دل رفت و عمر رفت و روان رفت و بعد ازین
ماییم و آهِ سرد و لبِ خشک و چشمِ تر...
- سلمان ساوجی
کیستم من؟ مشت خار در محیط افتادهای
دل به دریا کرده ای، کشتی به طوفان دادهای!
- صائب تبریزی
بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالی ست
شب چُنین روز چُنان آه چه مشکل حالی ست
- هلالی جغتایی
از من ای آرامِ جان، احوالِ صائب را مپرس
خاطرِ آسودهای داری، چه آزارم تو را؟
- صائب تبریزی
این زمان از سرمه میباید سراغِ دل گرفت
جامِ ما عمریست از چشمِ صدا افتاده است
- بیدل دهلوی
Nature sounds 4_5821153898517234300.mp3
زمان:
حجم:
12M
صدایِ باران.
«دلم میخواست امشب باران ببارد،
اما آسمان دستِ من نیست...»
مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود
ورنه در کنجِ عدم آسودگی بسیار بود
- بیدل دهلوی