عشق اتفاقیست که میاُفتد:
گاهی پر شتاب، مثل گلولهای ناغافل؛
گاهی آرام، مثل نشت گاز در شبی زمستانی.
در هر حال،
عشق، اتفاق کشندهای است که میاُفتد!
فردایروزنبودنم.
رفقا سبزههارو عمومی کردم، بالاخره.
صبا از کتاب نا گذاشت. من تیکههاشو خوندم و خوندم و بوی کتاب رو تا همینجا دنبال کردم. لیست خرید کتابم آپدیت شد. نا در اولویت.
میخوام وقتی بزرگ شدم یه سحابی بشم؛
چون تو علم نجوم،
سحابی مادر ستارههاست(:⭐️