از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست
بچه تو هنوز شیر باید بخوری
#جلیل_صفربیگی
در شیشه کرد خون مرا آنکه پیش از این
آورده بود قلب مرا با زبان به دست
#علیرضا_بدیع
در زمین جایی ندارم آرزویم مردن است
آسمان نشنیده می گیرد دعایم را هنوز
#یوسفعلی_میرشکاک
ز نامردان علاج درد خود جستن، بدان مانَد
که خار از پا برون آرَد کسی با نیش عقربها
#صائب_تبریزی
با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
#محمد_علی_بهمنی
یاد تو... عشق تو... غم تو... آرزوی تو
تعدادِ مردمِ وطنِ من، زیاد نیست
#محمدسعید_میرزایی
جگرگاه زمین شد رفته رفته یوسفستانی
ز بس بردند زیر خاک، عشاق آرزویش را
#صائب_تبریزی
مانند خانه ای که رَود صاحبش سفر
بستیم دیده بر رُخِ مردم چو یار رفت!
#هلالی_جغتايی
دستی ز کَرم به شانه ی ما نزدی
بالی به هوای دانه ی ما نزدی
چندیست دلم چشم به راهت دارد
ای عشق، سری به خانه ی ما نزدی
#قیصر_امین_پور
چتر آوردهام ای دوست، ولی باورکن...
لذت بوسه به آن است که باران بزند!
#حامد_بختیاری