هوا ابریه و پنجرهها بستن.
حالا که ازت دورم، حالت خوبه؟ حالا که لم دادی روی تخت و دورت پر شده از سیگارای نیمسوخته، حالا حالت خوبه؟
حالا که کسی نیست که پردههارو بکشه و نور بدوه توی اتاقت، حالا که تنها یه گوشه نشستی، همهجا پُره دود شده، حالا که دیگه نیستم تا لگد بزنم به پهلوت و بگم از جا بلند شو تا پانسمان دستتو عوض کنم، حالا حالت خوبه عزیزِ من؟