دل را ز بیخودی سرِ از خود رمیدن است
جان را هوای از قفسِ تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سَر دادهام فغان
بانگِ جَرَس ز شوقِ به منزل رسیدن است
شامم سیهتر است ز گیسوی سرکِشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو ای خلاصهٔ گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پَر کشیدن است
سید علی حسینی خامنهای
@Arefane
عارفانه
❖ دعای سحر با نوای دلنشین مرحوم صالحی ✍ اگر حالِ خواندنِ دعای سحر را نداشتیم، گوش دادن به صوت آن در
کمی عزلت از شلوغیهای کره زمین.