من نمیدانم که دل میسوزد از غم یا جگر
آتش افتادست در جایی و دودی میکند
#سایر_مشهدی
هر قطرهای ز اشک، جگر گوشهی من است
گاهش به دیده، گاه به دامن گرفتهام
#سنجر_کاشانی
یاد آن گلشنکه گل هر چند میچیدم از آن
وقت بیرون آمدن حسرت به دامان داشتم
#فضلی_گلپایگانی