عشق اتفاقیست که میاُفتد:
گاهی پر شتاب، مثل گلولهای ناغافل؛
گاهی آرام، مثل نشت گاز در شبی زمستانی.
در هر حال،
عشق، اتفاق کشندهای است که میاُفتد!
فردایروزنبودنم.
رفقا سبزههارو عمومی کردم، بالاخره.
صبا از کتاب نا گذاشت. من تیکههاشو خوندم و خوندم و بوی کتاب رو تا همینجا دنبال کردم. لیست خرید کتابم آپدیت شد. نا در اولویت.
میخوام وقتی بزرگ شدم یه سحابی بشم؛
چون تو علم نجوم،
سحابی مامانِ ستارههاست(:⭐️
با خودم قهر کردم رفتم وایسادم تو کمد،
دختره اومد زد رو شونم گفت عب نداره پیشمیاد.
علی آقایی1_25861895271.mp3
زمان:
حجم:
753.6K
مهری اینو فرستاد و من گریه کردم. مهری گفت رسیدن به تو امکان ندارد، منم میگم زندگی درد قشنگی نیست که جریان دارد.