هوا ابریه و پنجرهها بستن.
حالا که ازت دورم، حالت خوبه؟ حالا که لم دادی روی تخت و دورت پر شده از سیگارای نیمسوخته، حالا حالت خوبه؟
حالا که کسی نیست که پردههارو بکشه و نور بدوه توی اتاقت، حالا که تنها یه گوشه نشستی، همهجا پُره دود شده، حالا که دیگه نیستم تا لگد بزنم به پهلوت و بگم از جا بلند شو تا پانسمان دستتو عوض کنم، حالا حالت خوبه عزیزِ من؟
نازنین، سریِ بعدی که گفتی: «این با بقیه فرق داره»، سرب داغ میریزم تو حلقت، این خط این نشون.
هدایت شده از 𝖠𝗌𝗍𝗋𝗈𝗍𝗐𝖾𝖾𝗍𝗒
کپریکورن، اون فقط خودتو میخاد. فقط تو برایِ نفس کشیدنش، کاملاً کافیی.
فردایروزنبودنم.
کپریکورن، اون فقط خودتو میخاد. فقط تو برایِ نفس کشیدنش، کاملاً کافیی.
وای ولم کن توروخدا میخوام بره بمیره.