eitaa logo
اَرِنی
3.3هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
1.3هزار ویدیو
1 فایل
‹ ﷽ › متولـد :¹⁴⁰¹.¹⁰.⁹ { #کیفیتی‌که‌لمس‌می‌کنید } - اَرِنی؟! + یعنی چی؟ - "ببینمت!" + لن ترانی! - یعنی چی؟ + هرگز نخواهی دید... . 🌚ارتباط با ادمین: @fadayymahdyy 🌚تعرفه تبلیغات: https://eitaa.com/joinchat/2880635157Cda2e57c40b
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتنـد : ز احوال تو پرسید شبـي گویا ، شده پیگیـرِ پریشاني ما . . ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
بد نیسـت مدارا کني اي عشق تو هم با این دلِ از داغ ، چراغانـي ما ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
باز اسـت درِ توبه ولي فایده چیسـت ؟ وقتـي که دروغ اسـت پشیماني ما . ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
یه لقمه گرفت و سمتم گرفت که سری تکون دادم و گفتم: - نمی‌تونم این‌طوری بخورم. بلند شد وایساد و لقمه رو جلوی دهنم گرفت و گفت: - حالا بخورش! با خنده لب زدم: - نکن امیرعلی زشته! خودت بخور من هم علی‌رضا که آروم شد می‌خورم. ابرویی بالا انداخت و گفت: - تا فردا هم باشه همین‌طوری وایمیسم. سری تکون دادم و دهنم رو باز کردم که لقمه رو گذاشت توی دهنم و اون‌وقت نشست و برای خودش لقمه گرفت. با خوردن لقمه من اون سه تا لقمه خورد و تا می‌دید دهنم خالیه زود لقمه‌ می‌گرفت و دهنم می‌ذاشت. علی‌رضا دیگه آروم گرفته بود و داشت واسه خودش بازی می‌کرد که روی تخت گذاشتمش و مواظبش باشین من الان میام. از تخت پایین اومدم و از اتاق بیرون رفتم. سمت پذیرش رفتم و بعد از این‌که‌ پرسیدم دکتر کی میاد و گفتن همین الان اومده تشکر کردم و توی اتاق برگشتم که دیدم دکتر بالاسرشه. زود جلو رفتم که با دیدنم لبخندی زد و گفت: - خب سرکار مادر هم رسیدن. منتظر بهش چشم دوختم که بعد از معاینه کردنش گفت: - ظاهراً همه چیزش رو رواله فقط چون توی این سن این حادثه رو پشت سر گذاشته سیستم ایمنی بدنش ضعیف شده. پیشنهاد می‌کنم هر وقت، توی هر سنی خدای نکرده مریض شد حتما زودی به دکتر ببرینش و به هیچ وجه نذارین اگه تب کرد چند ساعت بگذره، به هیچ وجه! چه الان... چه بیست سالش که شد نذارین تبش طول بکشه و اگه دیدین تب داره زودی درجه بگیرین و نذارین حتی دو درجه از نرمال بالاتر بره! تاکید می‌کنم به هیچ وجه نذارین که اگه بذارین ممکنه اتفاقی که دیشب افتاد براش یه بار دیگه هم بی‌افته؛ فرم ترخصیش رو می‌نویسم از پذیرش بگیرین.
خدا شیرینی نام تو را در آب‌ها حل کرد از آن پس هرکه عاشق گشت اول دل به دریا زد ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
از ســــر بالین من بــرخیز ای نادان طبیب  دردمند عشق را دارو به جــز دیدار نیست ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
تخته کردم خانه‌ی دل، قفل کردم سینه را بعدِ تو ویران بمانَد خانه‌ی ویرانه‌ام! ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
من یک زن خوشبختم و خیابانی که راه مرا دنبال می کند خوشبخت است و کوچه ای که به گریبان خانه ام می رسد خوشبخت است و تو که هر روز به پنجره ی اتاقم پیله می کنی یک روز پروانه ای خوشبخت می شوی با این همه دروغ عنکبوتی ست که مدام در دهانم تار می تند ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
مهرِ تو نشسته در دلِ پیر و جوان ای حضرتِ آفتاب ای جان ِجهان سرما زده هستیم، تو با گرمایت آرامش ِرفته را بـــــه مـــــا برگردان ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
وقت دل كندن به فكر باز پيوستن مباش دل بُريدن وعده ديدار می‌خواهد مگر؟ ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت که جاودانه‌ترین لحظه ی تماشایی تو مثل خنده گل، مثل خواب پروانه تو مثل آن­چه که ناگفتنی‌ست، زیبایی ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy
بدجور به درد باختم بعد از تو در آتش غم گداختم بعد از تو احوال مرا ندیده‌ای بانو جان یک ثانیه هم نساختم بعد از تو ┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄ @Arenyy