هدایت شده از Unpredíctable
من ناراحت نیستم فقط یچیزی توی قلبم آخرین نفسشو کشید و بعد خاموش شد . دیگه ۲۴/۷ آهنگ گوش ندادم ، دیگه نقاشی نکشیدم ، دیگه از خودم عکس نگرفتم . یچیزی تموم شد ، ذوق بیرون رفتن نداشتم ، ذوق کافه رفتن ، مهمونی رفتن ، با دوستام پارک رفتن هم نداشتم . دیگه چیزای قشنگ رو سیو نکردم ، دیگه فیلم و سریال ندیدم ، ارزوهامو ننوشتم و روزام رو توصیف نکردم . موقع دیدن ستاره ها از ته دل نخندیدم و از غروب هم عکس نگرفتم . دیگه منتظر یه روز خاص نموندم ، دیگه آهنگ های قدیمی من رو یاد کسی ننداخت . دیگه در یخچال رو بدون دلیل باز نکردم و بدون دلیل اتاقمو تمیز نکردم . خیلی چیزا هم با اون « یچیز » خاموش شد
هدایت شده از واژه هایی در اعماق آبیِ دریا
من همیشه آبی بودم و تو خواستی برات بی رنگ بشم.