بچه ها اریحا با من قهر کرده و زنگ میزنم جواب نمیده چون من یه کار دیکتاتوری کردم و مدیر گپم.
هدایت شده از مُنیب ؛
برخی عشق را چنگکی میدانند که نیازهای تنشان را به آن بیاویزند. لحظه ای را که نیاز غلیان میکند حادثه عشق می نامند و آن را با تمنا می جویند و آنگاه که نیاز فروکش کرد عشق را از یاد می برند. عشق محصول انس است و بعد از نیاز تن و در غیاب آن آغاز میشود غیر از این تعریف را برای حضرت عشق توهین آمیز میدانم./ ارتداد
https://eitaa.com/Arihami /🤍
فردایروزنبودنم.
برخی عشق را چنگکی میدانند که نیازهای تنشان را به آن بیاویزند. لحظه ای را که نیاز غلیان میکند حادثه ع
جالبه، تیکهی خیلی مورد علاقهم، از کتابِ خیلی مورد علاقهم. الان از ذوق سکته میزنم.
همهی قسمتهای نقاشی رو کشیدم و رسیدم به چشمات.. من.. چشماتو با کدوم رنگ بکشم؟
تهوع چنگ میکشه به دیوارهی حنجرهم. درد، معدهم رو توی دستاش مچاله میکنه. فکرِ تو سرم رو با دستاش فشار میده. چکمهی تو روی گلومه. نفس تو سینهم گیر کرده. فدای سرت.
مِیپل یه گوسفند بود، به لیلی گفت:
این حافظهی ماست که اونایی که دوسشون داریم رو زنده نگه میداره.