شهر دیگر شهرِ سابق نیست بعد از رَفتنت
آهِ شاعر سرد شد، بازار داروخانه گَرم
- حسین دهلوی
کی میرسد خیال طبیبان به درد من؟
دردم بدان رسید که نتوان خیال کرد
- هلالی جغتایی
شمع تصویر من از داغ هم افسردهتر است
اینقدر سوختهی آتش خاموش خودم
- بیدل دهلوی
جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید
چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟
- امیرخسرو دهلوی
غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد
نه مملوکی که هر ساعت نظر با مالکی دارد
- فروغی بسطامی
بابک بیات4_6010544003307537037.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
دستش را به گلویش میزند و میگوید: «اینجاست، رد نمیشود.»
خواب در چشم و نفس بر دِل محزون بار است
از که دورَم که بهخود ساختنم دُشوار است
- بیدل دهلوی
از سردیِ آه است که جان میبرم از اشک
می سوخت مرا اشک اگر آه نمی بود
- صائب تبریزی
خون میچكد از ديده در اين كنج صبوری
اين صبر كه من میكنم افشردن جان است
- هوشنگ ابتهاج