اریعزیزمن؛
ادمهامیروند،خاطرههافراموشمیشوند
گلهاخشکمیشوند،چایهاسردمیشوند
چشمهاخشکمیشوند،غمها،خوشحالی
هاتماممیشوند،قورمهسبزیهایی
کهدریخچالگذاشتهایخرابمیشوند،
افتابگردانهاروزیازافتابدلمیکنند،
روزهاشبمیشوند،شبهاروزمیشوند،
ماندگارترینهارفتنیمیشوند،
رفیقترینهانارفیقمیشوند،
نارفیقهارفیقمیشوند.
هیچچیزماندگاروماندنینیست،
تاقبلِرفتنقدرِبودنشانرابدان؛
چایراقبلسردشدنبنوش،
بهستارهقبلسحروبهابرقبلِ
شامگاهبنگر،گلراقبلخشکشدن
ببوی،ادمهاراقبلِرفتنبهاغوشبگیر.
بعدها،جزکاشوحسرت
چیزیبرایتنماند.
@Arvan_sun.زادهمهر
بهراستیچیستاینادمیزاد؟
سردرگموگمراهدرجادهایروشن
قدمبرمیگذارداما،چشمهایخودرا
بستهودیگرانرامقصرِتاریکیمیبیند.
بهراستیچیستاینادمیزاد؟
میبیندکسیزخمداردجیبهایش
سراسرازمرحماستاما،میگردد
تانمکپیداکند.
بهراستیچیستاینادمیزاد؟
جویایحالکسیمیشودو
اگرجوابنشاندادنزخمهاباشد،
ردتبریبهاونشانمیدهدتا
بگویدمنازتودردمندترهستماما
دمنمیزنم.
بهراستیچهموجودِغریبیست
اینادمیزاد..!
@Arvan_sun.زادهمهر
برخییاداوریها،ناجیِتوازدست
افکارِسیاههستند.
_چایتسردنشود.
@Arvan_sun.زادهمهر
بهیادِ⁵²هرتزی؛
_مُلَقَبٓبِهْتَنْهٓاتَرْیٓننَهَنْگِدُنْیٓا
بْآ⁵²هِرٓتْزفِرکٓانْس.
[صِدایَشتوسطهیچنهنگی
قابلشناسایینبودوبنابراین
داستانِپنجاهودوهرتزیتا
ابدباتنهایینوشتهشد.]
@Arvan_sun