کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریخت!
«بال» تنها غم غربت به پرستوها داد
#فاضل_نظری
خرابم کردی و رفتی، ندانستی چه بر من شد
که یک عابر نمی فهمد، غم سنگین پل ها را
#پروانه_حسینی
بی تو از کوچهی تنهایی خود میگذرم
راستی از شب مهتابی و زیبا چه خبر...؟
#مریم_ناظمی
شیشه نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی
هر شکستی که به هرکس برسد از خویش است.
- صائب تبریزی
فراموشت کردم؛ خوابیدم. با یادت بیدار شدم،
انگار در خواب هم تورا دوست میداشتم.
- جمال ثریا
هست بیش از طاقتِ من بارِ اندوهِ فراق
بیش ازین طاقت ندارم گفتهام صد بار بیش
- وحشی بافقی