سکهها ایمانشان را برد، بیعتها شکست
یک به یک سردارها رفتند قیمتها شکست
دشمنان زخمش زدند و دوستان زخم زبان
آه، این آیینه را سنگ ملامتها شکست
زهر جعده تلختر از صلح تحمیلی نبود
زهر را نوشید و بغضش بعد مدتها شکست
- حسین عباسپور
لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد
- امیرخسرو دهلوی
خلقی همه با هم سخن وصل تو گویند
من بیکسم، افسانه هجران به که گویم؟
- هلالی جغتایی
رکیذ4_5803216418577062808.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
چقدر زندگیِ ما مثل شنهای دریاست دوست من، محکم میگیریمش، اما از بین انگشتانمان میلغزد.
نجات از درد جستن عین بی دردیست میدانم
کزو هر ساعتی درد دگر بر روی درد آید
- محتشم کاشانی