¹⁰⁰روز¹⁰⁰تکهکتاب))
روزهجدهم&دوردنیادرهشتادروز
@Arvan_sun
ادمهاییکهغمدیگرانبینندوازغمانها
شادگردند،قطعابوییازانسانبودننبردهاند
شایدانجاکه(پرستو سینالوا )گفت:
من آه شدم ابر شدم باریدم ولی تو با خبر از حال بدم، خندیدی ...]
_اریرفیقتودانستیکهدیوارهایسرنوشت
برسرماناوارشدهامانخواستیکهدلسوزیو
همدردیکنی.انگارکهفیلمیطنزرابرایاولین
بارمیبینی،ازتهدلخندیدی.
خندیدیبهتنِشکستهازدرد،خندیدیبه
اوارمشکلاتبرسرخندیدیبهافکاری
کهبااجرهاینامنظمساختهشده..!
زادهیمهر]
الهامگرفتهازبیتاوردهشدهدرمتن!
@Arvan_sun
نمیفهممچراهمتونمیگیددوستداریم
برگردیمدورانمدرسهودبیرستان...
عقلاتونوازدستدادینیاادادرمیارین؟
بابابگذرهتمومشهراحتشیم
چیدارهاخهکهبخواینبازتجربهاشکنین
@Arvan_sun
زیستنرابیورقزدنصفحاتکتاب
مگرمیشودرقمزد؟
مگرمیشودداستانزندگیرقمزنی
وقتیداستانیراتابهحالشروعنکردی:)
زادهیمهر]
@Arvan_sun
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاشطوریزندگیمیکردیم
کههیچوقتنمیگفتیم[کاش]
@Arvan_sun
فاضل نظری میگه:
باز هم باغچه از غنچهی پژمرده پر است
شهر، از مردم دلتنگ و دلآزرده پر است...
@Arvan_sun
¹⁰⁰روز¹⁰⁰تکهکتاب))
روزنانزدهم&چهاراثر
@Arvan_sun