هرکی بخواد
علایقم رو نابود کنه و ذوقم رو کور کنه🖤و سلیقه امو مسخره کنه
همون لحظه از قلبم بیرون میارمش
میکنمش تو ی شیشه و اون شیشه رو
همونجا دفن میکنم
افراد باقی مونده درون قلبمو محکم زندانی میکنم ☺️
و به زندگی عادیم میرسم و پاستیل میخورم
مهرسانوشت
@Arvan_sun
هممون تو زندگیهامون احتیاج به ی کرنشا داریم ،
هزار بار ازش بخوایم بره و باز هم در سختی ها کنارمون باشه🦋
جکسون خوشبخت ترین شخصیت داستانی بود »»»»
مهرسانوشت✍
الهام گرفته از کتاب پاستیل های بنفش🦋
@Arvan_sun
اَروآنـه
کاش بزرگترین پاستیل دنیا بودم🥺✨ @Arvan_sun
قابلیت اینو دارم تنهایی تو ی ساعت همشو بخورم😂🦋
@Arvan_sun
_میدونی چرا اسمت را ایراندخت گذاشتم؟
دخترک سرش را به معنای اینکه نمیداند تکان داد .
_تو دختر ایران زمینی ، هر اتفاقی که بیافتد
این را با افتخار بگو . ایرانت شهر فرهنگ و ادب بود ، شهر کلماتی که از جنس اصالت ساخته شده . در ایرانت به زبان اصیلت سخن بگو ، شجاع باش همانند ارتمیس دریانورد زن ایرانی .
ایران را مانند گذشته اباد کن
نگذار فرهنگ و بوم کشورت بر باد برود ۰
مهرسانوشت
@Arvan_sun
او غمگین بود چون
فراموش کرده بود در چپ سینه اش عشق وجود دارد.
کر شده بود و صدای داد اعلام حضور عشق را نمی شنید .
لال شده بود حرفی نمیزد که کسی کمکش کند .
او فقط فراموش کرد که قلبش هنوز کار میکند . فراموش کرد که ان خون نیست که در رگها جریان پیدا میکند ان عشق است .
او فراموش کرد که چگونه عاشق باشد چگونه محبت بورزد و محبت ببیند .
مهرسانوشت✍
@Arvan_sun
_صدای قدمهای درد را که شنیدی ، از خنده طلب کمک کن . از عشق گله کن که برگردد ، از نفس کشیدن فاصله بگیر ، عاشق زندگی شو .
مهرسانوشت✍
@Arvan_sun