eitaa logo
اَروآنـه
118 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
ترکیب‌برنده‌ تخت‌جمشید+بارون پاسارگاد+برف @Arvan_sun
یکی‌از‌قشنگترین‌قسمت‌های‌چالش نویسنده‌ی‌ایتاگرد‌این‌بود‌که‌ با‌دخترای‌خوش‌ذوق‌و‌مهربونی‌‌که‌واقعا ندیده‌بودم‌جایی‌اشنا‌شدم✨ همیشه‌گفتم‌متنهام‌مثل‌بچه‌‌برای‌من‌میمونن مرسی‌که‌با‌بچه‌هام‌خوب‌رفتار‌میکنید @Arvan_sun
این‌شب‌سیاه‌غم‌ما‌روزی‌سحرمی‌شود‌اما درطلوع‌خورشید‌لبخند؛ ان‌کسی‌باما‌طلوع‌رابیندکه‌ شب‌سیاه‌غم‌را‌کنارمان‌سپری‌کند. زاده‌ی‌مهر] @Arvan_sun
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین‌ادیتی‌که‌دیدم‌‌با‌اختلاف💘😂)) شانس‌مردم&شانس‌ما @Arvan_sun
اخه‌میدونی همه‌چیزمثل‌کتابا‌نیست‌ سرزمین‌افسانه‌ای‌درکارنبود‌ کرنشایی‌نبود‌که‌به‌اغوشمون‌بگیره زانی‌نبود‌که‌از‌مامان‌بیشتر‌دوسمون‌داشته‌باشه اردوگاه‌سایه‌ی‌ماهی‌درکارنبود‌که‌دختری به‌اسم‌الای‌با‌پیراهنی‌که‌روش‌دخترالفاحک شده‌منتظرمون‌باشه‌تا‌خورشیدگرفتگی‌ببینیم راستش‌هرگز‌جولی‌نبودیم‌که‌بتونیم‌با‌ عزیزترین‌کسی‌که‌ازدستش‌دادیم‌ارتباط برقرار‌کنیم‌،هرگز‌سیپرینی‌وجود‌نداشت‌که بخاطر‌عشق‌حقیقی‌الماس‌مصنوعی‌بسازه هرگز‌مردابی‌نبود‌که‌نگرانمون‌بشه‌ هرگزمقاومت‌لازم‌برای‌روبه‌رو‌شدن‌با‌سایه سیاه‌رو‌نداشتیم‌ اره‌خب،ما‌پامون‌رو‌تو‌دنیای‌واقعی‌گذاشتیم خودشون‌گفتن‌سرتونو‌از‌کتابابیارین‌بیرون ولی‌کی‌اخه‌میدونست‌دنیای‌بیرون‌از‌کتابها انقدر‌وحشتناکه‌ حتی‌وحشتناک‌تر‌از‌اینکه‌مثل‌متیو‌وروفوس در‌نوجوانی‌تماسی‌ازسمت‌قاصد‌مرگ‌داشته باشی..! زاده‌ی‌مهر] @Arvan_sun
کتابهایی‌که‌در‌متن‌اشاره‌شد‌به‌ترتیب: -پاستیل‌های‌‌بنفش _دختری‌که‌ماه‌رانوشید. _هرروح‌یک‌ستاره _سم‌هستم‌بفرمایید _ستاره‌ی‌جنوب _دختری‌که‌ماه‌رانوشید(دوباره‌از‌وجهی‌دیگه) _تماشاگرسایه _هردو‌درنهایت‌میمیرند. .... @Arvan_sun
هدایت شده از ملوفیل
Erfan TahmasbiErfan-Tahmasbi-Hezaro-Yek-Shab-320.mp3
زمان: حجم: 7.1M
قصه‌هزار‌و‌یک‌شب‌تو‌دلم‌کاشتی تو‌چی‌اوردی‌که‌جاش‌قلبمو‌برداشتی مثل‌پاییز‌اومدی‌دربه‌درم‌کردی اومدی‌چشمه‌بشی تشنه‌ترم‌کردی..!
باید‌جلوی‌عکاس‌این‌صحنه‌‌سجده‌کرد:)) @Arvan_sun
_جمله‌ی‌مورد‌علاقم؟ اونجا‌که‌سهراب‌سپهری‌میگه: ریشه‌ام‌ازهوشیاری‌خورده‌اب؛ من‌کجا‌و‌فراموشی‌کجا..! @Arvan_sun
متن‌تقدیمی‌یکی‌ازعزیزهام به‌دیوار‌ریخته‌و‌اوار‌شده‌ی‌روبه‌روی‌ خانه‌خیره‌می‌شوم.. چقدرشبیه‌من‌شده‌بود‌،همانقدر‌خسته همانقدر‌اوار‌،همانقدر‌نامنظم‌ همانقدر..فرسوده‌. دیگر‌هیچ‌کس‌به‌این‌نگاه‌نمی‌کند‌که‌ این‌دیوار‌روزی‌استوار‌‌بوده‌و‌حال‌بعد‌ تحمل‌کردن‌همه‌چیز‌فروپاشیده، هیچ‌کس‌به‌این‌نگاه‌نمی‌کندکه‌،چندسال محکم‌‌ایستادگی‌کرده‌..حال‌همه‌چند اجر‌ِ‌فروپاشیده‌می‌بینند. مثل‌مردی‌که‌کل‌عمر‌تلاش‌میکند‌و‌می‌دود و‌اخر‌وقتی‌در‌اینه‌خیره‌می‌شود‌پیرمردی به‌او‌می‌نگرد. فرسودگی‌فقط‌برای‌چیزی‌که‌قدیمی‌شده نیست‌،فرسودگی‌داستانی‌از‌اوارگی‌هاست داستانی‌از‌تحمل‌کردن‌ها‌و‌لب‌بازنکردن‌و‌ خم‌به‌ابرو‌نیاوردن‌هاست. نتیجه‌ای‌از‌‌من‌گریه‌نمیکنم‌هاست‌ نتیجه‌ای‌که‌از‌تنها‌ماندن‌در‌اوج‌شلوغی‌ست. _چالش‌ایتاگرد‌نویسنده_ زاده‌ی‌مهر] @Arvan_sun
روز‌جهانی‌الماس @Arvan_sun