بچه ها من میدونم چقدر نا امیدید، چقدر خستهاید، و چقدر دلتون نمیخواد ادامه بدید. ولی شرایط هرچی باشه ما مجبوریم به ادامه دادن. وگرنه ادامه ندیم چیکار کنیم؟
این چندسال گذشته واقعا برای همه و خصوصا کنکوری ها سخت بود. خیلی سخت. آموزش مجازی واقعا بلایی بود که کاش هیچ وقت سرمون نمیاومد.
من همهی اینارو درک میکنم. همش رو با پوست و گوشت و خونم چشیدم.
من چشیدم که وقتی میخواستم کنکور بدم از منطق هیچی حالیم نبود چون مجازی بود. من چشیدم که چقدر بلاتکلیفی اینکه مدام تاریخ رو جا به جا کنن بده. حالا ممکنه شدت ما با شما تفاوت داشته باشه چون توی شرایط جنگیم.
اما نخ اتصال خودتون رو به زندگی پیدا کنید. طرف صحبتم فقط بچه های کنکوری و دبیرستانی نیستنا. همه رو میگم. تا وقتی متصل باشید به امید و زندگی همه چیزهایی که براتون پیش میاد رو میتونین پشت سر بذارید.
یه چیز دیگهام که میخوام در گوشی بهتون بگم اینه که به حرف اینایی که میگن درس نخونید و مسیر همه از درس خوندن نمیگذره گوش ندید.
بچه ها، من ارتباط خیلی گستردهای با آدم ها دارم. با کسایی که درس خوندن و نخوندن. با کسایی که درس رو ول کردن و دوباره رفتن سراغش، با کسایی که ول کردن و دیگه نرفتن سراغش.
یه دوستی داریم. این خانواده پدر و مادر به شدت درسخون. پسرای خانواده وقتی وارد دبیرستان شدن این فاز افتاده بود که پسر که نباید درس بخونه. پسر فقط باید کار کنه. دوتاشون درس رو ول کردن و رفتن مکانیکی.
آره الان هردوشون درامد دارن. اما چه درامدی؟ انقدر هوششون بالا بود که همینا اگر میخواستن میتونستن با درس قشنگ ۵ برابر این رو در بیارن. اما الان مدام باید از این شهر برن اون شهر. یکیشون اهوازه اون یکی تهران، و تمام چیزی که در میارن رو میدن خرج رفت و امد و کرایه خونه. و همیشه هم خودشون میگن کاش نشسته بودیم خونده بودیم. هم پدر مادرشون میگن.
حالا این نمونه پسرا بود.
کلی دختر میشناسم که میگفتن مسیر ما از درس خوندن نمیگذره و ول کردن. الان؟ همشون میگن کاش اونموقع خونده بودیم. کم کم کمش اینه که حداقل یه مدرکی داشتیم دیگه؟ مدام تو سرمون نمیزدن شما درستون رو هم نتونستید بخونید.
میدونید این مسیر همه از درس خوندن نمیگذره از کجا اومد؟
آره واقعا مسیر همه از درس نمیگذره. ولی اونایی که هوش و توانایی درس خوندن رو ندارن. اونایی که کم هوشان و واقعا توان ادامه دادن رو ندارن خب باید برن سراغ کار کردن.
ولی وقتی خدا به شما نعمتی داده باید ازش استفاده کنید.
*الان نگید منم کم هوشما منظورم استثنائات بود.
و در آخر هم ناامید نباشید. هرجوری شده امید رو به خودتون و زندگیتون برگردونید. شرایط کشور درست میشه. همهی اینا میگذره و ما میمونیم. ما نباشیم هم بچههامون هستن. این مملکت صاحب داره. صاحبی که حواسش به تک تک ماها هست. پس یادتون باشه که ناامیدی گناه کبیرهست.
یچیز دیگه بچه ها بگم قول میدم بخوابم.
ما هیچکدوم منکر شرایط سخت نیستیم. ولی حق هم نداریم بهم دیگه حس بد تزریق کنیم. اگر واقعا نمیتونید و توان اینکه امیدوار باشید رو ندارید حداقل این رو برای خودتون نگه دارید. روزانه دانش آموزام پیام میدن و از ناامیدی که بقیه بهشون دادن میگن. حرف های ما هرچند کوچیک و یه کلمهای اثر دارن. پس قبل از حرف زدن فکر کنید. همین.(مخاطب این پیام خودم بودم.)
بچه ها جنگ واقعا چیز کمی نیست. واقعا سخته، خصوصا برای نسل ماها سخت تر. دقت کنید میبینید مامان باباهامون چقدر راحت تر دارن کنار میان. ما عملا زندگیامون مختل شده همه. حق داری واقعا.
در جواب اینم که میگی نمیدونی از کجا شروع کنی. تنها راهنماییم بهت میتونه این باشه که کم کم شروع کن. نمیتونی یه شبه برگردی به روتین قبلا. از قدم های ریز و کوچولو مثل بچه ای که تازه میخواد راه رفتن یاد بگیره. و زنجیره رو حفظ کن. شده روزانه در حد پنج دقیقه بخونی بخون اما زنجیرهی خوندن رو نگه دار.🫂