eitaa logo
اَروآنـه
121 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
مَن‌دِل‍َم‌نِمیخواست‌وَلی‌‌ ازپَس‌ِهمه‌چی‌تنهٓایی‌برآم من‌دلم‌نمیخواست هرروز‌باشم‌ازاسترس‌فردابی‌قرار:(( @Arvan_sun
انگاردرهجوم‌ِ‌سیاهی‌مطلق‌و‌سایه بودم‌؛یه‌نور‌بود‌یه‌نور‌داشت‌دیده‌میشد، خوب‌میشناسمش..اونقدرکه‌حاضرم براش‌جونمم‌بدم‌. همونیه‌که‌همیشه‌ازاین‌تاریکی‌نجاتم‌ داده،من‌بایدبجنگم‌. برای‌‌نور..برای‌اون:)) @Arvan_sun.زاده‌مهر
اَروآنـه
انگاردرهجوم‌ِ‌سیاهی‌مطلق‌و‌سایه بودم‌؛یه‌نور‌بود‌یه‌نور‌داشت‌دیده‌میشد، خوب‌میشناسمش..اونقدرکه‌حاضرم
به‌عنوان‌یه‌متن‌نمیشه‌قبولش‌کردنه؟ ... شایدچون‌یه‌ایده‌ی‌جدیده؛ یه‌ایده‌که‌کنار‌ِ‌اماتا،دیدگاه‌یک‌روانی کنارمی‌و‌دنبالت‌میگردم، نفس‌کشیدنرازندگی‌نامگذاری‌میکنیم، خودت‌رابه‌جایش‌بگذار،قراره‌همدم‌ِ این‌ایتاگردنویسنده‌بشه:)) @Arvan_sun
سبک‌زندگی‌‌ِ‌‌سالم: @Arvan_sun
درودازبعدِ‌امتحان‌نگارش/انشا:)
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیسه؛چشای‌نیمه‌جون‌من حرفام؛نمیشه‌باورت‌! @Arvan_sun
اخوان ثالث : کَم مَبین‌خود‌ را که ‌از ‌بسیار هم بیشی. . . @Arvan_sun
زخمهایت‌راپنهان‌کن؛ ادمیزاد‌گاهی‌شمشیرندارد‌،امادر نمک‌شدن‌جای‌مرحم‌‌،استادی‌ست‌که همتا‌و‌همانند‌ندارد. زخم‌هایت‌رامی‌سوزاند‌‌دردِ‌سخن‌های تلخ‌و‌نمک‌مانندشان:( @Arvan_sun.زاده‌مهر
گفت‌‌بگذارقلمت‌درکاغذ، خواستن‌توانستن‌بنویسد. نقش‌کاغذ‌سیاه‌میشد‌و‌کلمه‌ها اینگونه‌می‌گفتند‌‌که‌گذشته‌ازاین‌حرفها و‌خواستن‌دیگرتوانستن‌نیست. زمین‌جایی‌برای‌جنگیدن‌است‌و‌ تاحرف‌به‌زبان‌اوردن‌و‌رسیدن‌،فرسنگ‌ها فاصله‌دارد. شایداگر‌بعدخواستن‌هزاران‌درنگنما می‌گذاشتند،این‌مکث‌ها‌باورهای‌غلط را‌می‌برد.باورهایی‌که‌زره‌اماده‌سازی جنگ‌و‌شمشیرحقیقت‌رااز‌تو‌میگیردو با‌سهل‌باوری‌تورامیانِ‌انبوهی‌از‌ راه‌های‌نرفته‌و‌تاریکی‌های‌‌خوفناک‌ تنها‌میگذارد. بگذاربرایت‌اینگونه‌بگویم، میان‌خواستن‌تا‌توانستن؛سدی‌‌ست‌که تنها‌باجنگیدن‌کنارمی‌رود. تاتوانستن‌ها،رختِ‌رزم‌برتن‌کن‌و‌ باشجاعت‌بردلِ‌این‌جاده‌ی‌ناهمواربزن. @Arvan_sun.زاده‌مهر