{متنتقدیمییهعزیزیکهبراشنوشتم}
{زمستون-۱۴۰۳}
کولهباریازبرفبرسرکوچههااوارمیشد؛و
نقشرنگیراازبینمیبردوبومنقاشیطبیعت
رادوبارهسفیدکردتابهاربرنقشسفیدش
رنگبکارد.
روزیدراغوشزمستاندخترکیبلندبلند
میخندیدوبازیمیکرد،روزدیگرزمستان
نوجوانیباقدمهایشبربرفیادگاریمیگذاشت
تازمستانببیند.
دردگرروزجوانیخستهازنرسیدنبردرخت
سفیدرنگضربهمیزد،وحالامروز
هماندخترکیکهنوجوانیوجوانیراردکرد
ازپشتپنجرهبهبرفسنگینیکهمیبارد
نگاهمیکندواهمیکشدوموهایهمرنگ
برفخودراجمعمیکند.
نمیخواهدهمیشهبرفبیایدتابهیادخاطراتش
باشد،نگاهیبرموهایسفیدرنگشمیکندو
بهروزهایکودکیخودبازمیگرددو
یکدقیقهراپیشماودقیقهدیگررا
پیشدخترککوچکدرونشسپریمیکند.
چشمهایشدرفصلهایدیگربهدرو
درزمستانبهپنجرهخشکمیشد.
انگارمیخواستبهزمستانبگویدنامتوبه
سردیرفتهودلِکودکانمنسردشده.
زمستانلبخندیازهمانمخصوصهای
خودمیزندومیگذاردهمدمهایش
ازدردِدلخودبرایشبگویند.
زادهیمهر]
@Arvan_sun
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گلزیبایکاپیتانطارمیوشادیگلقشنگش؛
@Arvan_sun
{منِدیگریشدن}
-پنجشنبه۱اذر۱۴۰۳-
منکوهیازغموکینهمیشوم
اگربخواهماهمیتیبهحرفهاییکهمیزنید
بدهم.
منسراسردردمیشوم
اگربخواهمبهزخمهایکوچکماهمیتبدهم
مندیگرمقاومتینخواهمداشت
اگربخواهمبهمشکلاتجدیدماهمیتیبدهم
من،منِدیگریمیشوداگربهخیلیاز
موضوعاتاهمیتبدهم.
گاهیاهمیتندادنباعثتغییرنکردنمیشود
اهمیتندادنباعثبرگشتارامشازدست
رفتهمیشود.
گاهیبایدبیخیالبود
بیخیالهمهچیزوهمهکس!
میدانمغیرممکنبهنظرمیامداما
تنهاراهکمیعوضنشدن،شاید
همینباشد...
زادهیمهر]
@Arvan_sun
{پنجشنبه-1اذر1403}
اذرِزیباروی؛
ازابانخواستمبهترباشدوبهتربود
حالازتومیخواهمبهترینباشی.
حالازتوروزهایبرفیمیخواهم
حالازتوترکیبابرهایخاکستریوسفید
میخواهم.
حالازتومیخواهمفرزندخوبیبرایبانوپاییز
باشی.حالازتومیخواهم
فضایایجادخاطرهراراهبیاندازی.
حالازتومیخواهمبرگخشکوزردیکه
ازتولایدفترممیگذارمرابرایمیاداورِ
یکپاییزشگفتانگیزکنی؛کهبرخلافخشکیِ
برگوبرفسردیکهازخودبرجایمیگذارد
خاطراتگرمودلچسبیبرایمانرقمبزنی.
ارادتمندِهمیشگیفصلها:
مهرسآیایتاگرد.
زادهیمهر]
@Arvan_sun
همیشهیکراهبرایبازگشتوجوددارد؛
برایبازگشتبهروزهایخوب،بازگشتبه
چهرهایکهجزلبخندکسیازاوچیزیبهخاطر
ندارد؛هرچهازاینراهدورترشوی
برگشتنبرایتسختترمیشود...
سعیکنانقدردورنشویکهدیگربازگشت
بهچهرهیلبخندبرایتسختشود.
سعیکنتاپشیماننشدهایبازگردی!
مردمشهرِلبخند؛چشمبهانتظارتاند
بیشترازاینانهارابهانتظاردچارنکن.
زادهیمهر
@Arvan_sun
ازاونمعلمهاییکهروزی۴تاامتحانمیزارن
توقعدرکنداشتهباشید،توقع
دلرحمینداشتهباشید.
اونااگهرحمداشتندکه؛
انقدردانشاموزاسترسیوبیاعتمادبهنفس
نداشتیم....
دلی
@Arvan_sun
{متنیکهدررابطهباکوروشبزرگبراییهعزیزی
نوشتم}
حقباتوبود؛برهرسرزمینیکهمتولدشوی
روزیهمخاکمیشوی..
انگارایندهرامیدیدیکهبیشترازاصالتو
ریشهداربودنمیگفتی.
انگارمیدانستیجهانامروزمقراراستبه
چهروزیبیافتد..
انگارمیدانستیکهقراراستمهرگذرنامهشان
راباتمامایرانزمینعوضنکنندوتکههای
دلشکستهشانرابهکشورهایدیگرببرند
باطرزفکراینکهانجاتکههایشکستهدلرا
میچسبانند.
انگارمیدانستی،انگارتمامازیادبردنهای
اینمردمرامیدانستیکهبارهااززیباییها
گفتی...
انگارمیدانستیسالهابعدحتیمعلمادبیات
همدیگرنامیاززبانپارسینمیبرد.
انگارمیدانستیکهروزیاینمردمجایافتخار
بهاریاییبودن،خجالتزدهمیشوند.
انگارمیدانستیروزیهمهچیزفراموشمیشود،انگارمیدانستیکهسالهابعد
فقطعدهیکمیازعظمتنامت،ازعظمت
کوروشبهیادشانمیماند.
زادهیمهر]
@Arvan_sun
انسانبودنحتیگاهیبهبخششهمنیست
گاهیفقطدلنشکستن،
انگیزهیکسیروبهرگبارنبستن؛
انسانبودنافرادرامیرساند.
انقدرانسانیتکمشدهکه
حتیاگهزبانبهتلخینرودانسانخوانده
میشوید.
متاسفمکهاینرامینویسم .
زادهیمهر]
@Arvan_sun
صدایشراصآفکردایستادوگفت:
سختهولیگذرازسختیکارتوست.
_پسکیقراراستاسانشود؟
مصممجوابداد:هیچگاه،هیچگاهقرار
نیستسادهواسانبگذرد،نمیخواهمتهدلت
راپرازاسترسبکنماما،حتیشایدسختتر
همبشود.تنهاکاریکهبایدانجامبدهیاین
استکهقویتربشوی،سختتربشویاما
نگذاریاینسرسختیرویقلبتتاثیر
بگذاردوقلبسختیداشتهباشی.
امتحانسختیمراحلزیستنامتحانیست
کههمهیانسانهادرانمیمانندچونبهجای
سرسختبودنخود،قلبشانراسفتوسخت
بارمیاورندواحساساتشانراسرکوبمیکنند.
زادهیمهر]
@Arvan_sun