او غمگین بود چون
فراموش کرده بود در چپ سینه اش عشق وجود دارد.
کر شده بود و صدای داد اعلام حضور عشق را نمی شنید .
لال شده بود حرفی نمیزد که کسی کمکش کند .
او فقط فراموش کرد که قلبش هنوز کار میکند . فراموش کرد که ان خون نیست که در رگها جریان پیدا میکند ان عشق است .
او فراموش کرد که چگونه عاشق باشد چگونه محبت بورزد و محبت ببیند .
مهرسانوشت✍
@Arvan_sun
کودکان داستان نمی سازند ،
داستان گوش می دهند .
اگر قرار بود هیچ بزرگسالی داستان نسازد پس گوش هیچ بچه ای هم از داستان پر نمی شد که تخیل خود را قوی کند و ادامه ی داستان را بسازد .
#دیدگاه_یک_روانی
مهرسانوشت🦋
@Arvan_sun
هدایت شده از Hollow
درود.
این پیام رو بازنشر بدید و لینک چنلتون/آیدیتون رو بفرستید اینجا تا یه نوع دسر/غذا/نوشیدنی+یه کتاب+یه مکان تاریخی+ تقدیمتون کنم.
با تشکرات فراوان،نامیا از خواربارفروشی.
«بنویسید برای تقدیمیه و اینکه سعی میکنم زود آماده کنم اما ممکنه طول بکشه.»
درخواستی-اهنگاییاسینی:
بههنگامیکهیکنفرکلشهرراچراغانی
کرده؛تبربرریشهیامیداوزدنگناهاست
هنگامیکهمیرویدتمامخیابانهای
اینشهرراازکسیدریغکردنگناهاست
هنگامیکهیکنفرهرکجایشهرراکه
میگرددخاطراتجلویشنقشمیبندد
بدگفتنازصاحبخاطرهگناهاست
وپرسیدنحالیکدیوانه،وقتیچشم
انتظاراستگناهاست.
مهرسانوشت✨
ترکیبموزیکهای:چراغونی،تبر،ندهقول
هرجایشهر،راجبشنگین،غریبه
@Arvan_sun
کماوردن؟
ماتاروقلهپرچمنزاریمبیخیالنمیشیمکه
تاازسنگهایگیرکردهلایچرخزندگیمون
دیوارنسازیمبیخیالنمیشیمکه
مابلدنیستیمپیروزِجنگنباشیم
بلدنیستیمبازندهیاینبازیباشیم.
مهرسانوشت
@Arvan_sun
اینکههنوزادمهاییهستنکهبهفکرتن
کهخوشحالتمیکنن،بابودنهایبهموقع
اشونبهتانرژیمیدن
خودشمهمتریندلیلبرایزندگیکردنه!
اینکهعدهایهستنکه
باحرفاشون،کاراشون،رفتارهاشون
حالتوخوبکننیعنیخدابهتنگاهکرده.
میگنخدابعضیادماروکنارتمیزاره
تاهرچندوقتیهباربهیادتبیارهکه
دنیاییکهبرایتوانتخابکرده
خیلیقشنگترازاینحرفهاست...
(ولطفهایجبراننشدنیومحبتهای
قشنگیکهدردفترچهیخاطراتمثبتشد
جاتونهمیشگیچپسینهیاینتَن)
دوستدارتون:مهرسا
@Arvan_sun
988.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارهباباپاشوکلیکارنکردهداریم🥺...
@Arvan_sun