مَندِلَمنِمیخواستوَلی
ازپَسِهمهچیتنهٓاییبرآم
مندلمنمیخواست
هرروزباشمازاسترسفردابیقرار:((
@Arvan_sun
انگاردرهجومِسیاهیمطلقوسایه
بودم؛یهنوربودیهنورداشتدیدهمیشد،
خوبمیشناسمش..اونقدرکهحاضرم
براشجونممبدم.
همونیهکههمیشهازاینتاریکینجاتم
داده،منبایدبجنگم.
براینور..برایاون:))
@Arvan_sun.زادهمهر
اَروآنـه
انگاردرهجومِسیاهیمطلقوسایه بودم؛یهنوربودیهنورداشتدیدهمیشد، خوبمیشناسمش..اونقدرکهحاضرم
بهعنوانیهمتننمیشهقبولشکردنه؟
...
شایدچونیهایدهیجدیده؛
یهایدهکهکنارِاماتا،دیدگاهیکروانی
کنارمیودنبالتمیگردم،
نفسکشیدنرازندگینامگذاریمیکنیم،
خودترابهجایشبگذار،قرارههمدمِ
اینایتاگردنویسندهبشه:))
@Arvan_sun
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیسه؛چشاینیمهجونمن
حرفام؛نمیشهباورت!
@Arvan_sun
زخمهایتراپنهانکن؛
ادمیزادگاهیشمشیرندارد،امادر
نمکشدنجایمرحم،استادیستکه
همتاوهمانندندارد.
زخمهایترامیسوزانددردِسخنهای
تلخونمکمانندشان:(
@Arvan_sun.زادهمهر
گفتبگذارقلمتدرکاغذ،
خواستنتوانستنبنویسد.
نقشکاغذسیاهمیشدوکلمهها
اینگونهمیگفتندکهگذشتهازاینحرفها
وخواستندیگرتوانستننیست.
زمینجاییبرایجنگیدناستو
تاحرفبهزباناوردنورسیدن،فرسنگها
فاصلهدارد.
شایداگربعدخواستنهزاراندرنگنما
میگذاشتند،اینمکثهاباورهایغلط
رامیبرد.باورهاییکهزرهامادهسازی
جنگوشمشیرحقیقتراازتومیگیردو
باسهلباوریتورامیانِانبوهیاز
راههاینرفتهوتاریکیهایخوفناک
تنهامیگذارد.
بگذاربرایتاینگونهبگویم،
میانخواستنتاتوانستن؛سدیستکه
تنهاباجنگیدنکنارمیرود.
تاتوانستنها،رختِرزمبرتنکنو
باشجاعتبردلِاینجادهیناهمواربزن.
@Arvan_sun.زادهمهر