eitaa logo
اَرِنی
3.3هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
1.3هزار ویدیو
1 فایل
‹ ﷽ › متولـد :¹⁴⁰¹.¹⁰.⁹ { #کیفیتی‌که‌لمس‌می‌کنید } - اَرِنی؟! + یعنی چی؟ - "ببینمت!" + لن ترانی! - یعنی چی؟ + هرگز نخواهی دید... . 🌚ارتباط با ادمین: @fadayymahdyy 🌚تعرفه تبلیغات: https://eitaa.com/joinchat/2880635157Cda2e57c40b
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق دنیای مرا سوزاند اما پیشکش  داد از این دارم که دینم سوخت دنیا پیشکش    ای که می گویی طبیب قلب های عاشقی  کاش دردم رانیفزایی مداوا پیشکش   دشمنانت در پی صلح اند اما چشم تو دوستان را هم فدا کرده ست آنها پیشکش   بس که زیبایی اگر یوسف تو را میدید نیز چنگ بر پیراهنش میزد زلیخا پیشکش   ماهی تنهای تنگم کاش دست سرنوشت برکه ای کوچک به من میداد دریا پیشکش     سجاد سامانی 
که بود؟ شهره ی عالم به سست پیمانی وفا نکرد و دریغ از کمی پشیمانی چه گفت؟ گفت فراق تو بر من آسان است وداع کرد و نمی یابمش به آسانی چه برد؟ تاب مرا برد تاب گیسویش چه بود جرم تو؟ سرگشتگی، پریشانی چه کرد؟ عشقِ مرا کفر خواند و خونم ریخت چه حکمتیست در این شیوه ی مسلمانی؟ چه از تو خواست؟ غزلهای بی رقیب مرا کجاست؟ نزد رقیبان پی غزلخوانی چرا به عشقِ چنین ظالمی دچار شدی؟ تو نیز عاشق اویی خودت نمی دانی سجاد سامانی
یارای گریه نیست، به آهی بسنده کن آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن  درد دل تو را چه کسی گوش می‌کند ؟ ای در جهان غریب ! به چاهی بسنده کن دستت به گیسوان رهایش نمی‌رسد از دوردست‌ها به نگاهی بسنده کن سرمستی ثواب اگر کارساز نیست گاهی به آه بعد گناهی بسنده کن اهل نظر نگاه به دنیا نمی‌کنند تنها به یاد چشم سیاهی بسنده کن     سجاد سامانی
بی من خوشی، وگرنه از آن تو می‌شدم  جان می‌سپردم آخر و جان تو می‌شدم ‌ گفتم که مردم از غم و گفتی به حرف نیست !  ای کاش من حریف زبان تو می‌شدم... ‌ معشوق روزگار غزلهای ناب! کاش  هم‌عصر شاعران زمان تو می‌شدم ‌ ای عمر چندروزۀ دنیا! بدون عشق  تا کی اسیر سود و زیان تو می‌شدم؟ ‌ پا بر سرم گذاشتی اکنون که آمدی  ای مرگ داشتم نگران تو می‌شدم ‌ سجاد سامانی 
من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی چه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌دانی؟ مرا نگاه! که چشم از تو بر نمی‌دارم تو را نگاه! که از دیدنم گریزانی من از غم تو غزل می‌سرایم و آن را تو عاشقانه به گوشِ رقیب می‌خوانی هزار باغِ گل از دامن تو می‌روید به هر کجا بروی باز در گلستانی قیاسِ یک به یکِ شهر با تو آسان نیست که بهتر از همگان است؟ بهتر از آنی   سجاد سامانی
او رفته سال‌هاست چه می‌خواستم چه شد این نیز بخت ماست چه می‌خواستم چه شد   آن بی‌وفا که لحظه‌ای از من جدا نبود حالا ببین کجاست، چه می‌خواستم چه شد   ای کاش گفته بود که آن آخرین نگاه پایان ماجراست، چه می‌خواستم چه شد   گویا وصال دوست که بر من حرام بود بر دیگران رواست چه می‌خواستم چه شد   شعر مرا شنید و پسندید و گریه کرد اما مرا نخواست چه می‌خواستم چه شد   آغاز سال نو من و داغ فراق تو عید است یا عزاست؟ چه می‌خواستم چه شد   سجاد سامانی
سخن به دلبری چهره‌ی گشاده رسید سلام کردی و گفتم حلال‌زاده رسید ! ‌ چنین که بوی تو مدهوش می‌کند ما را عجب، که شهرت افسونگری به باده رسید ‌ چه بود فرق میان من و رقیب؟ چه بود؟ چقدر سخت گذشتم، چقدر ساده رسید... ‌ به کوه بودن خود سخت دلخوشم، هرچند هرآنچه بود به سنگ کنار جاده رسید... ‌ خوشا که مرگ، جوانمرد بود و آخر کار به دادِ عاشقِ هستی به باد داده رسید ‌ سجاد سامانی
برای سفره ی زخمم به دنبال نمکدانم که کم کم میرسند از راه امشب نارفیقانم همه جمعند و مشغولند و می نوشند و در این بین فقط “تنهایی” امشب می زند لیوان به لیوانم! به هر جمعی نشستم پشت تو بد گفتم و رفتم  که بردارند چشم از سوی تو شاید رقیبانم! درون آینه زل می زنم از خویش می پرسم  چرا خندان نگاهم می کنی ؟ها !؟ من که گریانم ... .  قماری سخت دارم بر سر تو با خودم اکنون من از من مطمئنا می برم ، من مرد میدانم! اگر چه نوش دارو بعد مرگی ...باز با این حال در آغوشم بگیر ای عشق بعد از خط پایانم   علی عطری 
  نازپرورده ای و درد نمی دانی چیست گریه ی ممتد یک مرد نمی دانی چیست   روی پوشاندی و پوشاندن این ماه تمام آنچه با اهل زمین کرد نمی دانی چیست   در کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوز ظاهرا معنی «برگرد» نمی دانی چیست   شادمان باش ولی حال مرا هیچ مپرس آنچه غم بر سرم آورد نمی دانی چیست   گفتم از عشق تو دلخون شده ام، خندیدی نازپرورده ای و درد نمی دانی چیست سجاد سامانی
کسی که بیشتر از همه دوستش دارین، بزرگترین درس زندگی شما خواهد بود. ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
حتی مرا به نام، صدا هم نمی‌کند دردا که فکر حال مرا هم نمی‌کند ‌ بیمار چشم اویم و آن سنگدل مرا درمان که بگذریم، دعا هم نمی‌کند! ‌ منت گذاشت بر من و عهدی دوباره بست منت گذاشت، گرچه وفا هم نمی‌کند... ‌ غم مثل کودکی ست که آغوش عشق را محکم گرفته است و رها هم نمی‌کند ‌ زاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشق گر طاعتی نکرده ریا هم نمی‌کند! ‌
گرچه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت، درِ اين خانه به اميد تو باز است هنوز... ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy