش اینه که حداقل یه مدرکی داشتیم دیگه؟ مدام تو سرمون نمیزدن شما درستون رو هم نتونستید بخونید.
میدونید این مسیر همه از درس خوندن نمیگذره از کجا اومد؟
آره واقعا مسیر همه از درس نمیگذره. ولی اونایی که هوش و توانایی درس خوندن رو ندارن. اونایی که کم هوشان و واقعا توان ادامه دادن رو ندارن خب باید برن سراغ کار کردن.
ولی وقتی خدا به شما نعمتی داده باید ازش استفاده کنید.
*الان نگید منم کم هوشما منظورم استثنائات بود.